eitaa logo
کانال رسمی محمدحسین ملکیان
888 دنبال‌کننده
58 عکس
56 ویدیو
0 فایل
شاعر و نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جنگ، کاش که با نام مستعار بیاید محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet @aghighpoem
26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چراغ با صدای صابرخراسانی شعر: محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
آن لحظه که حرف ماندن و رفتن شد هنگامه ی دل کندن جان از تن شد در اصل چراغ خیمه خاموش نشد تکلیف جماعت دو دل روشن شد! محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
یاران حسین، با خطر می مانند امثال حبیب، بیشتر می مانند امروز اگر چراغ خاموش شود از مدعیان چند نفر می مانند؟! محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
قبل از همه او در این حرم روضه گرفت چشمش افتاد بر علم، روضه گرفت کم کردن نور خیمه آن شب یعنی در ماتم خود حسین هم روضه گرفت محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
خاک، سردی با خودش می آورد، اما چرا خاک تو آتش به جان شیعیان انداخته؟! محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
اعلام برنامه همدان @farazmalekianpoet
بیماری او علت گرمای تنش نیست دلتنگ نبرد است ، توان در بدنش نیست می سوزد از این داغ که یک مرد نمانده ست مانده ست ، ولی قدرت برخاستنش نیست می سوزد از این رو که تن مانده به گودال از اهل کسا است ولی پیرهنش نیست! می سوزد از این درد که با هموطنانش هر گوشه ی دنیا برود در وطنش نیست ای وای اگر دم بزند ، لب بگشاید حتی دم شمشیر جواب سخنش نیست بیرون زده از خیمه و دلتنگ نبرد است لبهاش چه خشک است، (بر و رو)ش چه زرد است بیرون زده از خیمه چه نوری، چه امامی بیرون زده در روز، عجب ماه تمامی می آید و در راه قیاماً و قعودا گامی به زمین خورده و برخاسته گامی می آید و پیشانی او صبح ، چه صبحی می آید و پیش نظرش شام ... چه شامی شمشیر به دست آمده لبیک بگوید بی آنکه بگوید پدر از جنگ ، کلامی او تشنه ی سیب است ، چه سیبی ، چه نصیبی این بوی حبیب است ، چه عطری ، چه مشامی یک مرد به جا مانده ، چه آغاز غریبی یک مرد به جا مانده ، عجب حسن ختامی دل ها همه هستند اسیرش ، چه اسیری شاهان همه هستند فقیرش ، چه امیری با تشنه لبان دم زدن از آب، عذاب است شرمنده ام از رویت اگر قافیه آب است شرمنده ام از روی تو تنها نه فقط من از شرم تو بر صورت خورشید، نقاب است زینب سر بالین تو با گریه نشسته تر کردن پیشانی بیمار، ثواب است در خیمه برای عطشت نیست جوابی از خیمه که بیرون بروی تیر جواب است درد تو به تشریح، مضامین مقاتل آه تو به تفسیر، خودش چند کتاب است چشمان تو بسته ست، عجب روضه ی بازی! با تربت گودال که سرگرم نمازی ای هر سخنت هر عملت آیه ی قرآن ای کوثر جاری شده در سوره ی انسان ای لرزش اندام تو هنگام عبادت یعنی که قوی آمده ای بر سر پیمان هر سجده ی تو یک شب یلدای خلایق هر ذکر تو یک سنگ به پیشانی شیطان در گودی و بر نیزه و در طشت چه دیدی ؟ ای موی تو هر سال در این ماه پریشان ؟ برپشت شتر ، در غل و زنجیر چه دیدی ؟ ای بی سر و سامان شده ی سر به گریبان ؟ در قصر چه کردند ؟ چه دیدی ؟ چه شنیدی ؟ ای روضه ی سر بسته در این مصرع عریان ! افتاده ای از پشت شتر از غم سرها؟ با نیزه رسیده ست به این شهر ، خبرها محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
اعلام برنامه: یکشنبه ۲۲ مردادماه قم ۸ شب @farazmalekianpoet
26.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حب الحسین با صدای صابر خراسانی شاعر: محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
فلک امشب نشان داده ست روی دیگر خود را که پس می گیرد از خلق جهان، پیغمبر خود را محمد آخرین برگ نبوت بود از این دفتر خدا می بندد از این لحظه دیگر دفتر خود را فلک می ریزد امشب بر سر خود خاک عالم را ملک بر اشک چشمش می کشد بال و پر خود را یکی اناالیه راجعون روی لبش جاری ست یکی با گریه می گیرد سر زانو سر خود را تمام عمر رو به قبله بود و حال می خواهد بچرخاند به سمت قبله، حتی بستر خود را بزرگان گرد او هستند و می چرخد سرش سمتی که تنها و به تنهایی ببیند حیدر خود را علی ماند و فلانی با فلانی رفت، پیغمبر به دوش این و آن نگذاشت حتی پیکر خود را محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet
همینکه حرف مادر می شود یاد تو می افتم تو بی مانندی! این را از زبان مادرم گفتم یکی‌ مادر شدن را در غم دلبند می‌بیند یکی در زادن و پروردن فرزند می‌بیند یکی در لقمه ای که از دهان خویش می‌گیرد یکی در اینکه طفلش تب کند صدبار می‌میرد یکی در چین پیشانی و گیسوی سفید خود یکی...اصلا چه فرقی می کند، هرکس به دید خود من اما مادری را در تو دیدم، در مقام تو سزاوار است روز مادری باشد به نام تو مقامت را خدا قبل از محمد خوب سنجیده به دنیا مادری مانند تو مادر نزاییده که دیده مادری یک مادر از خود ارث بگذارد؟ بشارت می دهد کوثر، خدیجه دختری دارد تو در دل مادری چون فاطمه پرورده ای، آری تو بر هفتاد نسلِ بعد، حق مادری داری بزرگی،‌مادری، مادربزرگ عالم پیری فقط از ما که نه، از کل عالم دست می‌گیری برای چارده معصوم،‌ جا در کنج دل داری تو در قلب رسول الله حق آب و گل داری مگر ساده ست؟ تو قلب محمد را وطن کردی یکی بودید با هم که عبایش را کفن کردی زنی مانند تو دیگر نخواهد دید این هستی گواهی می دهد تاریخ، ام المومنین هستی محمدحسین ملکیان @farazmalekianpoet