🔷سن ازدواج ؛
آقایی کنارم نشسته توی هواپیما یه بچه یکساله بغلش بود..
گفتم همین یکیو داری؟
گفت بله
گفتم چند سالته؟
گفت ۴۲ سال..
گفتم خیلی دیر ازدواج کردی😐
گفت به مردم و جوانان بگو که تجربه بشه برای دیگران، من اشتباه کردم😞
گفتم بچه ات بره کلاس اول ،حدود ۵۰ سالت میشه ..
گفت بله خیلی اشتباه کردم😞
لذت جوانی و با بچه هام بازی کنم نچشیدم😞
✍🏻قاضی زاده
@farhangi02
روز دانشجو و به اون دسته از دانشجویانی که بجای فرار از کشور رگ غیرتشون باد کرد و حاضر به تحقیر شدن از طرف مستکبرین کودککش عالم نشدند، ایستادند و جنگیدند و در عین مردانگی و صلابت، حقارت دشمنانشان را به رخ کشیدند و در نهایت به شهادت رسیدند، تبریک میگم
@farhangi02
🍃⚘️زندگی را به خدا بسپار...
⚘️🍃در هواپیما آرام میگیری...
در حالی که نمی دانی خلبان آن کیست.
🍃⚘️در کشتی آرام میگیری...
درحالی که نمی دانی ناخدای آن کیست.
⚘️🍃پس چگونه در زندگی ات آرام نمی گیری؟
🍃⚘️در حالی که می دانی مدیر و مدبر آن خداست.
⚘️🍃و من یتوکل علی الله فهو حسبه
هــرکــس بــر خــدا تــوکــل نــمــایــد، خــدا او را کــفــایــت مــیکنــد.
🍃⚘️خدایا میدانم حتی نفس کشیدنم به دست توست
⚘️🍃خدایا خودت حال دلمونو خوب کن همیشه شادباشیم
🍃⚘️باخداباش پادشاهی کن
@farhangi02
📚#یک_داستان_یک_پند
دو برادر نزد پادشاهی به آهنگری مشغول بودند. روزی پادشاه امر کرد برای جنگ او با سپاه دشمن، یکی از برادران تیری تیرافکن بسازد و برادر دیگر زره پولادین و غیرقابل نفوذ!!! دو برادر تیر و زره را ساختند.
شاه دو برادر را به محوطۀ قصر برد و کنار هم گذاشت و گفت: بایستید؛ و روی به آن دو گفت: تیر را میزنم اگر در زره فرو رفت، آنگاه سازندۀ زره کارش درست نبوده، پس سزای او مرگ است و سازندۀ تیر کارش درست است و باید زنده بماند و اگر در زره فرو نرود، سازندۀ تیر کارش درست نبوده پس سازندۀ زره آزاد و تیر در قلب سازندۀ تیر خواهم زد. هر دو برادر از سخن پادشاه برجای خود لرزیدند. چون پاداش یکی از آنها مرگ حتمی بود در حالی که انتظار آن را نداشتند. پادشاه هر چه در بازو توان داشت کمان را کشید و تیر از کمان بر قلب سازنده فرو رفت و در دم جان سپرد و برادر دیگر آزاد گشت.
هیچ یک از دو برادر این چنین انتظار امتحان پادشاه بر خود، برای محصولشان را نداشتند. برادری که زنده ماند به جای شادی از زنده ماندن خویش، بر نعش برادر خود گریست و گفت: پادشاها! این سازندۀ زره برادر بزرگتر من بود که من فن آهنگری از او آموخته بودم و او به من یاد داد ولی خود به دانستۀ خود عمل نکرد. او به من گفت: چکش را محکم بکوب، ولی خود عمل نکرد؛ پس سزای من زنده ماندن به خاطر علمی بود که از او فراگرفتم و بدان عمل کردم، ولی خودش عمل به علمی که داشت نکرد تا خودش را در چنین روزی از دست مرگ رها سازد.
🔰در احادیث آمده است: در روز قیامت عالمان بیعمل هم به شاگردان خود که به آموختههای خود عمل کرده و بهشتی شدهاند تأسف خواهند خورد
@farhangi02
زیباترین حرف ،حق
زیباترین حق ،گذشت
زیباترین رحمت ،باران
زیباترین ڪلمه ،محبت
زیباترین عهـد ،وفـا
زیباترین زینت ،ادب
زیباترین دوست ،مـادر
پس به دنبال زیباترین ها باش