«ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود،
آدم های زیادی را به گریه میندازد»
هدایت شده از عاشقانههای هوشنگ ابتهاج
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسان رود که در نشیب دره
سر به سنگ می زند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش
هوشنگ_ابتهاج
چوپان شده تا شاعر ذاتی شده باشد
آواره آن ماه دهاتی شده باشد
چوپان شده در جنگل بادام بچرخد
تا مست چهل چشم هراتی شده باشد
شاید اثر جنگل بادام و کمی بغض
منجر به غزلواره آتی شده باشد
سخت است ولی میگذرم از نفسی که
جز با نفس گرم تو قاطی شده باشد
از بین ده انگشت یکی قسمتش این نیست
در لیقه موهات دواتی شده باشد
تو چایی بی قندی… و یک عالمه زنبور
شاید لب فنجان شکلاتی شده باشد
#حامد_عسکری
شاعر بی شعر:)
؛
عاقدش گفت ک مهریه او آب شود
و قرار است ک او مادر ارباب شود : )
شاعر بی شعر:)
زره فروخته شد تا تو را به دست آرد
کسی که فاطمه دارد دگر چه غم دارد؟
علی دلی است که در سینه بی قرار آمد ،
و آمده است که صد دل به دوست بسپارد :)
هر زمان کہ از زندگی بہ تنگ آمدید دست بہ قلم شوید ؛ نوشتن درمان بزرگ همہی دردهای بشر است .