هدایت شده از آموزش و پرورش مهاباد
لینک کانال های آموزشی مقاطع سه گانه مدیریت آموزش و پرورش مهاباد
آموزش ابتدایی(پایه ها به تفکیک):
@aemahabad
آموزش متوسطه اول:
@motavasete1
متوسطه دوم:
@motavasete2mahabad
روابط عمومی آموزش و پرورش مهاباد
هدایت شده از متوسطه اول (آموزش تعطیل نیست)
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تدریس ادبیات هفتم درس 12 خدمات متقابل اسلام و ایران
هدایت شده از متوسطه اول (آموزش تعطیل نیست)
45.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درس #ادبیات /درس ۱۲
پایه #هفتم
ساعت ۸
پنجشنبه ۲۲ اسفند ۹۸
🅰️ @amozeshtv
فصل آزاد صفحه 43
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
از کتاب هفت پیکر نظامی
تمام جهان مانند تن هست و ایران مانند قلب آن بدن، شاعر از این مقایسه شرمنده نیست.
در مورد درس آزاد باید یادآور شوم که گردآورندگان کتاب فارسی به دانش آموزان این امکان را داده اند که در تألیف کتاب مشارکت داشته باشند. دانش آموز باید با توجه به آموخته های خود و نیازی که احساس می کند درس را طراحی و با خطی خوانا بنویسد و سپس نام خود را به مؤلفین کتاب بیافزاید.
سر فصل سوم صفحه 49
این زندگی حلال کسانی که همچو سرو
آزاد زیست کرده و آزاد می روند
گلشن آزادی
این زندگی حلال کسانی باشدکه مثل سرو آزادانه زندگی می کنند وبه این دنیا بی ارزش دل نمی بندند و دنیا را راحت رها می کنند.
علی اکبر آزادی متخلص به گلشن در سال1319 قمری در تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پس از کسب علوم رایج زمان، به روز نامه نگاری وسیاست روی آورد و در آزادیخواهی تلاشهایی کرد. وی در سال 1394 درگذشت.
دیوان اشعار و تذکره شعرای خراسان "گلشن ادب" از آثار اوست.
درس ششم صفحه 50
قلب کوچکم را به چه کسی بدهم
اذیت: آزار دادن
واقعاً: به درستی
حق: شایسته/ سزاوار
تمام تمام: کامل
معلوم: آشکار
عقلم میرسید: من درست فکر میکردم
فوراً: سریع و زود
شلوغ: پر سر و صدا
ولو: پخش و پراکنده
حسابی: کامل/ فراوان
رضایت: خشنودی
سعی: تلاش و کو شش
تقصیر: سهل انگاری و کوتاهی
یک عالم: مقدار زیاد/ به اندازه وسعت یک دنیا
سراسر: همه/ تمام
کثیف: آلوده
عجیب: شگفت انگیز/ شگفت آور
زور گفتن: ظلم وستم کردن
گله: شکایت و دل خوری
مهمان خانه: مسافر خانه
نادر ابراهیمی
نادر ابراهیمی متولد 1315 نویسنده و سینماگری که با داستانهای کودک و نوجوان فعالیتهای فرهنگیاش را شروع کرد. نخستین کتابش را با اسم خانهای برای شب در سال 1341 نوشت. پس از انقلاب، زندگی امام خمینی را با نام "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما آمد" نوشت. وی در خرداد ماه سال 1387 درگذشت
کلاغها، سنجابها، دور از خانه، قصههای ریحانه خانم، قصه سار و سیب، نوسازی حکایتهای خوب قدیم برای کودکان
خودارزیابی صفحه 55
1. چرا قلب آدم نبايد خالی باشد؟
چون اگر خالی باشد مثل يک گلدان، خالی و زشت می شود و انسان را آزار می دهد.
2. چرا قلب به دریا تشبیه شده است، شما قلب را به چه چيز هایی تشبيه می کنيد؟
چون مانند دریا وسیع و گنجایش زیاد دارد.
آسمان ، اقیانوس، کهکشان و...
3. به نظر شما چرا قلب نویسنده نمی توانست عموی خود را بپذیرد؟
چون عمویش علاقه زیادی به گنجینه هایش داشت و نمی توانست از آنها دل بکند.
دانش های زبانی و ادبی صفحه 55
مفعول
1ـ مفعول: کلمه ای است که کار بر آن واقع می شود .
مانند: کبوتر پرواز را دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.
نشانه مفعول «را» است، امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛
یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی«را» می آید. گاهی هم «ی » به مفعول می چسبد. مانند من کتابی خواندم.
به طورِ کل، مفعول به شکل هایِ زیر می آید:
الف) من پرنده را دیدم. (با نشانه ی «را») پرنده: مفعول
ب) من پرنده ای دیدم. (با نشانه ی «ی»)
پرنده ای: مفعول
پ) من پرنده ای را دیدم. (با نشانه ی «را» و «ی») پرنده ای: مفعول
ت) من پرنده دیدم. (بدونِ هیچ نشانه ای) پرنده: مفعول
راه شناختِ مفعول: به اوّل فعل«چه چیز را؟» یا «چه کس را؟»
اضافه می کنیم، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در جوابِ
«چه چیز را؟» یا «چه کس را؟» می آید.
هم نامه ی نا نوشته خوانی
چه چیز را خوانی؟
نامه ی نانوشته را = نامه ی نا نوشته: مفعول
ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن.
چه کسی را راهنمایی کن؟
ما را = ما: مفعول
نکته دوم:
هرگاه نویسنده بخواهد بر چیزی تأکید کند. آن را تکرار می کند. این تکرار آگاهانه بر تأثیر سخن می افزاید، شاعران، از "تکرار" برای زیباسازی و تاثیرگذاری شعر استفاده میکنند. حتّی گاه به تکرار یک بیت در شعر می پردازند.
- در نوشتن املا دقت و سرعت موجب می شود تا متن آن به دور از هرگونه خطا باشد.
- واژه های هم آوا، از مباحث دشوار املایی است. شناخت شکل درست آنها به معنا و کاربرد آنها در جمله وابسته است.
کار گروهی صفحه 56
1. چه ویژگی هایی باعث میشود تا ما کسی را در قلبمان جای دهیم. ویژگی های خوب اخلاقی مانند: مهربانی، گذشت، وفاداری، خوش رویی، صبوری، عدالت و...
2. نمونههایی از تکرار های زیبا در "آفرینش" خدا بیان کنید. آسمان زیبا، گل های زیبا، دریای زیبا، و...:
نوشتن: صفحه 56
1 نمونه هاى تکرار را از درس پیدا کنید و بنویسید.
من قلب كوچولویی دارم. خیلی كوچولو. خیلی خیلی كوچولو
اما وقتی نگاه کردم خدا جان، خدا جان!
این عموی پدرم خیلی خیلی خیلی پولدار است.
دوان دوان از قلبم می آمد.
بله...تازه یواش یواش داشتم می فهمیدم که یک قلب کوچک کوچک...
2. نهاد و مفعول هر جمله را مشخّص کنید.
رزمندگان، دشمن را از خاک ما بیرون انداختند.
من عموی خوش اخلاقم را توی قلبم جا دادم.
همهٔ معلّم ها، بچّه ها را دوست دارند.
نهادها: رزمندگان، من، همه معلم ها
مفعول ها:دشمن، عموی خوش اخلاق، بچه ها
٣ با توجه به معنی جمله ها، واژه های مناسب را در جای خالی قرار دهید.
الف) مادر بزرگ دربارهٔ حیات گل های باغچه با نوه اش در حیاط خانه گفت و گو می کرد.
(حیاط، حیات)
ب)مراقب پول های خرد خود باشیم و از خورد و خوراک های بیهوده پرهیز کنیم.(خورد، خُرد)
جواب جدول مهر صفحه 57
1. جمله عاطفی، 2. آن 3. جا، 4. من،5. اگ 6. نز، 7. ار، 8. مه، 9. انعام، 10. گزاره، 11. یاران، 12. نهاد
دانشهای زبانی و ادبی
نکتۀ اول
جمله از نظر نوع پیام به ۴ دسته تقسیم میشود:
۱_ جمله خبری: که به وسیلۀ آن خبری داده میشود
در پایان جملات خبری (.) نقطه میگذاریم.
۲_ جمله پرسشی: که به وسیلۀ آن سوالی مطرح میگردد.
در پایان جملات پرسشی(؟) علامت سؤال میگذاریم.
جملات پرسشی به سه دسته تقسیم میشود:
الف) پرسشی ساده
ب) انکاری
ج) تأکیدی
جملات پرسشی ساده زمانی استفاده میشوند که پرسشگر و سوال کننده از موضوعی بیاطلاع است، سوال میکند که اطلاعاتی کسب کند.
این پرسشها به دو حالت ظاهر میشوند:
الف۱) پرسشی مستقیم: که با کلمۀ پرسش همراه هستند. مانند: چرا غایب بودی؟
معمولا پاسخ این نوع از پرسشها توضیحی میباشد.
الف۲) پرسشی غیر مستقیم: که بدون کلمۀ پرسش مطرح میشوند و با توجه به لحن خوانش و علامت سوال پایان جمله تشخیص داده میشوند. مانند: غایب بودی؟
معمولا پاسخ این نوع از پرسشها، کوتاه و به صورت بله و خیر، است.
اما
در پرسش انکاری و تأکیدی پرسشگر پاسخ را میداند فقط میخواهد در قالب پرسش، موضوعی را رد یا تأیید کند و بر تأثیر سخن بیفزاید.
بر همین اساس میتوان پرسش را علاوه بر پرسش عادی به دو دسته دیگر تقسیم کرد:
✔الف-پرسش انکاری(استفهام انکاری)
✔ب-پرسش تأکیدی(استفهام تأکیدی)
الف- پرسش انکاری: در این نوع پرسش همانطور که در بالا نیز گفته شد، هدف از پرسش رد و انکار یک امر است.
مثال: چه کسی گفته که بدون زحمت میتوان موفّق شد؟(نمیتوان موفقّ شد)
چه کسی میتواند از عهدۀ شکر نعمتهای خدا برآید؟ (هیچ کس نمیتواند)
نکته: اکثر پرسشهای انکاری با فعل مثبت میآیند. اگر در مثالهای بالا دقّت کنید خواهید دید که فعل هر دو جمله مثبت است ولی جواب منفی است.
چند مثال دیگر:
ای نام تو بهترین سرآغاز/بی نام تو نامه کی کنم باز؟ (باز نمیکنم)
که تواند که دهد میوه الوان از چوب؟/ یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار؟ (در هر دو مصراع منظور اینست که کسی این کار را نمیتواند بکند)
ب-پرسش تاکیدی: در این نوع جمله هدف، تأیید و قبول یک امر میباشد.
مثال: مگر نگفتم خوب درس بخوانید؟(حتماً گفتم)
خیال میکنی من منظور تو را نفهمیدم؟ (حتماً فهمیدم)
آیا پایان همه مرگ نیست؟ (یعنی حتماً پایان همه مرگ است)
سعدیا، با تو نگفتم که مرو از پی دل؟
نروم باز گر این بار که رفتم جَستم
(در مصرع اول سعدی به خود میگوید که قطعا به تو گفتم که نرو از پی دل)
نکته: اکثر پرسشهای تأکیدی با فعل منفی میآیند ولی جواب آنها بلی و حتماً و از این دست جوابهاست. اگر در مثالهای بالا توجّه نمایید خواهید دید که فعل همۀ مثالها منفی است.
تمرین
در عبارات و ابیات زیر نوع پرسشها را مشخّص کنید.
- آیا دانایی دشمن انسانهاست؟
- تو نمیدانی مگر رسم ادب؟
- آیا دانایی دشمن جهل نیست؟
- آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع؟
- صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟
- نومید کی توان بود از لطف لایزالی؟
- کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را؟
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را؟
ساقی سیم ساق من گر همه درد میدهد
کیست که تن چو جامِ می جمله دهن نمیکند؟(حافظ)
پیاده ندیدی که جنگ آورد؟
سر سرکشان زیر سنگ آورد(شاهنامه)
۳_ جمله عاطفی: که نشاندهندۀ یکی از احساسات ما مثل خشم، نفرت، تحسین، تشویق، شادی و ... میباشند.
در پایان جمله عاطفی علامت (!) میگذاریم.
دو نکته ی مهم :
الف) دعاها جزء جملات عاطفی محسوب میشوند.
ب) در جملات عاطفی باید کلمهای که نشان دهندۀ احساسات ما باشد وجود داشته باشد ( معمولاً دانشآموزان در این زمینه مشکل دارند)
به طور مثال جملۀ: من مادرم را خیلی خیلی دوست دارم، عاطفی نیست بلکه خبری است،
چه مادر دوست داشتنیای!: عاطفی است
۴_ جملۀ امری: که به وسیلۀ آن دستوری داده میشود یا خواهشی صورت میگیرد.
در پایان جملات امری (.) میگذاریم.
یادآوری: جملاتی مثل: خدایا ما را کمک کن!
امری نیست بلکه عاطفی است چون اولاً دعاست، ثانیا به خدا دستور داده نمیشود.