فصل چهارم صفحه 79
نام ها و یادها
نارِ خندان، باغ را خندان کند
صحبت ِ مردانت از مردان کند
مولوی
یک انار خندان باغی را خندان می كند. (تأثیر هم نشین)
هم نشینی با كسانی كه اخلاق مردانه دارند تو را مرد بار می آورد.
درس نهم نصیحت امام:(ره) صفحه 80
بیزاری:تنفر/ بی میلی
قرائت: خواندن
ترقی: پیشرفت/ برتری یافتن
تعالی: بالارفتن
علامه: بسیاردانا/ بسیاردانشمند
نشاط: شادمانی
صید: شکار
شیفته: عاشق
وجد: خوشی بسیار/ ذوق
نصیب: قسمت
اخلاص: پاکی عقیده
عطاکردن: بخشیدن
کسالت: بیماری
عطش: تشنگی
دارالشفا: خانه ی تن درستی
حجره: اتاق
ضریح: سازه ای که از چوب یا فلز بر سر مقبره ی امامان وبزرگان دین سازند
گشت و گذار: تفریح و گردش
نورچشمان: عزیزان
استاد محمد تقی جعفری در مرداد سال 1302 ه.ش. در خانوادهای فقیر در شهر تبریز به دنیا آمد. هنگامی که میخواست به کلاس ششم برود، مجبور به ترک تحصیل شد و یک سال و نیم در یک مغازه کفاشی شاگردی کرد. بعدها به کمک یکی از استادان خود راهی نجف شد. در 23 سالگی به درجه اجتهاد رسیدو پس از 11 سال به ایران بازگشت. ازاستاد جعفری کتابها و آثار علمی فراوانی برجای ماده است وی در سال 1377 درگذشت.
آثار فراوانی درباره نهجالبلاغه ، مثنوی مولوی، و موضوعات دیگر
خودارزیابی درس 9 صفحه ی 84
1. چرا دانش آموزان ازنصیحت کردن امام خودداری کردند؟ زیرا امام بزرگوار و از همه گناهان دور بود و او بت شکن بودند و به مدت چهل سال نمازهای شبشان ترک نشد.
2. چگونه می توان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود؟ به وظایف اسلامی که انسان را می سازد عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید واطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید.دو آنها را از خود راضی کنید و به معلم هایتان احترام زیادی بگذارید.
3. درباره ی عبارت «حرم دل او را آرام می کرد و مدرسه اندیشه اش را» توضیح دهید؟ وقتی وارد زیارتگاه می شویم دل ما به خدا نزدیکتر می شود و از امامان سرمشق می گیریم وقتی وارد مدرسه می شویم چون سوادمان افزایش پیدا می کند فهم و اندیشه ما هم افزایش میابد.
4.امام خمینی در پاسخ نامه دانش آموزان چه نوشتند؟ فرزندان عزیزم ، نامه ی محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان، مرا نصیحت می کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرمی درس هایتان راخوب بخوانید.
دانش های زبانی و ادبی صفحه 84
مسند:
به صفت یا حالتی می گویند که به کمک فعل های اسنادی به نهاد نسبت داده می شوند.
فعل هایِ اسنادی (ربطی) عبارتند از:
«است، بود، بُوَد، شد، گشت، شَوَد، باشد، باد، هست، نیست»
*روشِ پیدا کردنِ مُسند:
به اوّل فعلِ اسنادی، کلمه هایِ«چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می کنیم و مُسند را به دست می آوریم؛
مانند: انقلابِ دینی و فرهنگی در آثارِ
نویسندگانِ پس از انقلابِ اسلامی نیز جلوه گر شد.
چگونه شد؟ جلوه گر = مُسند
مثال: هم نشینِ نیک، بهتر از تنهایی است.
نهاد.(همنشین) مسند(بهتر) است (فعلِ اسنادی (ربطی)
- در نوشتن املای دو کلمۂ «گزاردن» و «گذاردن» نباید با هم اشتباه کرد.گزاردن به معنی ادا کردن و به جا آوردن و گذاردن به معنای نهادن و قراردادن است.
- بهتر است هنگام شنیدن نشانه های اختصاری در املا، شکل نوشتاری کامل آنها نوشته شود، مانند: (ص) > صلوات الله علیه.
نوشتن صفحه 85
1. در جمله های زیر مسند را مشخص کرده، مسند مناسب دیگری جایگزین آن کنید.
علّامه جعفری کنجکاو بود. کنجکاو > دانشمند
او شیفتۂ طبیعت بود. شیفته > دوستدار
2. برای هر یک از واژه های زیر دو کلمه هم خانواده بنویسید.
درس > مدرسه، دروس، تدریس
سعادت > مسعود، سعید، سعیده
راضی > مرضیه، رضا، مرتضی
طبیعت > طبیعی، طبایع، مطبوع
3. با حروف در هم ریخته زیر واژه هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشند و در متن درس به کار رفته باشند.
(ج، ح ،م، ر، ه، ض، ی، ت)
حجره، هجرت، حرم، حضرت، حضور، ضریح
4. با توجه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید و بنویسید.
الف) نصیب * - نسیب = قسمت
ب) گشت و گذار* - گشت و گزار= گردش
/اجابت شده
درس هفتم: زندگی همین لحظههاست
تردید: شک
دقایق: جمع دقیقه
دل آِزرده:دناراحت
اثنا: میانهها
حیرت: سرگشتگی / شگفت زده شدن
حک کردن: تراشیدن
صاحبان قبور: کسانی که مرده.اند و در گور دفن شده اند.
نظر: نگاه /دیدگاه
خفتن: خوابیدن
اعظم: بزرگ/ بزرگتر
غفلت: بی خبری
دی: دیروز
نامده: نیامده
الکی: غیر جدی /دروغی
اضطراب: نگرانی /پریشان حالی
گره از کار دیگران گشودن: کنایه از بر طرف کردن مشکل
مصاحبت: همنشینی /گفت و گو
اعجاب: شگفتی و تعجب
تامل: اندیشیدن / فکر کردن
عبرت: پند / اندرز
معانی لغات سفرنامه اصفهان
قلم زنی: کندن نقش بر روی فلزات
عین: مثل /مانند
از کوره در رفتن: کنایه از خشمگین شدن
طاقت: تاب و توان
عمارت: ساختمان /بنا
پلکیدن: آهسته و آرام حرکت کرن
هرهر خندیدن: پیوسته و بیهوده خندیدن
تو نخ چیزی رفتن: مشغول و متمرکز در کاری شدن
کلافه شدن : سخت ناراحت شدن
قراضه: خراب / کهنه و فرسوده
حوصله: صبر /تاب و تحمل
از زبان افتادن: کنایه از خسته شدن از پرحرفی/ به کنایه نتوانستم حر ف بزنم
تو ذوق کسی زدن: مایوس و ناامید کردن کسی
بار و بندیل: اسباب و اثاثیه
ناشتایی: صبحانه
عازم :قصد کننده
تک ودو: تلاش و تکاپو
شوفر: رانندهی اتومبیل در زبان فرانسه
پوزخند: خندهای به قصد تمسخر
بیتوته: شب در جایی ماندن
پر پر زدن دل: کنایه از نهایت اضطراب و بیتابی
اوقات تلخی: تند خویی
دیزی: دیگ / آبگوشت
رونق: رواج
مناره: ستونی بلند در مسجد که در آن اذان میگویند
آهان: بلی/ آری
کار دست کسی دادن: برای کسی مشکل درست کردن
علاف: بی کار و سر در گم
عازم: رهسپار
گو شزد نمودن : یاد آوری کردن / تذکر دادن زیر بار رفتن: کنایه از پذیرفتن مسئولیت
لب و لوچه تو هم رفتن: کنایه از اخم کردن / غمگین شدن
یک سطل آب سر کسی ریختن: کنایه از کسی را مایوس و نا امید کردن
درس نهم نصیحت امام:(ره)
بیزاری: تنفر/بیمیلی
قرائت: خواندن
ترقی: پیشرفت /برتری یافتن
تعالی: بالارفتن
علامه: بسیاردانا/بسیاردانشمند
نشاط: شادمانی
صید: شکار
شیفته: عاشق
وجد: خوشی بسیار/ذوق
نصیب: قسمت
اخلاص: پاکی عقیده
عطاکردن: بخشیدن
کسالت: بیماری
عطش: تشنگی
دار الشفا :خانه ی تن درستی
حجره:اتاق
ضریح: سازههای که از چوب یا فلز بر سر مقبرهی امامان و بزرگان دین سازند
گشت و گذار: تفریح وگردش
نورچشمان: عزیزان
واژههای درس یک تا آخر ۹
نوبت اول
ستایش: مدح، شکر، سپاس
سرآغاز: شروع، ابتدا
نامه: کتاب(در این درس)
مونس: همدم
کارگشا: چاره ساز، مشکل گشا، چارهجو
کوته: مخفف کوتاه
دَرَت: درگاهت، آستانت
نانمود: آشکار نشده، فاش نشده
نانوشته: نوشته نشده
عنایت: توجه، لطف
الهی: خداوندی
ظلمت: تاریکی، گمراهی
فروغ: روشنایی، جلوه
لغات درس زنگ آفرینش
حرم: داخل مکان زیارتی
گرم: مشغول سر گرم
غوغا :اشوب و فریاد همهمه
انگار: گویی
ذره ذره :کم کم
ابد: جاودان
غلتید: از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید
موضوع مطلب
دل تنگ: ناراحت، غمگین
فارغ: اسوده راحت
افق: کرانه های آسمان
پیغمبر: پیام آور
گل دسته: مناره
گنبد: سقف بزرگ که به شکل نیم کره است
زائر : دیدار کننده
کام : آرزو، میل، خواسته
زنجره :سیرسیرک، نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند
اندرز: نصیحت، پند
طفولیت: کودکی
متعبّد: عبادت کار، باایمان
شبخیز: شب زنده دار، کسی که شب را به عبادت میپردازد
رحمهالله علیه: رحمت خداوند بر او باد
طایفه: گروه
مُصحَف: کتاب آسمانی، قرآن مفرد مصاحیف
غفلت: بیخبری
بگزارد: به جا بیاورد، ادا کند
در پوستین خلق افتادن: کنایه از غیبت کردن
درس دوم چشمهی معرفت
کنجکاوی :جستجو برای یافتن
هیجان:برانگیختگی و التهاب درونی
معرفت: شناخت
گورا:خوشایند لذت بخش
یقین: اطمینان کامل/قطعی
عظمت:بزرگی شکوه
جاذبه :به سوی خود کشنده /جذب کننده
اعجاز:کاری شگفت و عجیب انجام دادن
مذاب: ذوب شده /گداخته
سیراب: آنچه به اندازه آب خورده است
دیرینه: قدیمی
آدابدان: آگاه به راه ورسم معاشرت زندگی
وداع:خداحافظی
معصوم:بی گناه وپاک
زمزمه:خواندن ارام و زیر لب
غرور: احساس سربلندی به سبب موفقیت
لغات درس سوم نسل آینده ساز نوع نثر ساده و روان
استعداد: توانایی/قابلیت
تحلیل:بررسی کردن جزییات یک موضوع
پرشور: دارای عواطف تند
واقعیت: امر واقعی
برخی:بعضی
مطبوعات: روزنامهها و مجلات/جمع مطبوعه
رسانه ها:وسایلی که خبرها و اطلاعات رابه مردم می رسانند مانند رادیو وتلویزیون و روزنامه
انحراف: دورشدن ازحقیقت چیزی
جبران: باانجام کاری اثر اشتباه را ازبین بردن
پاکدامنی: از گناه دوری کردن/پرهیزکار بودن
پارسایی: پرهیزکاری
صداقت:درستکاری/دوستی
شعور: درک وفهم
متخصصان: کسانی که درامری تخصص و کارشناسی دارند
اعتراف: اشتباه وخطا خود را به زبان آوردن و آن را پذیرفتن
پشتوانه: پشتیبان
همت: پشتکار قوی /اراده / انگیزه
غیرت: مردانگی
اوایل: جمع اول/آغاز هر چیزی
هیئت: گروه /دسته/جمع
استحکامات:سنگرها/خاک ریزها و مانند آنها
برخوردار: بهره مند
بحمدالله: خدا راشکر
مایه: سبب(مایه افتخار)
ببالد: افتخار کند
شعر خوانی توفیق ادب
متصل: وصل، پیوند
توفیق: موافق گردانیدن، مدد کردن
حاجت: نیاز
حاجتروا: برآورده شدن آرزو
حریص: طمع کار
آفاق: ج افق، اطراف، کرانهها، جهان
محروم: بیبهره، بینصیب
فضل: بخشش
درس چهارم: بابهاری که میرسد از راه
دوره: زمان و روزگار
شوق: اشتیاق و میل و رغبت فراوان به چیزی
شکوفایی: شکفته شدن/رونق
معمولا: به صورت رایج
حسرت: افسوس/دریغ/ناراحتی واندوه زیاد
انتقال: جابه جاکردن
پر فراز و فرود: پراز خوشی و ناخوشی
فراز: بالا
فرود: پایین
وابستگی: به کسی نیازمند بودن
استقلال: مستقل بودن /تابع دستور کسی نبودن
شبیه: مانند
دل خوری: ناراحت شدن
لذت: حالت خوشی که به انسان دست میدهد
زلال: صاف و گورا
کیمیا:هر چیز کمیاب و دست نیافتنی
گوناگون: مختلف
سرشار: پر /انباشته/ لبریز
علایق: دلبستگیها، جمع علاقه
اندرز: پندو نصیحت
چالاکی: تند بودن
مهارت: استادی /توانایی انجام دادن کاری به نحو شایسته
تصاویر:جمع تصویر/شکلها
درس ششم قلب کوچکم را به چه کسی بدهم
قیاس: مقایسه کردن، سنجش
خجل: شرمنده، شرمسار
اذیت: آزار دادن
واقعا: به درستی
حق: شایسته/سزاوار
تمام تمام: کامل
معلوم: آشکار
عقلم میرسید: من درست فکر میکردم
فوراً: سریع و زود
شلوغ : پرسرو صدا
ولو: پخش و پراکنده
حسابی: کامل/فراوان
رضایت: خشنودی
سعی: تلاش و کو شش
تقصیر: سهل انگاری و کوتاهی
یک عالم: مقدار زیاد/ به اندازه وسعت یک دنیا
سراسر: همه/ تمام
کثیف: آلوده
عجیب: شگفت انگیز/ شگفت آور
زور گفتن: ظلم وستم کردن
گله: شکایت و دل خوری
مهمان خانه: مسافر خانه
کلمه های مهم درس ششم علم زندگانی
جرئت: دلیری/شجاعت
شاخسار: شاخههای درخت
عجز:ناتوانی
توش: مخفف توشه ذخیره/غذای سفر(آذوقه)
نوکار: در این جا بی تجربه/کسی که تازه به کاری مشغول شده باشد.
حدیث: سخن داستان (دراین درس نکته وپند)
دمساز:همدم وهمراه/سازگار
هجوم: حملهی ناگهانی/یورش
فتنه: در این درس به معنی بلا و مصیبت
برومند: با ثمر/میوه دار/پربار
گیتی: جهان
سست: ضعیف
جو کناری: جویبار
بامکی: بام کو چک
لغات مهم دعای مادر
بخسب: بخواب
باز ماندن: محروم شدن
درجت: درجه/رتبه
اولیا: جمع ولی /دوستان خدا
مستجاب: پذیرفتهشده
🔽🔽🔽🔽🔽🔽
🔷درس دوم پایه ی هفتم ، چشمه ی معرفت
💟بند اول : ص۱۸
👇👇
کنجکاوی : پرسشگری
کشف کردن : پیدا کردن
مراعات نظیر یا تناسب ( نوجوانی ، کنجکاوی ، خستگی ناپذیری ) ( فراگرفتن، فهمیدن، کشف کردن )
# شبکه معنایی که از کنارهم قرار گرفتن دو یا چند تناسب حاصل می شود در بند اول
سر زدن : کنایه از دیدار و بازدید ، تجدید دیدار
🌹🌹
بند دوم ص۱۸
👇👇
نگاه های کنجکاوانه : دقیق
نگاه های تشنه : حس آمیزی ، تشخیص
درس بزرگ طبیعت : تشبیه
گوش، چشم ، دل ، روح : تناسب
گوش و چشم دادن :بادقت گوش دادن و با دقت نگاه کردن
دل دادن : عاشق شدن کنایه از : با تمام وجود توجه کردن
روحم چنان غرق فهمیدن بود : روح و جانم لبریز درک کردن بود
روحم از هیجان می لرزید: تشخیص
چشمه های معرفت : تشبیه
سر باز کردن : جاری شدن
چشمه های معرفت از درون من سر باز خواهند کرد : تمام وجود پر از معرفت و شناخت خدا خواهد شد
آب های زلال و .. فهم و دانایی : تشبیه
آب ،سرد،زلال،گوارا : مراعات نظیر
کلاس شگفت آفرینش : تشبیه
عظمت و جلال: ترادف
🌹
بند سوم ص۱۸
👇👇
غرقه : محو ، مبهوت
نوازش لطیف آب : تشخیص
آب ، جوشش ، چشمه ، لطیف ،خنکی : تناسب
🌹
بند چهارم ص۱۸
👇👇
روح مذاب : اشاره به جاری و روان بودن آب که مانند روح ، صفت زندگی بخشی دارد
تشبیه آب به روح
تازه نفس ، جوان .... : جان بخشی
آب می رفت : تشخیص
دهان خشک زمین : تشخیص
نگاه های پژمرده ی درختان : تشخیص
درخت تشنه : تشخیص
رگ های خشکیده جوی های مزرعه : تشبیه
کوچه باغ های مرده : تشخیص
🌷🌷🌷🌷🌷
بند اول ص۲۰
👇👇
سبزه ها و کشته های سیراب : تشخیص
شاخه ی دست : اضافه تشبیهی
دعا می کردند : تشخیص
اشاره به بیت مولوی :
این درختانند همچون خاکیان / دست ها بر کرده اند از خاکدان
با زبان سبز و .....
کودکان پرنشاط گلبوته ها : اضافه تشبیهی
نوجوانان امیدوار ذرت ها : اضافه تشبیهی
گوش نسیم : تشخیص
آمین : درخواست اجابت دعا
آمین می گفتند : تشخیص
باغ و صحرا و درخت و بوته : تناسب
رفاقت و خویشاوندی با ساقه ها : تشخیص
عظمت و بزرگی : ترادف
🌹🌹
بند دوم ص۲۰
👇👇
نسیم مانند مادری مهربان : تشبیه
ادب می آموزد : تشخیص
کودکان : استعاره از گیاهان
کودک ،جوان ، نوزاد : تناسب
تشبیه نهالها به نوجوان و بوته ها به نوزاد
احترام و وداع نهال ها : تشخیص
خم شدن سر بوته ها برای وداع : تشخیص
سبزه های معصوم : تشخیص
تضمین : بیت سعدی
تشبیه برگ سبز درختان به کتابی برای خداشناسی
بیت سعدی :
یک جمله
برگ درختان ، نظر هوشیار،ورقش : ترکیب اضافی
درختان سبز : ترکیب وصفی
🌹🌹🌹
#هفتم
💟درس دوم : پایه هفتم ( دانش های زبانی و ادبی)
🌹🌹
نکته ی اول
👇👇👇
جمله از نظر نوع پیام به ۴ دسته تقسیم میشود :
🌹
۱_ جمله خبری : که به وسیله ی آن خبری داده می شود
در پایان جملات خبری (.) نقطه می گذاریم
🌹
۲_ جمله پرسشی : که به وسیله ی آن سوالی مطرح می گردد .
در پایان جملات پرسشی( ؟ ) علامت سؤال می گذاریم
جملات پرسشی به سه دسته تقسیم می شود
الف ) پرسشی ساده
ب ) انکاری
ج) تأکیدی
جملات پرسشی ساده زمانی استفاده میشوند که پرسشگر و سوال کننده از موضوعی بی اطلاع است ، سوال می کند که اطلاعاتی کسب کند .
این پرسشها به دو حالت ظاهر می شوند
الف۱ ) پرسشی مستقیم : که با کلمه ی پرسش همراه هستند . مانند : چرا غایب بودی ؟
معمولا پاسخ این نوع از پرسشها توضیحی می باشد .
الف۲) پرسشی غیر مستقیم : که بدون کلمه پرسش مطرح می شوند و با توجه به لحن خوانش و علامت سوال پایان جمله تشخیص داده می شوند . مانند : غایب بودی ؟
معمولا پاسخ این نوع از پرسشها ، کوتاه و به صورت بله و خیر ، است
اما
در پرسش انکاری و تأکیدی پرسشگر پاسخ را می داند و....( در مجال و مقالی دیگر به این موضوع پرداخته می شود .)
🌹
۳_ جمله عاطفی : که نشاندهنده ی یکی از احساسات ما مثل خشم ، نفرت ، تحسین، تشویق ، شادی و ... می باشند
در پایان جمله عاطفی علامت (!) می گذاریم.
دو نکته ی مهم :
الف) دعاها جزء جملات عاطفی محسوب می شوند .
ب) در جملات عاطفی باید کلمه ای که نشان دهنده ی احساسات ما باشد وجود داشته باشد ( معمولاً دانش آموزان در این زمینه مشکل دارند)
به طور مثال جمله ی : من مادرم را خیلی خیلی دوست دارم ٬ عاطفی نیست بلکه خبری است ،
چه مادر دوست داشتنی ای ! : عاطفی است
🌹
۴_ جمله امری : که به وسیله ی آن دستوری داده می شود یا خواهشی صورت می گیرد .
در پایان جملات امری ( . ) می گذاریم
یادآوری : جملاتی مثل : خدایا ما را کمک کن !
امری نیست بلکه عاطفی است چون اولاً دعاست ، ثانیا به خدا دستور داده نمی شود .
#هفتم
💟درس دوم : پایه هفتم ( دانش های زبانی و ادبی
🌹
نکته دوم
👇👇
همخانواده ویژه ی زبان عربی است و به کلماتی گفته می شوند که از یک ریشه بوده و حداقل دارای سه حرف مشترک داشته باشند
کلمات هم خانواده دارای چند ویژگی هستند :
- عربی هستند
- دارای حداقل سه حرف مشترک می باشند
- سه حرف اصلی در آنها به ترتیب قرار می گیرند
- با یکدیگر ارتباط معنایی دارند
( مثلا: « علم » و« عمل » دارای حروف یکسان هستند اما چون ترتیب رعایت نشده و ارتباط معنایی ندارند ، هم خانواده محسوب نمیشوند .
🌹🌹🌹
اما همخانواده در فارسی مقوله ی دیگریست و از قواعد همخانواده در عربی تبعیت نمی کند.
در فارسی کلمات دو حالت دارند :
۱- از بن فعل گرفته شده اند
۲- از بن فعل گرفته نشده اند
🌹
در حالت اول در صورتی که از بن فعل گرفته شده باشند ، هم از بن ماضی و هم از بن مضارع آنها می توان هم خانواده ساخته به عبارت دیگر کافیست از یک مصدر باشند
مثال : « گرفتار» و « گیرا » با هم هم خانواده هستند چون هر دو از مصدر گرفتن ساخته شده اند ،
🌹
در حالت دوم ، در صورتی که از بن فعل گرفته نشده باشند می توان با اضافه کردن « وند » به آنها یا ترکیب آنها ، کلمه ی همخانواده ساخت مانند : گچ .گچی ، گچکار ، گچکاری
#هفتم