eitaa logo
فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
2.6هزار دنبال‌کننده
544 عکس
258 ویدیو
18 فایل
فضیلت «خوش خیالی» : «تاب بنفشه می‌دهد، طُرّۀ مُشک سای تو. پردۀ غنچه می‌درد، خنده دلگشای تو. شاه‌نشین چشم من، تکیه گه خیال توست، جای دعاست، شاه من! بی تو مباد جای تو!»(حافظ) @Adminfaslefarhang
مشاهده در ایتا
دانلود
..:: ۴۱ ::.. ●|| یک خطر شناختی مهم ||● 🖌 اندیشکد حکمرانی راج / @rajproject • مراقب باشید ترامپ با فرماندهانش همزمان چند استراتژی را اهسته اهسته و گام به گام پیش می‌برند. و برای اینکه مردم ایران را فریب بدهند چنین تبلیغ کرده اند که هیچ نقشه و برنامه ای ندارند. تمام استعفاها و حرفهای دعوای زرگری سناتورهای آمریکا علیه هم دروغ است و قصد فریب مردم برای اجرای نقشه شان را دارند. فریب بخش اصلی جنگ است، مفهوم «فریب» (Deception) یکی از ارکان اصلی و بنیادین در فلسفه نظامی سان تزو است. در کتاب هنر جنگ، او تأکید می‌کند که پیروزی با کمترین هزینه، نیازمند دستکاری ذهن دشمن و پنهان کردن مقاصد واقعی است. در ادامه، چند جمله و اصل کلیدی از این کتاب در مورد فریب آورده شده است: ۱) قانون طلایی سان تزو: «اساس تمام جنگ‌ها بر پایه فریب استوار است.» (All warfare is based on deception) ۲) تظاهر به تضاد: «بنابراین، زمانی که توانا هستیم، باید خود را ناتوان نشان دهیم؛ وقتی فعال هستیم، باید خود را بی‌تحرک جلوه دهیم.» ۳) فریب در فاصله: «وقتی به دشمن نزدیک هستیم، باید او را متقاعد کنیم که دوریم؛ و وقتی دور هستیم، باید او را به این باور برسانیم که نزدیک هستیم.» ۴) استفاده از طعمه و هرج‌و‌مرج: «طعمه‌ای برای فریب دشمن قرار بده؛ تظاهر به بی‌نظمی و آشفتگی کن و سپس او را در هم بشکن.» ۵) اصل غافلگیری: «در جایی به دشمن حمله کن که آماده نیست و از جایی ظاهر شو که انتظارش را ندارد.» ۶) بازی با روان دشمن: «اگر دشمنت خشمگین و تندخو است، او را تحریک کن. خود را ضعیف نشان بده تا او مغرور شود.» خلاصه دیدگاه سان تزو در مورد فریب: از نگاه سان تزو، هدف از فریب دادن دشمن، صرفاً دروغگویی نیست، بلکه ایجاد خطای محاسباتی در ذهن فرماندهان حریف است تا نیروهای خود را در زمان و مکان اشتباه مستقر کنند. این کار باعث می‌شود تا بدون نیاز به نبردهای فرسایشی و خونین، بتوان ارتش دشمن را شکست داد. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ۴٢ ::.. ●|| چند تحلیل کوتاه ||● ▪️راشا تودی: جنگ ایران می‌تواند ناتو را از درون نابود کند، کاری که پوتین نتوانست ▪️اندیشکده کوئینسی: پایگاه‌های آمریکا در اطراف ایران اکنون به یک کابوس امنیتی تبدیل شده‌اند. ‌آنها برای ایران اهدافی در دسترس هستند و زمان آن فرا رسیده که فرآیند تعطیل کردن آنها آغاز شوند. ▪️گلوبال ریسرچ: جنگ ایران دارد نظم جهانیِ تحت سلطه آمریکا و اسرائیل را متلاشی می‌کند ایران نه یک دولت نوپا است و نه یک حکومت منزوی. این کشور در یک پیوست عمیق تاریخی و نهادی ریشه دارد که به سیستم سیاسی آن ظرفیتی عظیم برای هضم شوک‌ها داده است که به ندرت در دولت‌های معاصر مشاهده می‌شود. پاسخ ایران که سریع و چندسویه بود فوراً یک رویارویی دوجانبه را به یک بحران بزرگ منطقه‌ای تبدیل کرده است و نظام بین المللی امروزه شکننده‌تر از دوران پس از پایان جنگ سرد به نظر می‌رسد ▪️ایندیپندنت: ایران بالأخره محدودیت‌های قدرت ترامپ را به او نشان داد. ▪️خبرنگار آمریکایی: اگر قرار است هرشب شاهد این باشیم که اسرائیل اینطوری له و لورده می‌شود، حاضرم برای بنزین یکم بیشتر پول بدهم. ▪️واشنگتن‌پست: دونالد ترامپ به دنبال تصرف تنگه هرمز است تا حملات را بدون شوک اقتصادی ادامه دهد ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. نامه فرزند شهید همت برای سردار تنگسیری ●|| دیر فهمیدم ||● ✍️ محمدمهدی همّت • عموی خسته‌ام، عموی عاشقم، سردار علیرضا تنگسیری، سلام. نمی‌دانم چگونه سال نو را تبریک بگویم، حال آنکه داغ بزرگی دل کوچک ما را خراش انداخته است، اما این زخم بزرگ محل رویش جوانه‌ای شده که شک ندارم درختی بارور خواهد شد! نمی‌دانم کجا هستید و امروز گفتگوی من با شما از راه دور است، برای همین نامه‌ای سرگشاده خطاب به شما می‌نویسم، برای همین است که نامه را به رسانه‌ها می‌سپارم تا هر کس هرجایی شما را دید از قول لب‌های من دست‌های شما را ببوسد. نمی‌خواهم شما را ببینم که می‌دانم کارهای بسیار مهم‌تری از دیدار برادرزاده خود دارید، اما این کلمات مثل بغض توی گلویم گیر کرده بود، می‌دانم که مثل جد بزرگوارتان، شهید رئیس‌علی دلواری، سرنوشت یاران حسین‌بن‌علی علیه‌السلام شهادت است، پس تصمیم گرفتم این چندخط را برای شما بنویسم که مثل هزاران حرف نگفته و هزاران ابر نباریده توی گلویم باقی نماند. عصر بیست و ششم مهرماه بود، چهل و دو سال پیش، پدرم در ارتفاعات قلاجه، روبروی رزمندگان لشکر 27 تهران ایستاده بود و در اردوگاه شهید بروجردی با آنها صحبت می‌کرد، گویا یک نفر از فرماندهان بندرعباس با او گفتگو کرده و به او توضیح داده بود که چطور و چگونه می‌توانند تنگه هرمز را ببندند. پدرم آن روز با بچه‌های لشکر تهران حرف‌هایی زد که باورکردنی نبود، می‌گفت می‌توانیم تنگه هرمز را ببندیم، می‌گفت کشتی‌های غول‌پیکر تجاری نمی‌توانند با قایق‌های کوچک ما بجنگند، می‌گفت ما نبض اقتصاد دنیا، گلوگاه انرژی دنیا را به لطف خدا در دست داریم. حتی توضیحات فنی هم داشت، اینکه چه مقدار از این دریا قابل کشتیرانی است و این بخش در کدام منطقه است و از این قبیل مسائل فنی که شما بهتر از ما می‌دانید، بهتر از همه ما! پدرم این‌ها را گفت، اما باور اینکه آمریکای بزرگ و ابرقدرت نتواند نفت را از این تنگه عبور دهد برای خیلی‌ها باورپذیر نبود! مگر می‌شود جلوی امریکایی را گرفت که با چهار بمب تمام کشور ما را از کار می‌اندازد؟! مگر می‌شود جلوی امریکایی را گرفت که ناوهایش غرق‌شدنی نیستند؟! مگر می‌شود جلوی امریکایی ایستاد که مادر بمب‌های جهان را دارد؟! چهل و دو سال در این معادله و نقشه تشکیک شده بود، اما حالا شما ثابت کردید که با وجود سربازان و شیربچه‌های ایرانی هیچ حرفی از امام مردم روی زمین نمی‌ماند. شما ثابت کردید که اگر امام مردم می‌گوید پس می‌شود، هرقدر دور، هرقدر سخت! امام و آقا راست می‌گفتند، آقا در این سال‌ها همیشه راست می‌گفتند و ما دیر فهمیدیم، پذیرفته بودیم، اما ایمان نداشتیم و حالا فهمیدیم که تمام آنچه که ایشان از ایران و دشمنان ایران می‌گفتند درست بود و شما چند قدم از ما جلوتر بودید، شما در مرز ایمان ایستاده بودید و ما کیلومترها با آنچه پذیرفته بودیم فاصله داشتیم. خدای شما خدای خامنه‌ای بود و ما به اندازه شما به او ایمان نداشتیم و امروزی ایمان آوردیم که معجزات او را از دستان شما دیدیم، همان عصایی که دریا را شکافت، همان عصایی که کشتی‌های ساحران را بلعید به چشم خود دیدیم. خوش به حال شما که مالک و میثم برای سیدعلی بودید و هستید، خوش به حال شما که قلبی مطمئن دارید، خوش به حال شما که آنچه ما با معجزه پذیرفتیم را در چشمان رهبر دیدید، خوش به حال شما که دست خدا بودید که از آستین خامنه‌ای کبیر بیرون آمد. آن روز، توی ارتفاعات قلاجه، برادرتان ـ پدرم ـ سخنرانی‌اش را اینطور تمام کرد که بسیجیان لشکر ما روی زمین زیاد جنگیده‌اند، وقت آن شده که ما هم به دریا بزنیم! ما از سوپراتاندارد، اگزوسه و اینجور چنگ و دندان‌ها ترسی نداریم. تکبیر سخنرانی آن روز پدرم را امروز در تهران می‌گوییم، و بعد از الله‌اکبر، بلند و با اقتدار نعره می‌زنیم: « خامنه‌ای رهبر» تا بدانند صدای مردم از تمام موشک‌های دنیا بلندتر است و سربازان خامنه‌ای هوشیارتر و بیدارتر شده‌اند. لشکر عاشقان پدرم امروز هم بر عهد پدرم ایستاده است و سرباز کوچک شما مثل تمام بچه‌های شهدا، آماده است تا هرزمان و هر نقطه‌ای که صلاح بدانید به دریا بزنیم. سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست می‌دانم که باید در زمان جنگ کوتاه صحبت کرد، از برادرزاده‌ات در نامه‌ای بدون نشانی به تو سلام. توراست معجزه در کف، زساحران مهراس عصا بیافکن و از بیم اژدها مگریز والسلام علی مجاهدین فی سبیل الله فرزند کوچک ایران محمدمهدی همت فروردین ۱۴۰۵ ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ۴٣ ::.. این تجربۀ «ارتباطات مردمی» آقای کثیری خیلی نکته دارد. موضوعاتی برای تأمل دارد. و البته توصیه های روشنی نیز در دل آن نهفته است ... ●|| روایتی از حضور در تجمع با یکی از آشنایان ضد انقلاب!! ||● ✍️ حمید کثیری • امشب منزل یکی از آشنایان بودم. جمهوری اسلامی را قبول نداشت و ندارد. می‌گفت آمریکا را هم می‌فهمیم خیرخواه ما نیست ولی الآن یک دشمن مشترک داریم و آن جمهوری اسلامی است ... از جاویدنامان می‌گفت و وقایع دی ماه. تمام آنچه درباره وقایع دی ماه گفته بودم را نشانش دادم. قدری ذهنش نسبت به من تعدیل شد ولی باز نمی‌توانست از خون‌های ۱۸ و ۱۹ دی بگذرد. درباره چند سوال و شبهه‌اش نیز صحبت کردیم، منطق من را شنید، برخی حرف‌ها را پذیرفت و برخی را نه! اما نهایتاً گفت بیشتر صحبت کنیم ... • پیشنهاد کردم امشب با من بیرون بیاید و بین جمعیت برویم. گفت می‌خواهی ما را به کشتن بدهی؟! گفتم چیزی نمی‌شود. گفت بیایم وسط آدم‌هایی همه قیافه‌شان شبیه توست، چیزی برای دیدن وجود ندارد! گفتم بیا شاید فرق داشت. خلاصه راضی شد و آمد. • با موتور رفتیم. باران می‌آمد و زمین خیس بود، باید آهسته می‌رفتم. نزدیکی‌های میدان ولیعصر بودم. جماعتی با ماشین و پرچم ایران رد می‌شدند. یک موتوری هم از جلوی ما رد شد و گفت مزدورها را ببین. از همراهم پرسیدم می‌دانی مزدور یعنی چه؟! گفت یعنی جیره‌خور. گفتم احسنت یعنی مزد بگیر، یعنی کسی که مزد می‌گیرد تا کاری انجام دهد! بعد گفتم به نظرت این جماعت بابت بیرون آمدن مزد می‌گیرند؟! گفت فکر نکنم، تازه به نظرم اوضاع مالی‌شان هم خیلی خوب نیست. پرسیدم پس به نظرت چرا هر شب بیرون می‌آیند؟! گفت چه می‌دانم! اساسا فقر، آگاهی را کم می‌کند ... چیزی نگفتم، فقط خندیدم! رفتیم میدان انقلاب. اوایل که شعار مرگ بر اسرائیل می‌دادند، می‌گفت اینجا احساس ناامنی می‌کنم! گفتم نترس، کسی اینجا با ما کاری ندارد. حداقل امشب کاری ندارد! کم‌کم دور میدان چرخیدیم. هر چه بیشتر چرخیدیم، چهره‌هایی را می‌دید که شبیه به ذهنیتش نبودند. می‌گفت باور کن این‌ها پرستوهای نظام هستند! گفتم باور کن نظام پرستو ندارد ... به او گفتم برو و از خودشان بپرس برای چه چیز اینجا هستند! گفت این‌ها یا پرستو هستند یا ... نمی‌دانم چرا اینجا هستند. گفتم من هم نمی‌دانم، از خودشان بپرس. بگو چه شده که با این ظاهر آمده در میدان و پرچم ایران را تکان می‌دهد؟ گفت فعلا ولش کن! حالا بعداً می‌پرسم. بعد گفت ولی برایم جالب است که از مرگ نمی‌ترسند و اینجا می‌آیند! بیشتر از یک ساعت در میدان بودیم. ترسش ریخته بود و چند باری از دهانش در رفت و الله‌اکبر گفت! بعد می‌گفت والا ما هم دوست داریم بیاییم اینجا و پاینده باد ایران و مرگ بر جمهوری اسلامی بگوییم! گفتم به نظرت این‌ شعارها با هم قابل جمع‌اند؟! گفت فکر کنم باشند. بعد چند خط خیلی کوتاه و بدون توضیح اضافه باورهایم را برایش گفتم. از اینکه امروز اگر جمهوری اسلامی نباشد، ایران هم باقی نمی‌ماند گفتم ... • ساعت از یک گذشته بود. گفتم برویم سمت خانه. در راه پرسید این جماعت از کِی در خیابان هستند؟! گفتم از همان شب اول، دوم در میدان هستند. نزدیک خانه که بودیم گفت من چند روزی است اینترنشنال نگاه نمی‌کنم! اعصابم خورد می‌شود و بعد گفت شبکه خبر هم نمی‌بینم، چون آنجا هم فقط از پیروزی می‌گوید! گفتم ولی در کل بدان وضعیت ما در میدان خیلی برتر از دشمن است! گفت می‌دانم، ترامپ هم از همین گرخیده، ما که دیگر هیچ ... نهایتا استقبال کرد بیشتر بیرون برویم! • امشب تمام شد. اما برای او و احتمالا دوست‌هایش باید وقت بیشتری بگذارم. خیلی سرم شلوغ است، خیلی! اما باید وقت گذاشت و خوبان عالم را به این جبهه فراخواند. باید صبوری کرد و عجله نکرد ... خیلی امیدوارم آدم‌ها و دلبستگان به این جبهه بیشتر شوند. خدا را چه دیدید؟ شاید شب‌های بعد او و دوست‌هایش جلوتر از امثال من در جبهه حق ایستاده بودند! ان‌شاءالله که چنین شود ... ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ۴۴ ::.. ●|| بعد سیاسی جنگ، نگاهی به تاریخ ||● ✍️ محمدرضا فلاح ✼ تا اینجا خوب پیش آمده‌ایم. همۀ ذوی حقوق را در نظر بگیریم و تلاشهای خالصانه را برای پیشبرد حوائج این ملّت و بخصوص اهداف انقلاب اسلامی ببینیم. البته از آنجا که شرایط حساس است و برای این فرصت‌ها هزینه‌های واقعاً سنگینی داده‌ایم، کمی هم احتیاط کنیم ... برای این احتیاط به سؤالها و بحث زیر توجه بفرمایید: • آیا با توان نظامی می‌توان جنگ را فاتح شد؟ پاسخ روشن است؛ خیر. از ضلع سیاسی جنگ چقدر خبر داریم؟ چه اندیشه‌ای بر این ضلع حاکم است و صاحبان این نگاهها و کرسیهای اثرگذار این ضلع، به مسائل و حوادث جنگی و مرتبط با جنگ چگونه می‌نگرند و حتی چه اهدافی را پذیرفته‌اند و چه اهدافی را نامطلوب می‌شمارند؟ تنها برای این که آماده شویم نگاه عمیقی به این موضوع بیاندازیم خوب است کمی دورخیز کنیم و به تجربه‌های خود طی جنگ بسیار مهم و تاریخ ساز «٨ سال دفاع مقدس» نظری بیاندازیم. «برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغ‌ها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی دربارۀ گذشته و حتّی زمان حال را دنبال می‌کنند و از پول و همۀ ابزارها برای آن بهره می‌گیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده‌نظامش نمی‌توان شنید»(بیانیه گام دوم) (البته ضلع سوم ضلع «فکری»، «فرهنگی» است که نه آن زمان به تراز بلندی دست یافت که در کنار دو ضلع دیگر قابل شمارش باشد و نه این روزها به این ترازها رسیده است که آن را به حساب بیاوریم. و این به معنای نسبتاً خاموش بودن «اندیشه» و «تبلیغ» است. ما البته بزرگترین آسیبها را در همۀ ضلعهای حیات اجتماعی به خاطر راکد و کم‌اثر و بی‌برنامه و منفعل بودن این ضلع خورده‌ایم. لذا چون خیلی قابل ذکر نبوده به آن اشاره نمی‌کنیم. منظور ما خلق مردمی اندیشه و مقاومت فرهنگی تودۀ مردم نیست، بلکه منظور کارهای نخبگانی و بخصوص پویشهای از جنس «حکمرانی» در این حوزه‌ها است. و این همان است که امام شهیدمان نامش را «تهدیدهای نرم» گذاشته بود و آن را از «تهدیدهای سخت» خطرناکتر می‌خواند و چقدر از ما خواهش کرد که این ضلع را فعّال کنیم) وقت بگذارید و این مستند را ببینید: ١. مستند "قمار" لینک : https://www.aparat.com/v/gybDY پس از دیدن این مستند چند نکته در ذهن برجسته می‌شود: • طیف سیاسی‌ای که بر جنگ حاکم شد چگونه می‌اندیشید؟ به چه می‌اندیشید؟ چه تدابیری داشت؟ چقدر منطبق بر «منطق و مکتب سیاسی» و «طرح راهبردی» امام بود؟ • این جمع مصمّم(به فرموده رهبر شهید) کار را تا کجا پیش برده بود و چه کرده بود و فراتر از این موضوع خاص(مذاکرات مک فارلین) چه کاری داشت می‌کرد؟ • سر این رشته همین افراد نامدار بودند یا رشته سرهای دیگری هم دارد؟ این طائفه که بعد رحلت امام در صدد خشکاندن ریشۀ مکتب امام بودند چه کسانی بودند؟ «یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعۀ مصمّمی بر این شد که آرمان‌های انقلاب را به‌کلّ بشویند بگذارند کنار... بی‌وقفه هم کار کردند. قبل از این‌که عمل بکنند بنا کردند گفتن. خب کسانی را بیدار کردند. البته حالا پخته‌تر شده‌اند، به جای این‌که بگویند عمل می‌کنند»(٢۰/ ۴/ ۹۴) خوب است برای دیدن این مستند نیز وقتهایی صرف کنید : ٢. مستند «کلاشینکف های آمریکایی» ، قسمت ششم لینک : https://www.aparat.com/v/SinmI کاملاً معلوم است که در آن زمان و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹٨ یک طیف سلحشور و باهوش و طراح که نظرشان با نظر مردم و امام یکی بود کاملاً خاموش شده‌اند و صدایشان به مردم نرسیده است. همین گوشه‌های کمی که در این مستند نشان داده می‌شود ذهن را برای حدس زدن این که داستان به سادگی ذهنیتهای اولیه ما نبوده است، آماده می‌کند. تودۀ مردم و بخصوص جبهه انقلاب از ماجرا خبر نداشتند. به همین خاطر «خط امام» و شخص امام کاملاً مورد فشار قرار گرفت و نتوانست از اقدامهای راهبردی درست در آن زمان پشتیبانی کند و ما یک فرصت بزرگ را برای دستیابی به موقعیت یک «ابرقدرت اسلامی ـ انقلابی» از دست دادیم. به این خاطر پذیرش قطعنامه جام زهر خوانده شد. امام شهیدمان شاید در سال ٧۶ بود که پس از طرح بحث «نفاق» در جمع فرماندهان سپاه، اکیداً فرمودند این را نگفتم که از فردا بیافتید و این و آن را متهم کنید، بلکه این را برای هشیاری خودتان گفتم. تأکید همیشگی امام رحیل و امام شهید و امام شاهدمان بر انسجام است و این انسجام را باید در ضمن «آگاهی» حفظ کرد. اینجا است که «سعۀ صدر» می‌خواهد و چنین کسی است که احترام عمیقی برای ارزش «اتحاد مقدس» قائل است نه کسی که سر به زیر برف می‌کند. ۵ فروردین ١۴۰۵ ..:: Fa_Farhang ::..
دکتر قالیباف: "ما از نزدیک تمام تحرکات ایالات متحده در منطقه، به ویژه استقرار سربازان آنها را زیر نظر داریم. آنچه ژنرال‌ها خراب کرده‌اند، سربازان نمی‌توانند درست کنند؛ در عوض، آنها فقط قربانی توهمات نتانیاهو خواهند شد. عزم ما را برای دفاع از سرزمینمان آزمایش نکنید" ماشاء الله به این مواجهه! خدا ایشان را سلامت بدارد! کاشکی امثال ایشان با عقبه‌های فکری قوی و عقبه‌های فرهنگی قوی به علاوۀ عقبۀ مردمی پشتیبانی می‌شدند تا همیشه بتوانند مواضع اصولی بگیرند. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. الآن وقت «رجز خواندن» است، به صورت انبوه. هر کسی را که می توانیم تشویق کنیم به رجز خواندن. به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی، حتی ترکی. «إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى اَلْمَلاٰئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا اَلَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ اَلَّذِينَ كَفَرُوا اَلرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ اَلْأَعْنٰاقِ وَ اِضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنٰانٍ» ﴿الأنفال‌، ١٢﴾ «و (به یاد آر) موقعی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: «من با شما هستم؛ کسانی را که ایمان آورده‌اند، ثابت قدم دارید! بزودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‌افکنم؛ ضربه‌ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهای دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!» ●|| رجزخوانی واجب ||● ✍️ مهدی محمدی • دقیقه‌ها را می‌شماریم تا آمریکایی‌ها را در خلیج فارس ملاقات کنیم. به خاطر پیکر برزمین افتاده آقایمان، به خاطر بدنهای تکه تکه شدۀ دختران و پسران نازنین مدرسه میناب، و به خاطر انتقامی که از آن شب بوم در ١٣ دی ١٣۹٨ همه شب‌ها را در اندیشه‌اش صبح کرده‌ایم. زودتر بیایید حرام‌زاده‌ها! ..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
war report No15 mohammadi 0601405 part1.mp3
زمان: حجم: 3.6M
گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 15 (بخش اول) مهدی محمدی - 6 فروردین 1405 @mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
war report No15 mohammadi 0601405 part2.mp3
زمان: حجم: 3.5M
گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 15 (بخش دوم) مهدی محمدی - 6 فروردین 1405 @mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
war report No15 mohammadi 0601405 part3.mp3
زمان: حجم: 4.3M
گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 15 (بخش سوم) مهدی محمدی - 6 فروردین 1405 @mohammadi61
فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 15 (بخش سوم) مهدی محمدی - 6 فروردین 1405 @mohammadi61
..:: ۴۵ ::.. ●|| دیپلماسی قابل دفاع ||● ✍️ مهدی محمدی • آقای محمدی در سومین فایل «گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ» ـ شماره ١۵ به تشریح شروط پنجگانه مطرح شده از طرف دستگاه دیپلماسی ایران پرداخته است. این توضیح جزء نادر توضیحاتی است که دربارۀ این شروط داده شده است و با توضیحات ایشان این شروط چهرۀ قابل دفاعی پیدا می کند و ایشان در این فایل صوتی قاطعانه می‌گوید واقعیت پشت صحنه نیز تنها همینی است که من گفتم و واقعاً چیزی جز این نیست. این فایل صوتی را گوش کنید. • فقدان توضیح کافی برای مردم ایران «قطعاً» جزء ضعفهای عملیات دیپلماتیک این روزها است، مردمی که رهبر معظم انقلاب امنیّت امروز و افتخار امروز و انسجام امروز را وامدار «شعور رهبرانه» و اقدام بهنگام ایشان می شمارند. مردم را پیرو خود ندانیم. امام می‌فرمودند من مردم را به رهبری قبول دارم. پس به شعور ایشان احترام بگذاریم. با مردم بیشتر صحبت کنیم. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| تهدید نکن، بدمی‌بینی! ||● ✍️ سردار سیدمجید موسوی • "ترامپ باید یاد بگیرد که هر تهدید و اولتیماتوم به ایران جزئی از عمل جنگی است. ضربات رزمندگان به نقاط راهبردی دیمونا و حیفا در ساعات اخیر، جدا از پیگیری راهبرد نظامی ایران، پیام روشنی به تهدیدهای ٢ روز و ۵ روز آمریکایی‌ها بود." آفرین سردار! تشکر از سردار عزیز که اعلام کردند هر تهدیدی، خودش عمل جنگی است. بهترین دفاع، حمله است. هر تهدیدی باید یک مرحله بالاتر پاسخ داده شود. ..:: Fa_Farhang ::..