داستان پایانش تلخه؟
💕🌟
نههههه
من واقعا دوست ندارم با سلامت روانتون بازی کنم
پس پایان تلخ نیست
شیرینههههه
حامیم رو دوست داری که گذاشتی نقش اول رمان؟
💕🌟
یعنی چی دوست دارم؟
من دیوونه حامیم هستم دوزت عزیز
میتونی از رفیقام بپرسییی
از بین جانا،لناو لیندا کدوم رو بیشتر دوست داری؟
💕🌟
جانا رو واقعا دوست دارم
ܢ݆ߺܝ݅وߊܭ ܫܢܚ݅ــܦ̈ܙ🎧✨️:)
خب دیگه برید بخوابید😬😗
شاید الآن بیدار موندم یه پارت دیگه هم دادم
ܢ݆ߺܝ݅وߊܭ ܫܢܚ݅ــܦ̈ܙ🎧✨️:)
از بین جانا،لناو لیندا کدوم رو بیشتر دوست داری؟ 💕🌟 جانا رو واقعا دوست دارم
بچههااااا
منظورم لیندا بود😑😂
ܢ݆ߺܝ݅وߊܭ ܫܢܚ݅ــܦܙ🎧✨️:)
{پارت 5.....🤍}
لیندا:شاااااااید🤪
حامی:به به...پس بیا فردا یه قرار بزاریم بریم بیرون بیشتر حرف بزنیم
لیندا:باشه بهت بخر میدم
(و شمارشو داد📞)
《پرش زمانی؛فردا صبح ساعت ۸⛅️》
حامی از خواب بلند شد و سریع رفت به دست و صورتش آب زد...
اومد تو اتاقش و به لیندا زنگ زد
((مکالمه.....))
حامی:سلااام لیندا خانوم
لیندا:سلام جناب صالحی
چطوری هنرمند؟😂
حامی:خوبم،میگم امروز کی بریم بیرون؟
لیندا:من ساعت ۹ تا ۱۲ باید سر کلاس باشم ،دیگه بریم ناهار بخوریم
حامی:باشه آدرس آموزشگاه رو بفرست بیام دنبالت
لیندا:باشه پیامک میکنم
حامی:دستت دردنکنه مراقب خودت باششش خدافظ
لیندا:خدافظ🥲
((پایان مکالمه))