eitaa logo
منبرک فاطمی
8.9هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
🔸 مباحث قرآنی، اخلاقی،داستان 🔸اهلبیت ومناسبتهامذهبی 🔸احکام کاربردی،پاسخگو 🔸مرثیه و مداحی 🔸عفاف وحجاب 🔸جهادتبیین 🔸فرزندآوری 🔸مهدویت 🔸شهدا 🔸نماز ✔️ هدیه به رهبر شهید و والدین،وخواهروبرادرانم. (فاطمی) @a_f_133 🔺فهرست https://eitaa.com/fatemi222/6618
مشاهده در ایتا
دانلود
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✋یا حسین 🔻اسمم و پاک کردی پاکت میکنم 🔻یه لات حسین باشی مشهد 🍃🌹🍃 @fatemi222
سلام 😊 امشب یکی از یاران امیرالمومنین که در حکمت ۴۳ حضرت ازش تعریف می‌کنه رو براتون معرفی می‌کنیم😍 آیا میشه امام زمانمونم یه روزی از ماها تعریف کنن🤔
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلّیَ اللهُ عَلَى خَیرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین‏ ✅شرح حکمت 43 نهج البلاغه و قَالَ عليه‌السلام فِي ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ اَلْأَرَتِّ 1️⃣👈يرْحَمُ اَللَّهُ خَبَّابَ بْنَ اَلْأَرَتّ چه خوب است که انسان مشمول دعای امام زمان خود باشد 2️⃣👈فلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً👈به رغبت اسلام آورد ♦️ با میل و رغبت درونی به اسلام گرایش پیدا کرد. ♦️بعضی از ترس جان و مال یا برای رسیدن به چیزی از دنیا ابراز می‌شود؛ مثل بنی امیه ( نامه ۱۷ بند دوم ) 👌«لَمَّا اَدخَلَ اللهُ العَرَبَ فِی دِینِهِ اَفواجاً و اَسلَمَت لَهُ هٰذِهِ الأُمَّهُ طَوعاً وَ کَرهاً کُنتُم مِمَّن دَخَلَ فِی الدِّینِ إمَّا رَغبَةً وَ إمَّا رَهبَةً عَلَی حِینِ فَازَ أهلُ السَّبقِ بِسَبقِهِم» 🔻همچنین در خطبه۱۹۲ بند ۸ می فرمایند: 🔹اینکه انبیاء معمولا در فقر و در ظاهری ساده ظهور می کردند، به خاطر این بود که افراد با رغبت و میل عقلانیت ایمان بیاورند و الّا اگر مثل پادشاهان بودند مردم هیچ وقت به اینها ایمان نمی آوردند بلکه یا از روی ترس ایمان می آوردند یا با میل و رغبت به مال و منالی که از طریق آنها می توانستند بدست آورند.} 👌«وَ لَوْ كَانَتِ الْأَنْبِيَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْكٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّجالِ لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فِي الِاسْتِكْبَارِ وَ لَآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ» 3️⃣👈 و هَاجَرَ طَائِعاً 👈 از روى فرمانبردارى هجرت كرد ♦️مهاجرین بر دیگران برتری دارند. در نامه ۱۷ خطاب به معاویه می فرمایند: «لَا المُهاجِرُ کَالطَّلیق» ♦️در جنگ فتح مکه، پیامبر خدا، ابوسفیان سردسته بنی امیه و طایفه شان را فرمود: آزادشان کرد ♦️در مورد خودشان هم در خطبه ۴۷ می‌فرمایند: «سَبَقتُ اِلَی الاِیمانِ وَ الهِجرَة» ♦️و در خطبه ۱۸۹ بند دوم، حقیقت مهاجر بودن را اینگونه بیان می کنند: 🔺«وَالهِجرَةُ قائِمَةٌ عَلیٰ حَدِّها الأوَّل...لا یَقَعُ الإسمُ الهِجرَةِ عَلیٰ أحَدٍ الا بِمَعرِفَةِ الحُجَةِ فِی الأرضِ؛ فَمَن عَرَفَها وَ أقَرَّ بِها فَهُوَ مُهاجِر » ♦️ان الذین ءامنوا وهاجروا وجـهدوا بامولهم وانفسهم فی سبیل الله والذین ءاووا... • ... ءاووا و نصروا اولـئک هم المؤمنون حقا لهم مغفرة ورزق کریم. (انفال 72) 📌انواع هجرت 💢هجرت برای فراگیری دانش:« فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین .. 💢هجرت برای حفظ دین:إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کنْتُمْ قالُوا کنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها( نساء، آيه 97.) 💢هجرت از دست ظلم ظالمان:وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً» (نحل41) 💢هجرت از گناه (هجرت درونی)قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله: افْضَلُ الْهِجْرَةِ انْ تَهْجُرَ السَّوءَ ادامه دارد👇 🍃🌹🍃 @fatemi222
🌸🍃﷽🍃🌸 4️⃣👈 وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِيَ عَنِ اَللَّهِ 🌐و به گذران روز قناعت، و از خدا راضى بود 🔸 ارزش و فایده و اهمیت قناعت است. 💢 در حکمت ۴۴ می‌فرمایند: «طوبیٰ لِمَن قَنِعَ بِالکَفاف»"خوشا به حال کسی که از دنیا، به اندازه کفاف زندگی قناعت کند." 💢.(القَناعَةُ مالٌ لا یَنفَدُ) حکمت های ۵۷، ۳۴۹ و ۴۷۵ قناعت آن سرمایه ای است که هیچ وقت تمام نمی‌شود 💢حکمت ۲۲۹ وقتی از حضرت سؤال می کنند که منظور خداونداز حیاة طیبه در آیه «فَلَنُحییَنَّه حَیاةً طَیِّبَة » (پس ما قطعاً او را به حیاة طیبه احیا می کنیم) چیست؟ فرمودند:« هی القَناعَة » 💢در همین حکمت فرمودند: «کفیٰ بالقَناعَةِ مُلکاً » ؛ "کسی که میخواهد پادشاه زندگی خودش باشد، کافیست قناعت کند." و خودش آقای زندگی خودش باشد 📌لذت زندگی قدیمی های ومادرهای ما با کم و زیادِ زندگی، ساختن و دَم نزدن... صبور بودن 💟 حلوای نسیه خوردو بجایی نرسید ♦️الگوی قناعت و ساده زیستی رهبری: 💢بهلول اعتراف به زهد و قناعت رهبری 💢حسن‌زاده آملي : دنيا شكارش نكرده 💢سیداحمد خمینی: درخانه، بیش از یک_نوع غذا بر سر سفره ندارد. 4️⃣👈و عَاشَ مُجَاهِداً و مجاهد زندگى نمود 🔸اولین مسلمان نبتی 🔸دهمین مسلمان 🔸سومین نفری اسلامِ خود را اظهار کرد. 🔸قبل و بعد از هجرت فقیر بود. تحت شکنجه مکه هم حاضر به دست برداشتن از پیامبر و اسلام برنداشت 🔸 فعالیت های تبلیغی داشت؛ از جمله آموزش قرآن به سعید بن زید ؛ داماد عمر و همسر زید که دختر عمر بود. تاریخ نقل کرده که اساسا عمر با کوشش خباب بن ارت مسلمان شد. 🔸او اولین کسی است که در کوفه با آجر خانه ساخت. عثمان یک روستا را به عنوان اقطاع به او بخشید اما خباب بن ارت هنگام مرگ نگران بود که نکند این مزد تمام زحماتش بوده که در دنیا گرفته./در همه غزوات شرکت کرد او در 73 سالگی در کوفه فوت کرد 🔺 مشرکان آتش افروختند، او را به پشت بر آتش خواباندند به گونه اى که قسمت زیادى از پشت او سوخت; ولى هرگز از اسلام باز نگشت. 🔺در دوران مدینه که دوران جهادهاى سخت و سنگین اسلامى بود در تمام میدان هاى نبرد حضور داشت و مى جنگید 🔺و در دوران حکومت امیر مؤمنان على(علیه السلام) گفته اند در جنگ صفین و نهروان حضور داشت، هرچند بعضى از مورخان معتقدند او در اواخر عمرش بیمار بود و نتوانست در صفین شرکت کند و پیش از جنگ نهروان از دنیا چشم پوشید. 💢از سویی گفته شده است که ارتّ (پدر خبّاب) از آن‌رو چنین نام گرفت که درست نمی‌توانست به عربی سخن بگوید و هرگاه می‌خواست به این زبان حرف بزند، رتّه (لکنت زبان) پیدا می‌کرد 💢خبّاب در یکی از جنگ‌های دورۀ جاهلی (هنگامی که احتمالا نوجوان یا جوان بود)، به دست گروهی از قبیله ربیعه اسیر گردید و در مکه فروخته شد. 💢خبّاب به عاص‌ بن وائل سهمی، از اشراف قریش، شمشیرهایی فروخته بود. پس از مدتی که طلب خود را از عاص تقاضا کرد، عاص شرط پس دادن آن را دست برداشتن خبّاب از اسلام بیان نمود. خبّاب در جواب گفت، از اسلام دست برنمی‌دارد تا عاص بمیرد و در روز رستاخیز برانگیخته شود. عاص هم به تمسخر گفت، طلبش را همان موقع خواهد داد. در پی آن، آیات ۷۷ تا ۸۰ سوره مریم که لفظ قَیْنآ، (آهن‌گر) به غنیّآ (ثروت‌مند) تصحیف شده است. 💢أفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَوَلَدًا ﴿۷۷﴾ آيا ديدى آن كسى را كه به آيات ما كفر ورزيد و گفت قطعا به من مال و فرزند [بسيار] داده خواهد شد (۷۷) 💢أطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا ﴿۷۸﴾آيا بر غيب آگاه شده يا از [خداى] رحمان عهدى گرفته است 💢كلَّا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا ﴿۷۹﴾نه چنين است به زودى آنچه را مى‏ گويد مى ‏نويسيم و عذاب را براى او خواهيم افزود 💢ونَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا ﴿۸۰﴾و آنچه را مى‏ گويد از او به ارث مى ‏بريم و تنها به سوى ما خواهد آمد 💢 واتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿۸۱﴾و به جاى خدا معبودانى اختيار كردند تا براى آنان [مايه] عزت باشد ❌اشراف وی را بر سنگ‌های تفتیده و آتش خوابانیدند و پشت او را داغ کردند، چندان که گوشت بدنش رفت و بَرَص گرفت، اما به خواستۀ آنان تن نداد. آثار شکنجه‌ها بر پشت خبّاب پس از گذشت بیش از دو دهه، آشکار بود و باعث تأثر و تعجب خلیفه عمر شد. سن او در این هنگام حدود ۲۳ تا ۲۵ سال بود. 🍃🌹🍃 @fatemi222
منبرک فاطمی
سلام 😊 امشب یکی از یاران امیرالمومنین که در حکمت ۴۳ حضرت ازش تعریف می‌کنه رو براتون معرفی می‌کنیم😍
برای اینکه به اصل مطلب برسید و ترجمه بعضی از مطالب را مشاهده کنید حتماً کلمات آبی را کلیک کنید👆
🌸🍃﷽🍃🌸 📗 خلاصه چهار کتاب آسمانی (۱) ⭕️ سکوت ✨ قال امیرالمومنین علیه السلام: 🔹 قرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً مِنَ التَّوْرَاهِ مَنْ صَمَتَ نَجَا . . . 🔹 تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم: 1️⃣ از تورات این جمله را انتخاب کردم: “هر که سکوت اختیار کند نجات یابد.” 📚 منبع: تحریر المواعظ العددیه، صفحه: ۳۴۲ 📖 داستان: 💬 لقمان حکیم به پسرش گفت: 🔹 “امروز طعام مخور و روزه بگیر، و موقع افطار هرچه از صبح بر زبان آوردی، بنویس. شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛ آنگاه روزه‏ات را باز کن و طعام خور.” 🟣 “شبانگاه، پسر هرچه نوشته بود، خواند. دیروقت شد و فرصت افطار گذشت و نتوانست طعام بخورد. 🟣 روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. 🟣 روز سوم باز هرچه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر پدر خواند، دیر شد و او نتوانست طعامی بخورد. ❎ روز چهارم، هیچ نگفت. 🔹 شب، پدر از او خواست که کاغذها را بیاورد و نوشته‏‌ها را بخواند. 🔹 پسر گفت: امروز هیچ نگفته‌ام تا بخوانم. ✅ لقمان گفت: “پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته‏‌اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى. 👈 ادامه در پست بعدی... 🍃🌹🍃 @fatemi222
📗 خلاصه چهار کتاب آسمانی (۲) ⭕️ قناعت 👈 ادامه پست قبلی ✨ قال امیرالمومنین علیه السلام: 🔹 قرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْإِنْجِیلِ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ… 🔹 تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم: 2️⃣ از انجیل این جمله را انتخاب کردم: “هر کس قناعت داشته باشد زندگی راحتی دارد.” 📚 منبع: تحریر المواعظ العددیه، صفحه: ۳۴۲ 📖 داستان ۱: 💬 گویند شغالی، چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روی خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس‌ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم‌ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روی خود را از او برمی‌گرداندند. 🔹 شغالی نرمخوی و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت: «اگر به آنچه بودی و داشتی قناعت می‌کردی، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود می‌آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر می‌انگیختی. آن باش که هستی و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع‌تر از آنچه هستی، نشان مده که به اندازه‌ی بود، باید نمود.» 📖 داستان ۲: 🔸 ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد. دوست من گفت: اگر در این نمک سعتر هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه‌اش را به رهن گذاشت و مقداری سعتر گرفت و آورد. وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید (و با قناعت غذا خوردیم) 🔹 سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی‌رفت. 👈 ادامه در پست بعدی... 🍃🌹🍃 @fatemi222
📗 خلاصه چهار کتاب آسمانی (۳) ⭕️ ترک شهوت 👈 ادامه پست قبلی ✨ قال امیرالمومنین علیه السلام: 🔹 قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الزَّبُورِ مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ سَلِمَ من الْآفَاتِ … 🔹 تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  3⃣ از زبور این جمله را انتخاب کردم: “هر کس از شهوات دوری کند، از آفات سالم می‌ماند.” 📚 منبع: تحریر المواعظ العددیه، صفحه: ۳۴۲ ▫️شهوت انواع دارد، مانند: ⏺ شهوت جنسی ⏺ شهوت خواب ⏺ شهوت مال ⏺ شهوت ریاست ⏺ شهوت تنوع‌طلبی (در کوتاه مدت وسایل زندگی؛ ماشین؛ تلفن همراه؛ لباس و… را عوض می‌کنند)  👈 ادامه در پست بعدی... 🍃🌹🍃 @fatemi222
📗 خلاصه چهار کتاب آسمانی (۴) ⭕️ توکل 👈 ادامه پست قبلی ✨ قال امیرالمومنین علیه السلام: 🔹 قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْفُرْقَانِ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه 🔹 تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  4⃣ از قرآن این جمله را انتخاب کردم: “هر کس به خدا توکل کند، خدا او را کفایت می‌کند.” 📚 منبع: تحریر المواعظ العددیه، صفحه: ۳۴۲ 📖 داستان: 🔹 این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین‌شاه طلبه‌ای در مدرسه مروی تهران بود و بسیار بسیار انسان فقیری بود. ❓ شبی از شدت تهیدستی و گرفتاری به این فکر میوفتد که بالاخره چه باید کرد؟ آیا به مراجع تقلید وقت روی آورم؟ یا نامه‌ای به شاه نوشته و از او کمک بخواهم؟ یا… ♻️ سرانجام شب را تا نزدیک سپیده در فکر سپری می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که نباید به انسان‌ها مراجعه کنم و تنها راه این است که نامه‌ای به خدا بنویسم و خواسته‌های خود را بصورت کتبی از او بخواهم. 📜 به همین جهت خالصانه و در اوج اعتماد و امید به خدا، نامه‌ای به درگاه خدای متعال نوشت که نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان “نامه‌ای به خدا” نگهداری می‌شود. 📎 مضمون نامه: 🍃 بسم الله الرحمن الرحیم ✍ خدمت جناب خدا! ✋ سلام علیکم 🔹 اینجانب بنده شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده‌اید: ✨ “و ما من دایه فی الارض الا الله رزقنا” هیچ موجود زنده‌ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده من است، ✅ من هم جنبنده‌ای هستم از جنبندگان شما در روی زمین. و در جای دیگر قرآن فرموده‌اید: ✨ “ان الله لایخلف المیعاد” مسلماً خدا خلف وعده نمی‌کند. 🔹 بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم: 1⃣ خانه‌ای وسیع 2⃣ همسری زیبا و متدین 3⃣ یک خادم 4⃣ یک کالسکه و سورچی 5⃣ یک باغ 6⃣ مقداری پول برای تجارت 🔹 لطفا پس از هماهنگی به من اطلاع دهید. 🏫 مدرسه مروی –حجره شماره ۱۶– نظرعلی طالقانی 💭 نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر می‌کند که نامه را کجا بگذارم؟ 🕌 می‌گوید مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می‌رود و نامه را در سوراخی در دیوار مسجد قایم می‌کند. 🔹 فردای آن روز، ناصرالدین شاه با درباری‌ها می‌خواستند به شکار بروند. کاروان او از جلوی مسجد می‌گذشت. ناگهان به اذن خداوند، باد تندی شروع به وزیدن می‌کند و نامه نظرعلی را روی پای ناصر الدین‌شاه می‌اندازد. ناصرالدین شاه نامه را می‌خواند و شکار را کنسل کرده دستور می‌دهد کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا‌می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور می‌دهد همه وزرایش جمع شوند و می‌گوید: ✅ “نامه‌ای را برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم“ و دستور می‌دهد همه خواسته‌های نظرعلی یک به یک اجرا شود. 🍃🌹🍃 @fatemi222
. 🔵 غلام امام صادق (ع) حضرت صادق علیه السّلام غلامی داشت که وقتی حضرت داخل مسجد می‌شد افسار قاطرش را می‌گرفت و آن را نگه می‌داشت تا آن جناب برگردد. یک روز نشسته بود و زمام قاطر را در دست داشت. قافله ای از خراسان آمده بودند، مردی از کاروانیان به او گفت، ممکن است بروی از امام علیه السّلام تقاضا کنی مرا به جای تو بگمارد تا غلام آن جناب باشم؟ (اگر این کار را کنی) تمام ثروت خود را به تو می‌بخشم. من از هر نوع دارایی، ثروت زیادی دارم، برو و مالک تمام اندوخته من باش! من هم مهار و افسار قاطر امام را می‌گیرم. گفت: الان می‌روم و اجازه می‌خواهم. غلام خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیده و گفت: فدایت شوم! شما که سابقه خدمت کاری و ارادت مرا می‌دانید. اگر خداوند ثروتی را حواله من کند، شما جلوگیری می‌کنید؟ فرمود: من از مال خود به تو می‌بخشم، چطور از مال دیگری جلوگیری می‌کنم؟! غلام جریان مرد خراسانی را نقل کرد. امام فرمود: اگر تو نسبت به خدمت کاری ما بی علاقه شده ای و آن مرد علاقمند است، پیشنهاد او را می‌پذیریم و تو را می‌فرستیم. همین که غلام رو برگردانید که خارج شود، امام علیه السّلام او را صدا زد و فرمود: تو را به واسطه سابقه خدمتکاری که نسبت به ما داشته ای یک نصیحت می‌کنم آنگاه اختیار با تو است، خواستی برو و خواستی بمان. روز قیامت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به نور خدا چنگ می‌زند و امیر المؤمنین علیه السلام به دامن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنگ می‌زند و امامان نیز به دامن امیر المؤمنین علیه السّلام چنگ می‌زنند و شیعیان ما هم دامن ما را دارند و به هر جا که وارد شویم آنها نیز وارد می‌شوند و با ما خواهند بود. غلام عرض کرد: نه آقا! پس من نمی روم و آخرت را بر دنیا مقدم می‌دارم. غلام به جانب خراسانی رفت. آن مرد گفت: با قیافه دیگری برگشتی! آن طوری که رفتی، حالا چنان نیستی. جریان را برای خراسانی نقل کرد و او را خدمت حضرت صادق علیه السّلام برد. امام صادق علیه السّلام محبت و علاقه اش را پذیرفت و دستور داد به غلام هزار دینار بدهند. مرد خراسانی از جای حرکت کرده خداحافظی نمود و تقاضا کرد امام علیه السّلام برایش دعا کند. حضرت صادق علیه السّلام برای او دعا کرد. 📔 الخرائج و الجرائح: ج۱، ص۳۸۸ 📚معارفی از امام_صادق (ع) https://eitaa.com/fatemi222/3358