🌹شهادت دانشآموز بسیجی محمدحسین فهمیده ۸ آبان ۱۳۵۹
♦️«رهبر ما آن طفل دوازده سالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید». «امام خمینی (ره)» شهید محمدحسین فهمیده در سال 1346 در قم متولد شد و در محیطی مذهبی و خانوادهای متدین پرورش یافت. در آستانه انقلاب به واسطه حوادث آن دوران، روح وی نیز مانند میلیونها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی شد و شیفته حضرت امام گردید. شهید فهمیده نوجوانی شجاع، فعال، کوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه زیادی داشت.
♦️با وجود آنکه به سن تکلیف نرسیده بود، نماز میخواند و همچنین برای والدین خود احترام خاصی قائل بود. شهید فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد. او که عاشق امام و انقلاب بود خود را به کردستان رساند، اما به دلیل سن و سال کمش او را بازگرداندند. با شروع جنگ تحمیلی، در همان روزهای نخست، تصمیم میگیرد به جبهه برود و با سختی فراوان عازم خرمشهر میشود و با وجود سن و سال کم به فرماندهان ثابت میکند که لیاقت و شهامت حضور در جبهه را دارد. او در همان مدت کوتاه رشادتهای فراوانی از خود نشان داد.
♦️نحوه شهادت: شهید فهمیده به اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس، در یک سنگر قرار داشتند که در هجوم عراقیها، محاصره میشوند. محمدرضا شمس، زخمی میشود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط میرساند و به جایگاه قبلی خود برگشته و مشاهده میکند که 5 تانک عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنانند. حسین، در حالیکه تعدادی نارنجک به کمر خود بسته بود به طرف تانکها حرکت میکند . تیری به پای او میخورد اما در اراده پولادین او خللی وارد نمیکند و در همان حال موفق میشود که خود را به تانک پیش رو رسانده و با استفاده از نارنجک آنرا منفجر کند. دشمن در این حال تصور میکند که حملهای صورت گرفته و با سرعت تانکها را رها کرده و فرار میکند؛ در نتیجه، حلقه محاصره شکسته میشود و پس از مدتی نیروهای کمکی نیز میرسند و آن قسمت را از وجود متجاوزین پاکسازی میکنند.
🌹روز شهادت این شهید بزرگوار به علت رشادت و شهامت وصف ناپذیر این نوجوان رشید، روز بسیج دانشآموزی نامگذاری شده است.
@fatemi48
🔰#پیام_فرمانده
#شهدای_دانش_آموز
🔻امام خامنهای: در ابتدا اشارهای بكنم به اینكه امروز «روز جوان و نوجوان» است و مناسبت آن هم شهادت یك نوجوان بسیجی - شهید حسین فهمیده - است. این از آن مواردی است كه شخصیتهای حقیقی، به نماد و به حقایق اسطورهگون تبدیل میشوند. ما در تاریخ خود از این موارد بسیار داریم. ای بسا حوادثی كه امروز وقتی گفته شود، از بس عجیب است همه تصوّر كنند كه اسطوره و افسانه است؛ اما حقیقت است.
💠نمونههای آن را ما در زمان خودمان بارها و بارها دیدهایم و شنیدهایم و از جمله زیباترین آنها، شهادت این نوجوان بسیجی است. او سیزده ساله بود؛ اما با رشد، با شعور، با اراده و مصمّم، كه كشور خود را میشناخت، امام خود را میشناخت، دشمن خود را میشناخت، اهمیت وجود و فعّالیت خود را هم میشناخت و رفت این سرمایه را تقدیم عزّت كشور و آینده انقلاب و منافع و مصالح مردم كرد. جسم او رفت؛ اما روحش زنده ماند، یادش ابدی شد و خاطرهاش به صورت اسطوره درآمد. این الگوست.
بیانات حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مدظله العالی در خطبههای نماز جمعه | ۱۳۷۷/۰۸/۰۸
#روایتگری
#رهبر_حکیم
#شهدای_دانش_آموز
#لبیک_یا_خامنه_ای
❤️ @fatemi48
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 روایت #شهید_حاج_ابراهیم_همت از حماسه آفرینی #شهید_محمدحسین_فهمیده
#روایتگری
#کلام_شهید
#دفاع_مقدس
#شهدای_دانش_آموز
❤️ @fatemi48
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 شهید محمدحسین فهمیده به روایت خانواده
#روایتگری
#پدر_شهيد
#مادر_شهید
#دفاع_مقدس
#سیرهی_شهدا
#شهدای_دانش_آموز
❤️ @fatemi48
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 لاتی که از همه مدعیان شهادت جلو زد!!!
میشود در یک شب ره صد ساله را طی کرد🕊
اینجا همان وعدهگاه عاشقان است
که عشق را تفسیر کردند و به مسلخ کشاندند
و در تارک تاریخ به ودیعه سپردند ....
۱۰ آبان ۱۳۶۱ ، منطقه شرهانی
ساعاتی مانده به عملیات محرم
عکاس: سعید حاجی خانی
@fatemi48
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دهم آبان ۶۱ --سالروز عملیات محرم
دوران جنگ تحمیلی
@fatemi48
رفتند تا وظیفه خود را ادا کنند
خود را فدایِ ماندن ما و شما کنند
رفتند و با حمایت قلب پاکشان
یک کربلا حماسه خونین بپا کنند
📸 ۱۰ آبان ۱۳۶۱، ایلام
جادهی دهلران - موسیان
انتقال رزمندگان لشکر۸ نجف اشرف
ساعاتی پیش از عملیات محرم
عکاس : مرتضی اکبری
#قهرمانان_وطن
#عملیات_محرم
#دفاع_مقدس
@fatemi48
یک بنــد انگــشت
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژسه از کار افتاد! گفتم: چی شد؟
پسر گفت: «شلیک نمی کنه. نمی دونم چرا؟»
وارسی کردیم، تیربار سالم بود. دیدیم انگشت سبابه پسر، قطع شده؛
تیرخورده بود و نفهمیده بود! با انگشت دیگرش شروع کرد تیراندازی کردن.
بعد از عملیات دیدیم ناراحته. انگشتش را باندپیچی کرده بود.
رفتیم بهش دلداری بدیم. گفتیم شاید غصّه انگشتشو می خوره؛
بهش گفتیم: بابا، بچه ها شهید می شن! یک بند انگشت که این حرف ها رو نداره!
گفت: «ناراحت انگشتم نیستم؛
از این ناراحتم که دیگه نمی تونم درست تیراندازی کنم!»
کتاب نوجوان / مجموعه آسمان مال آن هاست
@fatemi48❤️