eitaa logo
نفوس مطمئنه
730 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆انسان یکی از سه زوایای غیرت را باید داشته باشد: یا غیرت دینی، یا غیرت انسانی یا غیرت ملی... 🌹شهید حاج قاسم سلیمانی 🇮🇷 سیره شهدا 🕊 @fatemi48
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ این صحنه‌ها قلب آدم رو به درد میاره 🌹فرزند شهید جنگ ۱۲ روزه اومده تا به شهید جنگ اخیر بگه که... 🕊 @fatemi48
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرزند آسمان کوهبنان؛ روایت پرواز «علیرضا» از کلاس خلبانی پهپاد تا معراج شهادت 🕊 @fatemi48
🌷طلبه شهيد حسین دهقان🌷 ☀️تولد: ۱۳۴۳ گناباد، باغسیاه 🥀 شهادت: ۱۰ اردیبهشت ۶۱ 🔸سمت: رزمی تبلیغی 🌺 محل شهادت: عملیات بیت المقدس 💐 مزار مطهر: گناباد، باغسیاه •┈┈••••✾•🌿🌹🌿•✾•••┈┈• 💔دعوتید به جمع نفوس مطمئنه 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
روحانی شهید حسین دهقان تاریخ و محل ولادت: 1343/09/06 گناباد / روستای باغ سیاه تاریخ و محل شهادت: 1361/02/10 خرمشهر آغاز حیات جاودان: 17 سال و 5 ماه و 4 روز وضعیت تاهل: مجرد نام پدر: علی شغل پدر: کشاورز مذهب: شیعه تحصیلات کلاسیک: سوم راهنمائی تحصیلات حوزوی: مقدمات مسئولیت: رزمنده نحوه شهادت: اصابت ترکش به سر و کتف و شکم مزار مطهر: گناباد / زادگاهش •┈┈••••✾•🌿🌹🌿•✾•••┈┈• 💔دعوتید به جمع نفوس مطمئنه 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
❤️روحانی شهید حسین دهقان ششم آذر ۱۳۴۳، در روستای باغ سیاه از توابع شهرستان گناباد دیده به جهان گشود. پدرش علی، کشاورزی می کرد و مادرش طلیعه نام داشت. تا سوم راهنمایی درس خواند. سپس به فراگیری علوم حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است. •┈┈••••✾•🌿🌹🌿•✾•••┈┈• 💔دعوتید به جمع نفوس مطمئنه 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
🔴 الله اکبر باور کردنی نیست ولی حقیقت دارد 🔹خاطره‌ای از ۱۸ سال اسارت سیدالاسراء، شهید سرلشگر خلبان حسین لشگری، اولین اسیر ایرانی در جنگ تحمیلی بود و آخرین اسیری که آزاد شد و مدتی بعد به فیض عظیم شهادت رسید!!! 🔸وقتی بازگشت از او پرسیدند: این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی؟ او گفت: برنامه ریزی کرده بودم و هرروز یکی از خاطرات گذشته‌ام را‌ مرور می‌کردم. 🔸سال‌ها در سلول‌های انفرادی بود و با کسی ارتباط نداشت؛ قرآن کریم را کامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می‌دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا خوانده بود. 🔸حسین می‌گفت: از هیجده سال اسارتم ده سالی که تو انفرادی بودم سالها با یک "مارمولک" هم‌صحبت می‌شدم! 🔸بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود. سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ می‌خورد می‌خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد. دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت‌ها از این مسئله خوشحال بودم. 🔸این را هم بگویم که من مدت ۱۲ سال (نه ۱۲ روز یا ۱۲ ماه) در حسرت دیدن یک برگ سبز و یک منظره بودم. حسرت ۵ دقیقه آفتاب را داشتم... شهید حسین‌ لشگری https://eitaa.com/fatemi48/280
🥀 شهید غلامرضا زمانیان 💐 غلامرضا زمانیان، فرزند محمدحسین و زهرا، در پنجم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۹ در خانواده‌ای متدین و مذهبی در روستای قوژد از توابع شهرستان گناباد به دنیا آمد. 💐 مادرش باردار نمی‌شد به مشهد مقدس رفته و به امام رضا(ع) متوسل گردید و بعد از چند وقت باردار شد و نام فرزندش را غلامرضا گذاشت. غلامرضا در کودکی به مکتب‌خانه رفت و قرآن را در یک دوره‌ی چهل‌روزه فرا گرفت. 💐 در شش سالگی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی را در مدرسه‌ی عمار قوژد با معدل بالا گذراند. در روستا مدرسه‌ی راهنمایی وجود نداشت غلامرضا برای ادامه تحصیل به مرکز شهرستان عزیمت کرد و دوره‌ی سه ساله‌ی راهنمایی را در مدرسه‌ی باهنر(فعلی) سپری کرد. 💐 او به خاطر علاقه‌ای که به امام و روحانیون داشت به حوزه‌ی علمیه‌ی‌ امام رضا (ع) در گناباد رفت و تحصیلات حوزوی‌اش را تا پایان لمعتین ادامه داد. 💐 عصر روزهای پنجشنبه و جمعه به دیدار خانواده در روستا می‌رفت. و در اوقات فراغت در حفر چاه و کارهای کشاورزی و دامداری کمک دست پدرش بود، می‌گفت: پدر و مادر میوه‌ها بهشتی‌اند و باید قدرشان را بدانیم و احترامشان را نگه داریم. 💐 غلامرضا مردم روستا را جمع می‌کرد و دعای کمیل و ندبه را برگزار می‌کرد، می‌گفت: نیاز نیست که قرآن زیاد بخوانید، یک آیه هم بخوانید و معنایش را بفهمید ارزش زیادی دارد. 💐 او همیشه دو ساعت مانده به اذان صبح، بیدار می‌شد و نماز شب می‌خواند. استغفار می‌کرد با اینکه سیزده سال بیشتر نداشت. 💐 رفتارش با همسایه‌ها بسیار خوب بود و زمانی که گناهی از آن‌ها سر می‌زد، به طرزی آن‌ها را امر به معروف و نهی از منکر می‌کرد که ناراحت نشوند. 💐 او از لحاظ معنوی در سطح بالایی بود و به نماز یومیه، جماعت، خواندن قرآن، ذکر و یاد خدا بسیار اهمیت می‌داد و در اکثر مراسم عزاداری و روضه‌خوانی شرکت می‌کرد. 💐 ایشان در مواقع خطر همیشه پیشقدم و بسیار خونسرد بود، به خدا توکل می‌کرد، سعی می‌کرد مشکلات را با همفکری دیگران حل کند. 💐 او فردی خوش اخلاق، خوش‌برخورد، شوخ طبع، مهربان، مودب، کم حرف، مسئولیت پذیر و شجاع بود. 💐 او به بسیج، فعالیت در مسجد، پوشیدن لباس روحانیت، مبلغ دین بودن، شهدا، دین اسلام، مملکت، افراد متدین و افرادی که نمازشان را سروقت می‌خواندند و امام خمینی علاقه‌ی زیادی داشت و برای امام بسیار دعا می‌کرد. 💐 به ائمه‌ی اطهار(ع) ارادت خاصی داشت، خصوصاً امام حسین(ع) به طوری که حتی یک روز زیارت عاشورا را ترک نمی‌کرد. 💐 غلامرضا کتاب‌های معارف اسلامی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و ادبیات را مطالعه می‌کرد. از افراد ناباب، معتاد، قاچاق‌فروش، گناهکار بدش می‌آمد. با ضد انقلاب، اشرار، بی‌حجابی و بدحجابی مبارزه می‌کرد. 💐 او از اینکه برخی افراد لباس نیم‌آستین می‌پوشیدند و یا محاسنشان را می‌تراشیدند ناراحت می‌شد. و در زمان عصبانیت کظم‌غیظ می‌کرد. 💐 در دوران انقلاب همدوش پدرش، در راهپیمایی‌های مرکز شهرستان حضور داشت. در فعالیت‌های گروهی و اجتماعی و عمرانی روستا بسیار فعال بود. 💐 نسبت به فقرا دلسوز بود، به مردم روستا کمک می‌کرد. و در روستا و شهرستان به شجاعت و شهامت معروف بود. همیشه از خطر استقبال می‌کرد. 💐 غلامرضا انسانی خستگی‌ناپذیر بود، بعد از پیروزی انقلاب در پایگاه مقاومت شهید خالقی فعالیت زیادی داشت. به مسائل مربوط به مواد مخدر بسیار حساس بود و عاملان فروش و توزیع این مواد را دشمن اسلام و انقلاب می‌دانست، به همین خاطر در ایست و بازرسی‌ها، مکرر جلو کسانی که فروشندگان مواد مخدر بودند را می‌گرفت. 💐 با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از طریق بسیج به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد. 💐 انگیزه‌ی او از رفتن به جبهه پیروی از فرمان رهبر، ادای وظیفه‌ی ‌شرعی، دفاع از اسلام و نوامیس و کشور اسلامی و رضای خدا بود. 💐 غلامرضا جنگ را به نفع ایران می‌دانست. می‌گفت: اگر شهید شدم باز هم پیروزم. جنگ بر ما تحمیل شده است و فرمان امام را باید اطاعت کرد.» 💐 او در کارهای جمعی به صورت فعالانه عمل می‌کرد، و در جبهه به تقسیم کار مقید بود، و اجازه نمی‌داد که کسی کار فرد دیگری را انجام دهد. 💐 خواهرش می‌گوید: «او فقط یکبار در طول زندگی کوتاهش به حرف پدر و مادرم گوش نداد، زمانی که آن‌ها اجازه نمی دادند به جبهه برود و او بدون خداحافظی راهی جبهه شد. 💐 او در عملیات خیبر و بدر حماسه‌ها آفرید، غلامرضا در محاصره‌ی خرمشهر فرمانده بود که بر اثر اصابت ترکش به سینه‌اش مجروح شد. ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ 🕊 @fatemi48
💐 روحانی شهید؛ غلامرضا زمانیان نسبت به بیت‌المال حساس بود و به مادرش که در محل مراقبت کودکان روستا کار می‌کرد، می‌گفت: در قبال حقوق خود کار زیادتری انجام دهید. اگر نمی‌توانید سرکار نروید. 💐 آرزویش سلامتی امام زمان (عج)، آزادی راه کربلا، شهادت در راه اسلام و انقلاب، رفتن به زیارت کربلا با مادرش بود. 💐 در آخرین باری که به جبهه رفت در شب عملیات حنابندان کرده بود، غلامرضا در جبهه، به عنوان تخریب چی گردان رعد، تیپ امام رضا (ع) فعالیت می‌کرد. 💐 سرانجام پس از پنج بار اعزام به جبهه و پانزده ماه خدمت، در عملیات بدر، در منطقه‌ی شرق دجله، در بیست و دوم اسفندماه سال ۱۳۶۳ در چهارده سالگی به درجه‌ی رفیع شهادت نایل گشت، و پیکر پاکش در منطقه مفقود گردید. 💐 پس از یازده سال گروه تفحص پیکر پاکش را پیدا کرده و پس از تشییع در شهرستان در پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۷۴ در بهشت صادق روستای قوژد گناباد به خاک سپردند. 💐 شبی که فردایش تشییع جنازه غلامرضا بود، حاج آقا شریف گفت: «خواب دیدم چند اسب سوار آمدند و دور شهید را گرفتند و می‌خواستند جمجمه شهید را که تنها استخوان پیدا شده‌ی او بود، با خود ببرند. دیدم پدر شهید آمده و گفت: ما یازده سال انتظار کشیدیم که لااقل شب‌های جمعه سرمزارش برویم، چطور می‌خواهید جمجمه‌ی او را ببرید؟ سواران گفتند: ما نمی‌دانیم، ‌از آن آقا بپرسید. آن آقا گفت: این جمجمه با خاک کربلا مانوس شده و جایش اینجا نیست، و همین امشب باید به کربلا منتقل شود.» 💐 روحانی شهید؛ غلامرضا زمانیان همواره توصیه می‌کرد: «شهدا را فراموش نکنید و راهشان را ادامه دهید، زیرا خانواده شهدا نور چشم ما هستند و نباید آزرده خاطر شوند. 💐 اگر می‌خواهید مسلمان باشید در خط ولایت و امام باشید و هر زمانی که در خط امام نباشید باید با اسلام خداحافظی کنید. 💐 پشتیبان امام باشید و در هر شرایط از فرمان او پیروی کنید. و خواهرانم! سر کوچه ننشینید. با مقنعه و روسری و حجاب کامل بیرون بروید. 💐 خدایا گناهان مرا بریز و شربت شهادت را به من بنوشان و ما را ادامه‌دهندگان راه شهدا قرار بده.» 🎤 راوی: پدر شهید 💐 آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود، پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. 💐 پدر جان بیا، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی، من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🌷روحاني شهيد غلامرضا ☀️ تولد: ۵ اردیبهشت ۱۳۴۹ 🥀 شهادت: ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ 🔸 سمت: تخريپ چي 🌺 محل شهادت: جزيره مجنون 💐 گلزار مطهر: گناباد •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🌷 روحاني شهيد احمد ☀️ تولد: ۵ اردیبهشت ۱۳۴۰ 🥀 شهادت: ۱۶ بهمن ۱۳۵۹ 🔸 سمت: رزمي تبليغي 🌺 محل شهادت: ميمك 💐 گلزار مطهر: گناباد، كاخك سقي •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🥀 روحانی شهيد احمد قاسمی 🦋 شهيد «احمد قاسمي» يكي از گل‌هاي پرپرشده روحانيت است كه در سال ۱۳۴۰ در روستاي «سقي» از توابع شهرستان گناباد چشم به جهان گشود. 🦋 دوران طفوليت را در كانون مهر و محبت والديني متدين، پاك و ساده سپري نمود. 🦋 در هفتمين بهار زندگي‌اش راهي مدرسه شد؛ تا الفباي رشد و كمال را بياموزد و براي آيندة اسلام فرد مؤثري باشد. 🦋 پس از گذراندن تحصيلات اوليه، جذبه محبت سالار عشق به او مهلتي نداد و احمد را حجره‌نشين دلدار كرد. 🦋 تحصيلات حوزوي را در مدرسه علمية امام رضا- عليه السلام- شهرستان گناباد آغاز نمود سپس براي ادامه تحصيل به مشهد مقدس هجرت كرد. 🦋 وي در مشهد در دروس حضرت آيت الله العظمي خامنه‌ا‌ي حفظه‌الله شركت مي‌كرد و با بعضي از روحانيون چون شهيد معظم حجه‌الاسلام كامياب و حجه‌الاسلام فرزانه و حجه‌الاسلام عجم در ارتباط بود. 🦋 در مجالس مهم و محافل مذهبي و سياسي شركت مي‌كرد و يكي از پايه‌گذاران اين مجالس مهم بود. 🦋 مخالفت با گروهك‌هاي معاند اسلام و انقلاب، بحث و جدل با منافقين و مخالفت با بني صدر از جمله برنامه‌هاي وي بود. 🦋 با شروع جنگ تحميلي، فرمان جهاد پير جماران، خميني كبير قدس‌سره را لبيك گفت و عازم جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شد. 🦋 دو بار در ميدان عشق و جانبازي حضور پيدا كرد؛ تا اين كه در شانزدهم بهمن ماه ۱۳۵۹ بر اثر اصابت تركشي خصمانه به بدن اين سرباز فداكار امام زمان عجل‌الله‌تعالي‌فرجه در منطقه عملياتي «ميمك»، به آرزوي ديرينه خود رسيد و در جوار اولياي الهي در غرفه‌هاي بهشتي قرار گرفت. 🦋 بعد از شهادت احمد، برادرانش اسلحة او را به دوش گرفتند و عازم ميدان جهاد شدند. مفقود الاثر قاسمي دومين ايثارگر از اين خانواده مي‌باشد كه در ۴ خرداد ماه ۱۳۶۱ در جبهه‌هاي نبرد مفقودالاثر گرديده است. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48