eitaa logo
نفوس مطمئنه
733 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چند جمله، عصاره تمام زندگی امام شهید است، مثل یک وصیتنامه، صریح و روشن و راه گشا. فقط کمی تمرکز بر این دستورالعمل ها و اندکی تلاش برای انجام آنها، معنایی جدید به زندگی ما می بخشد و آن را از اساس متحول خواهد نمود...🌱
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار شهید ابراهیم همت: اگر دولت اسلامی روزی بر سر میز مذاکره با ابرقدرت‌ها بنشیند، ۱۰۰% شکست می‌خورد دلیل: تجربه با کفر سر میز مذاکره نشستن خصلت قاسطین، مارقین و ناکثین است ما هیچ چاره‌ای نداریم مگر جنگ صلح و سر میز مذاکره نشستن برای ما خواری و افتضاح به دنبال دارد و نسل آینده را به لجن می‌کشد 🕊 @fatemi48
🖼 اول عکس رو ببینید بعد مطلب را بخوانید. 🔸این عکس شیرزن مازنی است که پسر غواصش در لشکر ۲۵ کربلا روزگاری در برابر متجاوزین به خاک وطن در عملیات کربلای ۴ حماسه آفرید و پیکرش مفقود شد. بعد از تفحص پسرش، مادر شهید محمدصادق رضایی بعد ۹ سال چشم انتظاری در سال ۱۳۷۴، خودش بدون هیچ همراهی به محوطه سپاه کربلا می‌رود، و بعد از تحویل گرفتن استخوانهای پسرش؛ سر پسرش را بالای سرش می‌گذارد و می‌گوید: ✨سر پسرم فدای پیکر بی سر پسر فاطمه! و به عکاس حاضر می‌گوید: ✅ چرا گریه می‌کنی! از من و پسرم عکس یادگاری بگیرید. اینگونه این تصویر حماسی خلق شد. 🕊 @fatemi48
🥀 طلبه شهید اسماعیل علیزاده ♻️ روستای «بقچیر» از توابع شهرستان دلیرپرور گناباد(بجستان) در روزگارانی دور در ۵ مهر ۴۷ زادگاه دریادلی از مردان عشق و کارزار این مرز و بوم بود که سالیانی نه چندان دور، موج صلابتش ویرانه مرداب بعثیان متجاوز را به ارمغان آورد. ♻️ خمپاره ۸۰ هنوز هم به خود می‌بالد که روزگاری «اسماعیل علیزاده» فرماندهی قبضه این خمپاره را بر عهده داشت. ♻️ پدر اسماعیل، مرد با خدای «بقچیر» در کسوت روحانیت بود و هم‌زمان با کار کشاورزی، امور خود را می‌گذراند. و اسماعیل تحت تعلیم و تربیت این بزرگ‌مرد پرورش یافت. ♻️ قرائت قرآن، ادب، متانت و وقار از خصوصیت اسماعیل در دوران کودکی است. پس از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، پدر راه سبز حوزه علمیه را پیش روی اسماعیل نهاد و او را به مکتب سبز امام صادق – علیه‌السلام – فرستاد. ♻️ در مشهد مقدس، حوزه علمیه المهدی -عجل‌الله‌تعالی‌فرجه- سالیان ۱۳۵۸ به بعد، میزبان این نوجوان پاک گنابادی بود. ♻️ وی در سال‌های تحصیل علوم دینی نیز مراحل پییشرفت و کمال را یک به یک طی نمود. نه تنها درس، بلکه تهذیب، این بال گمشده صعود به آسمان تقرب را در نظر داشت و بر جهاد اکبر بسیار می‌کوشید. ♻️ شهید علی‌زاده در اوایل جنگ تحمیلی عزم خود را جزم کرد تا به صف طلایه‌داران رزم حق برضد باطل بپیوندد؛ ولی کمی سن بهانه‌ای بود که او را از افلاکیان خاکی دور کرده بود. ♻️ در شناسنامه خود دست برد و دو سال برعمر اندک خود افزود. به جبهه رفت و در خلسه ناب بهشتیان آن خاک پاک ذوب گشت، سنگرنشین تیر بلا گشت و با سینه‌ای ستبر در دفاع از دین و میهن کوشید. ♻️ هوش بالا و چابکی اسماعیل، او را در اندک مدتی به مسؤولیت قبضه خمپاره ۸۰ منصوب کرد و او همواره یکی از رزمندگان پرتلاش و پرحضور میدان بود. ♻️ سرانجام او نیز پس از چند سال انتظار و نیاز، نیم‌نگاهِ حضرت دوست را برای خود خرید و حضرتش اجازه عروج او را داد. ♻️ اسماعیل با ابراهیم خود وداع کرد و از پدر خواست تا برای شهادت او دعا کند. به قربانگاه شلمچه رفت و سر بر سودای دیدن یار، زیباترین عید قربان خویش را در ۵ بهمن ۱۳۶۵ به حضور نشست. ♻️ پیکر پاک این جوان دلاور، اینک در روستای«بقچیر»، بخش بجستان، ستاره جاوید شب‌های تار آن دیار است. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🌷 روحاني شهيد علي ☀️ تولد: ۱۵ فروردين ۱۳۴۴ 🥀 شهادت: ۲۳ ديماه ۱۳۶۵ 🔸 سمت: بي سيم چي 🌺 محل شهادت: شلمچه پاسگاه زيد 💐 گلزار مطهر: گناباد زيبد •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🥀 روحانی شهید علی عجم زیبد ♻️ فرزند رجب علی و صغری در تاریخ ۵ مرداد ۴۴ و برادر شهید حسین عجم ،در خانواده ای زحمتکش و مذهبی در روستای زیبد از توابع شهرستان گناباد دیده به جهان گشود. او سومین فرزند خانواده بود. ♻️ در سن ۷ سالگی وارد دبستان نصر زیبد شد، پدرش می‌گوید: «هفته ای یکبار به مدرسه می‌رفتم و جویای درسش می‌شدم درسش خوب بود و رابطه اش با معلمین در سطح عالی و معلمین از او رضایت کامل داشتند.» ♻️ از وقتی که در مدرسه قرآن خواندن را یاد گرفته بود در سر صف قرآن می‌خواند و همواره کلمات روح بخش وحی را سر لوحه کار خود قرا داده بود. ♻️ به نماز بسیار اهمیت می‌داد و از ۱۰ سالگی شروع به نماز خواندن کرد. مادرش می‌گوید: «وقتی نماز می‌خواندم توجه خاصی به نماز من داشت وقتی با عجله نماز می‌خواندم به من می‌گفت نماز خود را درصورتیکه وقت دارید و عجله ندارید بخوانید.» ♻️ نمازش را همیشه در مسجد و با جماعت می‌خواند. می‌گفت: «اگر در مسجد نماز جماعت هم نباشد باید نماز را در مسجد خواند چون مسجد سنگر است و باید سنگر‌ها را حفظ کرد.» ♻️ نماز شبش ترک نمی‌شد، بعد از پایان دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی شهدا شد در این دوره انس و علاقه او به قرآن و دعاها بیشتر شد و به دعای توسل و دعای کمیل علاقه خاصی پیدا کرد. ♻️ در کارهای خیر شرکت می‌کرد در ماه محرم و رمضان فعالیتهای مذهبی اش چند برابر بود، در موقع مشکلات به امام حسین(ع)و حضرت زهرا(س) متوسل می‌شد. ♻️ از ۱۲ سالگی شروع به روزه گرفتن کرد، پدرش می‌گوید: «دراوقات بیکاری اگر ما کاری داشتیم کمک به من و مادرش می‌کرد، سه ماه تابستان را برای کار، یا به تهران می‌رفت و برای کوره آجرپزی خشت جمع می‌کرد و چون به کتاب علاقه زیادی داشت، تمام پولش را می‌داد کتاب می‌خرید و بعد از مطالعه آنها را در کتابخانه زیبد می‌گذاشت. ♻️ قبل از انقلاب به دلیل سن کم فعالیت سیاسی خاصی نداشت، اما بعداً عضو فعال پایگاه شد و در تظاهراتی که در گناباد برگزار می‌شد شرکت می‌کرد و گاهی هم به روستا می‌آمد و مردم را نیز بسیج می‌کرد و همراه با خود می برد. ♻️ هرشب به پشت بام می‌رفت و الله اکبر می گفت، بعد از اتمام دوران راهنمایی به دلیل نبودن دبیرستان برای ادامه تحصیل عازم شهرستان گناباد شد و در دبیرستان شهید بهشتی در رشته تجربی مشغول به تحصیل شد اما در سال دوم دبیرستان به دلیل علاقه ای که به درس حوزوی داشت و به خاطر استعدادی که در مداحی داشت و همچنین دعوت روحانیون درس را رها کرد و درسال ۱۳۶۰ وارد حوزه علمیه گناباد شد و دو سال در حوزه علمیه درس خواند و تا سطح یک ادامه داد. ♻️ بعد از این مرحله زندگی شهید بسیار تغییر کرد از نظر اخلاقی بسیار متواضع و فروتن شده بود، بسیار وقت شناس بود. ♻️ اراداتی خاص به امام پیدا کرده بود، اگر دوستی کار خلافی انجام می‌داد یا حرف نادرستی می‌زد سعی می‌کرد او را اصلاح کند و در صورتیکه اثر نداشت یک مقاله می‌نوشت و در پای منبر می‌خواند تا این فرد غیر مستقیم متوجه کار اشتباهش بشود. ♻️ یک انجمن اسلامی تشکیل داده بود و هر چند روز یک جلسه می‌گذاشت و با بقیه افراد صحبت می‌کرد، به نظر دیگران خیلی اهمیت می‌داد و اهل مشورت بود و در مراسم شبیه خوانی نقش امام سجاد(ع) را ایفا می‌کرد. ♻️ به دلیل علاقه ای که به امام داشت اطاعت از فرمان امام و شرکت در جنگ را امری واجب می‌دانست، به همین دلیل درس حوزه را رها کرد و دوره اسلحه شناسی را در پایگاه شهید چمران زیبد گذراند و سپس دوره‌های آموزش عقیدتی- سیاسی را در سپاه سپری کرد. ♻️ بعد از آن ۲ الی ۳ مرتبه برای رفتن به جبهه به سپاه مراجعه کرد اما به دلیل کوتاهی قد و سن کم او را رد می‌کردند و او هم با پوشیدن کفش پاشنه دار و دست کاری شناسنامه به سپاه مراجعه می‌کند و نهایتاً عازم جبهه می‌شود هر دفعه که از جبهه می‌آمد از دفعه قبل سر خوشتر و خوشحالتر می‌شد. ♻️ در دوران مرخصی هم درسش را دنبال می‌کرد و هم کمکهای نقدی و غیر نقدی مردم را برای جبهه جمع آوری می‌کرد. ♻️ یکی از همرزمانش می‌گوید: «در هنگام رفتن به عملیات برای سایر رزمندگان دعا می‌خواند و به آنها آرامش می‌داد شهید به مدت ۳۳ ماه در جبهه حضور داشت در عملیات‌های والفجر ۹ و فتح المبین وکربلای ۵ شرکت کرد و سپس در عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه در تاریخ ۲۳ دی ماه ۶۵ بر اثر برخورد خمپاره و دو ساعت بعد از شهادت برادرش حسین به شهادت رسید. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🌹امام شهید: این مُشت به هم فشرده را باز نکنید...✊🇮🇷 🕊 @fatemi48
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما تشویق به جنگ نمی‌کنیم! ما جنگ را دوست نداریم! اما در هر حادثه‌ای سرسخت می‌جنگیم! تجربه نشان داده که سرسخت می‌جنگیم! الان! همین الان! آثارِ شکستِ دشمن،کاملا پیداست! میزان وحشت و اضطرابِ دشمن غیرقابل تصور است. ما دشمن را تحقیر می‌کنیم به لطف خدا،با اتکا به خدا! |رفیقِ‌خوشبختِ‌آقایِ‌ما| "پیشنهادِدیدن..." 🕊 @fatemi48
ستاره‌ای است که در آسمانِ غیرت درخشید و با نثارِ خونِ پاکش، امنیت و عزت را برای این مرز و بوم به ارمغان آورد. شهیدوالا مقام دشتبان نه تنها یک نام در تقویمِ افتخاراتِ ما، بلکه یک فرهنگ است؛ فرهنگِ ایستادگی در برابرِ طوفان‌ها و برخواستن برایِ حق. در بیست و سومین روز از اردیبهشت، زمینیان را بدرود گفت تا در آغوشِ امنِ الهی، روزی‌خورِ سفرۀ کرامتِ حق باشد 🕊 @fatemi48
🌷 روحاني شهيد مرتضي ☀️ تولد: ۲ فروردين ۱۳۴۸ 🥀 شهادت: ۲۲ ديماه ۱۳۶۵ 🔸 سمت: تخريب چي 🌺 محل شهادت: شلمچه كربلاي ۵ 💐 گلزار مطهر: گناباد، گيسور •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48
🥀 طلبه شهید مرتضی چوبداری 🔸در دومین روز از فروردین ماه سال ۱۳۴۸ در روستای گیسور از توابع شهرستان گناباد، نوزادی از تبار افلاکیان دیده به جهان گشود. 🔸 نام وی را مرتضی نهادند، پدرش شاه مراد کشاورزی ساده و بی آلایش امّا مزّین به دین و دیانت بود. 🔸 شهید چوبداری دوران کودکی را در کنار کمک به پدر و مادر در زادگاهش سپری نمود و سپس برای تحصیلات ابتدایی به مدرسه شهید نوریان فعلی رفت و با موفقیت وارد مدرسه راهنمایی ابن سینا شد و تا اول راهنمایی مشغول به تحصیل بود. 🔸 سال اول راهنمایی را که به پایان رساند، جذبه محبت عشق به او مهلتی نداد و او را حجره نشین دلدار کرد بنا بر این مرتضی وارد حوزه علمیه گناباد شد و موفقیت‌های زیادی راکسب نمود. 🔸 به خاطر درایت و درک عالی وی علاقه استادان حوزه به ایشان بسیار زیاد بود، او رفتن به جبهه را بر خود واجب می‌دانست و آن را به دیگران نیز توصیه می‌کرد. 🔸 از دروغ‌گویی نفرت داشت و دیگران را نیز از آن منع می‌کرد. رفتاری متعادل و متین داشت. در مقابل پدر و مادر یا بزرگترها بسیار خاشع و فروتن بود. 🔸 علاقه‌اش به مجالس مذهبی، روضه، نوحه خوانی و نماز زیاد بود و صدایی دلنشین داشت، فعالیت در جهاد و در پایگاه و الفجر گیسور(پایگاه شهید خرمشاهی فعلی) که شرکت در جلسات ، در فعالیتهای فرهنگی و کمک به امرتبلیغات از آن جمله بود. 🔸 فعالیت در حزب جمهوری و شرکت در جلسات سیاسی و مذهبی این حزب از فعالیتهای پس از انقلاب شهید به شمار می رفت. 🔸 به عضویت سپاه نیز درآمده بود و به عنوان پاسدار افتخاری خدمت می کرد، برای اولین بار در سن پانزده سالگی و در مجموع سه مرتبه به جبهه اعزام شد. 🔸 در آنجا تخریب چی بود، راننده ماشینهای سنگین بود، تبلیغات می کرد و سرانجام در آخرین مرتبه که به عنوان فرمانده دسته به جبهه اعزام شده بود در تاریخ بیست و دوم دی ماه سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه و بر اثر اصابت ترکش خمپاره، مجروح و پس از انتقال به بیمارستانی در تهران به شهادت می رسد، و پیکر مطهرش در روستای زادگاهش، گیسور به خاک سپرده شد. •┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈• 🕊 @fatemi48