5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
ما تشویق به جنگ نمیکنیم!
ما جنگ را دوست نداریم!
اما در هر حادثهای
سرسخت میجنگیم!
تجربه نشان داده که
سرسخت میجنگیم!
الان! همین الان!
آثارِ شکستِ دشمن،کاملا پیداست!
میزان وحشت و اضطرابِ دشمن
غیرقابل تصور است.
ما دشمن را تحقیر میکنیم
به لطف خدا،با اتکا به خدا!
|رفیقِخوشبختِآقایِما|
"پیشنهادِدیدن..."
🕊 @fatemi48
ستارهای است که در آسمانِ غیرت درخشید و با نثارِ خونِ پاکش، امنیت و عزت را برای این مرز و بوم به ارمغان آورد.
شهیدوالا مقام دشتبان نه تنها یک نام در تقویمِ افتخاراتِ ما، بلکه یک فرهنگ است؛ فرهنگِ ایستادگی در برابرِ طوفانها و برخواستن برایِ حق.
در بیست و سومین روز از اردیبهشت، زمینیان را بدرود گفت تا در آغوشِ امنِ الهی، روزیخورِ سفرۀ کرامتِ حق باشد
🕊 @fatemi48
#معرفی_شهید
🌷 روحاني شهيد مرتضي #چوبداري
☀️ تولد: ۲ فروردين ۱۳۴۸
🥀 شهادت: ۲۲ ديماه ۱۳۶۵
🔸 سمت: تخريب چي
🌺 محل شهادت: شلمچه كربلاي ۵
💐 گلزار مطهر: گناباد، گيسور
#نفوس_مطمئنه
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
#زندگینامه
🥀 طلبه شهید مرتضی چوبداری
🔸در دومین روز از فروردین ماه سال ۱۳۴۸ در روستای گیسور از توابع شهرستان گناباد، نوزادی از تبار افلاکیان دیده به جهان گشود.
🔸 نام وی را مرتضی نهادند، پدرش شاه مراد کشاورزی ساده و بی آلایش امّا مزّین به دین و دیانت بود.
🔸 شهید چوبداری دوران کودکی را در کنار کمک به پدر و مادر در زادگاهش سپری نمود و سپس برای تحصیلات ابتدایی به مدرسه شهید نوریان فعلی رفت و با موفقیت وارد مدرسه راهنمایی ابن سینا شد و تا اول راهنمایی مشغول به تحصیل بود.
🔸 سال اول راهنمایی را که به پایان رساند، جذبه محبت عشق به او مهلتی نداد و او را حجره نشین دلدار کرد بنا بر این مرتضی وارد حوزه علمیه گناباد شد و موفقیتهای زیادی راکسب نمود.
🔸 به خاطر درایت و درک عالی وی علاقه استادان حوزه به ایشان بسیار زیاد بود، او رفتن به جبهه را بر خود واجب میدانست و آن را به دیگران نیز توصیه میکرد.
🔸 از دروغگویی نفرت داشت و دیگران را نیز از آن منع میکرد. رفتاری متعادل و متین داشت. در مقابل پدر و مادر یا بزرگترها بسیار خاشع و فروتن بود.
🔸 علاقهاش به مجالس مذهبی، روضه، نوحه خوانی و نماز زیاد بود و صدایی دلنشین داشت، فعالیت در جهاد و در پایگاه و الفجر گیسور(پایگاه شهید خرمشاهی فعلی) که شرکت در جلسات ، در فعالیتهای فرهنگی و کمک به امرتبلیغات از آن جمله بود.
🔸 فعالیت در حزب جمهوری و شرکت در جلسات سیاسی و مذهبی این حزب از فعالیتهای پس از انقلاب شهید به شمار می رفت.
🔸 به عضویت سپاه نیز درآمده بود و به عنوان پاسدار افتخاری خدمت می کرد، برای اولین بار در سن پانزده سالگی و در مجموع سه مرتبه به جبهه اعزام شد.
🔸 در آنجا تخریب چی بود، راننده ماشینهای سنگین بود، تبلیغات می کرد و سرانجام در آخرین مرتبه که به عنوان فرمانده دسته به جبهه اعزام شده بود در تاریخ بیست و دوم دی ماه سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه و بر اثر اصابت ترکش خمپاره، مجروح و پس از انتقال به بیمارستانی در تهران به شهادت می رسد، و پیکر مطهرش در روستای زادگاهش، گیسور به خاک سپرده شد.
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
.
راجع به زندگی رهبر شهید کتابهای متعددی نوشته شده است که به گمانم #کتاب_خون_دلی_که_لعل_شد جزء بهترین هاست
چون به قلم رهبر شهید است.
در سه جای کتاب اشاره به نقش مادرشان دارند.
🔹مادر چه نقش اساسی میتواند در تربیت داشته باشد
و کلمات چقدر تاثیر شگرفی در #تربیت دارند.
.
🌹 شـهیــــد عباس وفـایــــــــــی🌹
•از شــهادت نترسید زیرا آنها که رفتند کار حسینــــی کردند و آنها که مانده اند باید کار زینبــــی کنند .
🕊فرازی از وصیت نامه شهید
شب جمعه با ذکر صلوات یادی کنیم از شهدا و شهید عباس وفایی✨
🕊 @fatemi48
#معرفی_شهید
🌷 روحاني شهيد مصطفي #كاظمي_مقدم_بيدختي
☀️ تولد: ۱ آبان ۱۳۴۶
🥀 شهادت: ۱۹ ديماه ۱۳۶۵
🔸 سمت: غواص، تخريب چي
🌺 محل شهادت: شلمچه كربلاي ۵
💐 گلزار مطهر: گناباد بيدخت
#نفوس_مطمئنه
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
#زندگینامه
🥀 روحانی شهید مصطفی کاظمی مقدم
♦️ فرزند محمد کاظم و فاطمه، در آبان ماه سال ۴۶ در شهر بیدخت گناباد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.
♦️ وی پنجمین فرزند خانواده بود. پس از سپری کردن دوران ابتدایی و راهنمایی وارد حوزهی علمیه شد و در کنار تحصیلات حوزوی دروس مدرسه اش را در دبیرستان طالقانی به صورت متفرقه ادامه داد.
♦️ از خصوصیات اخلاقی شهید، صداقت و اسراف نکردن و پرهیز از هر گونه بیهوده گویی بود.
♦️ به پدر و مادرش احترام میگذاشت و با همه برخوردی از روی عطوفت و مهربانی داشت.
♦️ عاشق شهادت بود اما قبل از آن آرزوی زیارت حرم سید الشهدا را داشت، ذکر لبش «یا نور یا قدوس و یا غیاث المستغیثین» بود.
♦️ در برابر مشکلات به خدا توکل و به اهل بیت (ع) توسل میجست، همواره میگفت: امام نعمتی است از نعمتهای الهی و ما تا حالا چشم بینایی برای درک امام نداشته ایم.
♦️ بعد از انقلاب، به عضویت بسیج در آمده و نگهبانی میداد، از همین طریق هم به جبهه اعزام و در تیپ ۲۱ امام رضا (ع) خدمت میکرد.
♦️ در دوران دفاع مقدس، فعالیتهای فرهنگی هم انجام میداد. اما عمده فعالیتش در جبهه بود.
♦️ سه دفعه به جبهه اعزام که در مجموع ۱۰ ماه به طول انجامید، آنروز، ۱۹ دی ماه ۶۵ در منطقه شلمچه، اصابت ترکش به دست و قلبش، بهانه خوبی شد تا از دنیایی که به آن تعلق نداشت جاودانه دست بکشد، و از کربلای ۵ تا محضر سالار شهیدان پرواز کند، پیکر پاکش پس از تشییع در زادگاهش به خاک سپرده شد.
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
#معرفی_شهید
🌷 طلبه شهيد علي #حيدري_مندي
☀️ تولد: ۲۷ دی ۱۳۴۵
🥀 شهادت: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۶۴
🔸 سمت: اطلاعات عمليات
🌺 محل شهادت: حاج عمران
💐 گلزار مطهر: گناباد، مندي
#نفوس_مطمئنه
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
#زندگینامه
🌷 زندگینامه شهید علی حیدری
🦋 روحانی شهید علی حیدری مندی، فرزند رجبعلی در آبان ماه سال ۴۵ در روستای مند از توابع گناباد در خانواده ای مذهبی، پرجمعیت و کم درآمد پا به عرصه وجود نهاد.
🦋 پس از گذراندن دوران ابتدایی در زادگاهش وارد حوزه علمیه گناباد شد و هم زمان با تحصیلات حوزوی دوره راهنمایی را در مدرسه ابن سینا سپری نموده و در رشته فرهنگ و ادب در هنرستان ایت اله طالقانی به ادامه تحصیل پرداخت.
🦋 در کنار حوزه علمیه به ورزش کشتی و تکواندوا مشغول و پدر و مادرش را از خود راضی نگه می داشت.
🦋 حسن خلق، مردانگی و مردم داری اش ویژه بود، وی حضور زنان را در صحنه های سیاسی و اجتماعی کارساز می دانست قبل از انقلاب به همراه یک گروه ۱۵ نفری به امور تبلیغات و توزیع عکس امام ( ره) به شعار دادن می پرداختند.
🦋 در مرتبه دوم حضورش در جبهه بر اثر اصابت تیر مستقیم دچار مجروحیت شده بود و در اخرین مرتبه در ۳۰ اردیبهشت ۶۵ در منطقه حاج عمران مجروح و به فیض شهادت نایل آمد.
🦋 پس از ۱۳ سال دوری از وطن بر روی شانه های مردم شهید پرور گناباد تشییع شد و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
•┈┈••••✾•🍃🌹🍃•✾•••┈┈•
🕊 @fatemi48
🚩 تصمیم در سردخانهی مخصوص شهدا ...
🔸برادرم بعد از ظهر یکی از روزها به دیدنم آمد و بعد از مدتی برخاست و گفت قصد دارم به گلزار شهدای اصفهان بروم و سپس خداحافظی کرد و از منزل خارج شد. بعد مطلع شدیم که شب به خانه برنگشته. بسیار نگران شدیم. نگرانی ما تا فردا ظهر ادامه داشت تا به منزل امد، پرسیدیم: دیشب کجا بودید؟ چرا همه ما را نگران کردید؟ گفت: دیشب چند ساعتی گلزار شهدا بودم، بعد از ان هم به سردخانهای که مخصوص شهدا بود رفتم. چهار تابوت شهید را دیدم در کناره پیر خستهای به دنبال گمشدهاش میگشت. اجساد شهدا را یک به یک نگاه میکرد تا آنکه به بالین فرزند شهیدش رسید....
🔸صورتش را بر صورت فرزند قرار داد سپس سرش را بلند کرد و دوباره خم شد اما این بار بر روی سینه فرزند با چشمانش با او سخن میگفت. سینه فرزندش را بوسه باران کرد، سپس برخاست و سه مرتبه دور جسد فرزند چرخید بعد از ان ایستاد و دستانش را بالا گرفت و گفت: خدایا این فرزندم در راه تو قربانی شده، این قربانی را از من به شایستگی قبول کن. در ان لحظه که من شاهد ماجرا بودم به خود گفتم آیا شهادت نصیب من میشود دادا (خواهر). من تصمیم دارم به جبهه بروم حال که قرار است انسان بمیرد چه بهتر است که مرگ، مرگِ شهادت باشد.
🔸خاطره ای به یاد شهید معزز قدمعلی عسگری
#خاطرات_شهدا
#شهدا
🕊 @fatemi48