به کعبه رفتم و ز آنجا، هوای کوی تو کردم
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم
شعار کعبه چو دیدم سیاه، دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم
چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکب وی تو کردم
نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل به سوی تو کردم
مرا به هیچ مقامی نبود، غیر تو نامی
طواف و سعی که کردم به جستجوی تو کردم
به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا لب خود بسته، گفتگوی تو کردم
فتاده اهل منا در پی منا و مقاصد
چو جامی از همه فارغ، من آرزوی تو کردم
۲۸
#امام_حسین_ع_مناجات
هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدیم
نام حسین آمد و از نو، جوان شدیم
گفتند کربلا وطن ماست بر زمین
شکر خدا که هموطن آسمان شدیم
چون فرش پادری دم مجلس نشستهایم
پاخوردهایم و آخر عمری گران شدیم
هر غم که دیدهایم فدای غم حسین
عمری به داغ کرببلا امتحان شدیم
باید گریست خط به خط عمر رفته را
جز او اگر برای کسی روضهخوان شدیم
✍ #صادق_میرصالحیان
✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi8/100
#امام_حسین_ع_مناجات
بر من بتاب و جان مرا غرق نور کن
از مشرق دلم به نگاهی ظهور کن
چشم امید من به دوتا قطره اشک بود
این چشمه خشک مانده، تو آن را نمور کن
هرشب بساط ساز من آماده بوده است
امشب بساط سوز مرا جفت و جور کن
فرزند هیأتی مرا زیر پرچمت
از چشم شور مردم بی روضه دور کن
ما مُردهایم بی تو و بی کربلای تو
فکری به حال مردم اهل قبور کن
کردی سفارش آن دو ملک را؛ ولی حسین
گاهی هم از کنار مزارم عبور کن
پروندهام پُر است از اعمال بد؛ ولی
تو صفحههای نوکریام را مرور کن
✍ #محسن_ناصحی
📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت
https://eitaa.com/fatemi222/6620
اشعار مرثیه
با غصههای آل عبا گریه میکنی
https://eitaa.com/fatemi8/1187
به تنگ آمددلم از کینه منصور یاجدا
https://eitaa.com/fatemi8/1188
مصیبت امام صادق علیه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/1189
وقتی که خانه ام را آتش زدند
https://eitaa.com/fatemi8/1190
چه ميشود که ز شهر فراق بازآيي
https://eitaa.com/fatemi222/3332
به تنگ آمد دلم از کینه منصور یا جدا
https://eitaa.com/fatemi222/3359
همان دستی که آتش زد گل و گلزار حیدر را
https://eitaa.com/fatemi222/3360
میان سینه اش وقتی خدا نور یقین انداخت
https://eitaa.com/fatemi222/3361
باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
https://eitaa.com/fatemi222/3362
شکر خدا که دست به دامان صادقیم
https://eitaa.com/fatemi222/8786
هرچه از درد و بلا بر سر حیدر افتاد
https://eitaa.com/fatemi222/8793
قسم به غربت خاكي كه فوق تفسير است
https://eitaa.com/fatemi222/8794
کوچهای بود و دری بود و امامی روی خاک
https://eitaa.com/fatemi222/8795
کاش درد فراق درمان داشت
https://eitaa.com/fatemi222/8796
دارد میان هیئت خود گریه میکند
https://eitaa.com/fatemi222/8797
#شهادت_امام_صادق
#امام_صادق
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
ما بیوجود لطف تو مذهب نداشتیم
در دین و علم، این همه منصب نداشتیم
نورت اگر نبود به جز شب نداشتیم
ذکر حسین جان به روی لب نداشتیم
آری اگر که شیعه بپا هست و عاشق است
از قالَ باقر است؛ از اين قالَ صادق است
با گوشهی نگاه تو زائر درست شد
با روضهخوانی تو شعائر درست شد
از ذوق توست این همه شاعر درست شد
از قطرهای زعلم تو جابر درست شد
هرکس بدون توست، به محشر معطل است
توحید ما طفیلی درس مفضل است
شاگرد تو اگرچه که چندین هزار بود
از آنهمه چقدر برای تو یار بود؟
دردت یکی نبود، غمت بیشمار بود
مثل علی همیشه به چشم تو خار بود
پس چارهای به غیر صبوری نداشتی
بیش از سه چار شیعه تنوری نداشتی
در کوچه نیست پوشش و عمامه بر سرت
آتش گرفته است دري در برابرت
اما نبود پشت در خانه همسرت
پیچیده است ناله «ای وای مادر»ت
این حال و روز و صحنه برای تو آشناست
در کوچه پابرهنه... برای تو آشناست
در کوچه دستبسته... علی بود و فاطمه
تنها، غریب، خسته... علی بود و فاطمه
در بین خون نشسته... علی بود و فاطمه
با پهلویی شکسته... علی بود و فاطمه
آنكه فرشته بود پي همنشينياش
آمد به گوش نالهی فضه خذینیاش
رحمي اگرچه هيچ به تو دشمنت نداشت
يا نيتي اگرچه بجز كشتنت نداشت
اما ز سنگ و نيزه نشاني تنت نداشت
اما طمع به غارت پيراهنت نداشت
يک دشت زخم داشت به روي بدن حسين
جان همه فداي تو اي بيكفن حسين
✍️ #محمد_رسولی
https://eitaa.com/fatemi222/3359
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
به تعلیم بشر مولای مکتب هرزمان برخاست
به تأییدش خدا فرمود: برپا! پس جهان برخاست
شگفتانگیز توحید مفضل شعلهور میشد
که وقت خواندنش دود از سر افلاکیان برخاست
میان شیعیان با او، حکومت فتنه میانداخت
تقیه نشر پیدا کرد و فتنه از میان برخاست
و مفتاح الحقیقه قفلهای بسته را وا کرد
و مصباح الشریعه نور شد تا آسمان برخاست
چنان مور و ملخ عرفان کاذب رخنه در دین کرد
که صادق با لوای حق به جنگ غالیان برخاست
کسی که کربلا را در قیام علم او آموخت
در این مکتب همیشه سربلند از امتحان برخاست
زُراره، حِمْیَری، جابر، امینی، مجلسی، طوسی
تبار دوستان در اصل از این دودمان برخاست
غبار قبر حیدر را نخستین بار او بوسید
پس از آن بوسه، در شهر نجف آن آستان برخاست
چو هارون در تنور امتحانش میتوان افتاد
ولی از سُفرهی مِهرش چگونه میتوان برخاست
::
پسر یکبارِ دیگر ارث غربت برد از مادر
دوباره در مدینه آتشی از آشیان برخاست
دل اولاد او خون شد که او در کاخ حمرا رفت
همینجا بود که آه از نهاد روضهخوان برخاست
گمانم روضهی شیخ الائمه این سخن باشد
کجا در مجلس منصور، چوب خیزران برخاست؟!
امان از مجلس شام و امان از خاطرات تلخ
که طفلی بر زمین افتاد هرجا ساربان برخاست
::
رقیه گوشهای زانو بغل کرد و به خود میگفت
چرا بابا سرت آمد، ولیکن بوی نان برخاست
📝https://eitaa.com/fatemi222/3359
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
ذره در درگاهِ او مشهود بالا میرود
هر که خاکِ راهِ او شد زود بالا میرود
میشود هنگام قرآن خواندنش احساس کرد
نغمهی ربانی داود بالا میرود
در قیامت عابد و عاصی چه فرقی میکند؟
پرچمِ هر کس که او فرمود بالا میرود
آتشِ عشقش کجا، سهلِ خراسانی کجا!
هر کسی هارونِ مکی بود بالا میرود
لطف و احسان بر در این خانه سائل میشود
از در و دیوار بیتش جود بالا میرود
::
از در و دیوار گفتم سینهام آتش گرفت
از درِ یک خانه دارد دود بالا میرود
[باغبان در باغ بود و باغ را آتش زدند]
از گلستان آتشِ نمرود بالا میرود
::
کاش باشم تا ببینم روزهایی را که از
روی منبر مهدی موعود بالا میرود
✍️ #محمدمعین_پوریلان
https://eitaa.com/fatemi222/3359
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
مولای من! سلام خدا هدیه محضرت
گلبوسهی ملائکة الله بر درت
یا صادق الائمه که قرآن ناطقی
عالم فدای آن نفس روح پرورت
تا از تو کسب فیض کنند ای شکوه علم
زانو زنند خیل ملک پای منبرت
بر کرسی خطابه لبت چونکه باز شد
باغ بهشت مصطفوی شد معطرت
از تو گرفت درس بصیرت ابوبصیر
صدها زراره کاتب و اندیشهگسترت
سرچشمهی زلال حقیقت کلام توست
شد جرعهنوش، علم و فضیلت ز کوثرت
معراج توست علم و در آن سیر نور شد
هفت آسمان عالم معنا مسخرت
تنها جهاد، عرصهی شمشیر و تیغ نیست
روز ازل جهاد سخن شد مقدّرت
مدیون توست مکتب شیعه الی الأبد
در این جهاد، لطف خدا بود یاورت
رفتی سرِ برهنه و پای پیاده لیک
سیلی نخورد پیش تو در کوچه همسرت
در طول عمر، داغ فدک با دل تو بود
میزد حدیث حادثه زخم مکررت
باشد برای اهل ولا، جلوهی حضور
در گوشهی بقیع، مزار مطهرت
گاهی نگاه کن به دل بیقرار من
دست «کمیل » و دامن تو؛ جان مادرت!
✍ #کمیل_کاشانی
🔸🔸🔸🔸