eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊♥️🕊 ♥️بزن کف مرتضی داماد گشته ♥️بزن کف قلب زهرا شاد گشته 👏👏👏 ♥️بزن کف در قدوم ماه داماد ♥️بزن لبخند تا حق را کنی شاد 👏👏👏 ♥️چنین داماد را باشد عروسی ♥️که هستی آیدش بر پای بوسی 👏👏👏 ♥️عروسی دختر ختم رسولان ♥️عروسی مصطفی را راحت جان 👏👏👏 ♥️عروسی مریم و هاجر کنیزش ♥️عروسی کو خدا دارد عزیزش 👏👏👏 ♥️عروسی هستی هستی فدایش ♥️عروسی خلق داماد از برایش 👏👏👏 ♥️چه دامادی که فخر کائنات است ♥️چه دامادی خداوند ثبات است 👏👏👏 ♥️چه دامادی سراپا فخر و عزت ♥️چه دامادی خدای عشق و غیرت 👏👏👏 ♥️چه دامادی محمد ساق دوشش ♥️ملائک هم غلام حلقه گوشش 👏👏👏 🌺حلول ماه ذی الحجه و سالروز ازدواج حضرت علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) مبارک باد https://eitaa.com/fatemi8
Hamed ZamaniHamed Zamani - Eshghe Paak.mp3
زمان: حجم: 2.9M
چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان… سالروز پیوند مظهر احسان و جود با دردانه زیور عالم، یاس آل محمد (ص) مبارک💚
عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته‌ی کرب و بلا همه عالم حرم توست اباعبدالله آنچه داریم و نداریم خدا می‌داند که کمی از کرم توست اباعبدالله مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما همه مرهون دم توست اباعبدالله شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی دل ما وقف غم توست اباعبدالله به خدایی خداوند دو عالم سوگند گریه‌ی خلق، کم توست اباعبدالله تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل حرم محترم توست اباعبدالله؟ دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی قامت کوه خم توست اباعبدالله "میثم" از خویش چه دارد که به وصفت آرد هرچه دارد ز دم توست اباعبدالله... ✍ 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620
مداحی و روضه های امام باقر علیه السلام 👇👇 پیش تو ای که شکافنده دانشهایی https://eitaa.com/fatemi8/335 ذکر من سلام من کیست حضرت باقر https://eitaa.com/fatemi8/336 هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم https://eitaa.com/fatemi8/336 عاقبت آه کشیدم نفس آخر رو https://eitaa.com/fatemi8/338
چقدر خاطره از رنج‌های قافله داری گمان کنم که به پایت هنوز آبله داری اگر به هلهله سر برده‌اند از تو در آن دشت ولی هنوز صبوری، هنوز حوصله داری تویی که کودکیَات را به پای نیزه دویدی تویی که تا سر نی یک نگاه فاصله داری پی که می‌رود آن دل، دل شکسته و خونت به شوق کیست که دستی به دست سلسله داری؟! هنوز تیر سه شعبه نرفته است ز یادت هنوز دلهره از خنده‌های حرمله داری به شور و شوق کشیدی به بر هر آنچه بلا را که گفته است که از درد و داغ‌ها گله داری... ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/334
اگرچه در نظرت آنچه نیست، ظاهر ماست سیاه‌جامۀ سوگت لباس فاخر ماست سلام می‌دهم و دلخوشم که فرمودید هرآن‌که در دل خود یاد ماست، زائر ماست تویی که نام غریبت خودش به تنهایی اثرگذارترین روضۀ منابر ماست بگو چگونه نگویم که دوستت دارم که این حدیث شریف از امام باقر ماست: «خبر کنید کسی را که دوستش دارید»* خدا کند برسد، این پیام آخِر ماست مرا که در سفر آخرت امیدی نیست مگر به این‌که بگویید: او مسافر ماست اگرچه درخورتان شعر، ناسرودنی است بگو به لطف خود: این روسیاه، شاعر ماست ✍️ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * در روایت است که مردی از مسجد گذر کرد، در حالی که امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) نیز در مسجد نشسته بودند. یکی از اصحاب امام باقر(علیه‌السلام) گفت: به خدا قسم من این شخص را دوست می‌دارم. امام فرمود: «اَلا فَأَعْلِمْه فَاِنَّهُ اَبْقی لِلْمَوَدَّهِ وَ خیرٌ فی الأُلفه؛ پس به او خبر بده، چرا که این خبردادن، هم مودّت و دوستی را پایدارتر می‌کند، هم در ایجاد الفت، خوب است». (بحارالأنوار، ج۷۱، ص۱۸۱) https://eitaa.com/fatemi8/334
گرچه آتش به دل شعله‌ورم افتاده شرر زهر ستم بر جگرم افتاده یادم از کرب وبلا آمد و یک بار دگر انقلابی به دل شعله‌ورم افتاده آه از آن گلشن خونین که به چشمم دیدم گل پرپر، همه جا دور و برم افتاده ثمری از شجر طیبه هستم؛ امّا آتشی بر همه‌ی برگ و برم افتاده از تن جّد غریبم چه بگویم، وقتی به سوی قتلگه او گذرم افتاده کودکی بودم و دیدم که به پیش نظرم غل و زنجیر به پای پدرم افتاده از همان‌روز که خورشید به نی جلوه نمود سایه‌ای از غم و محنت به سرم افتاده دیده‌ام از اثر ضربت سنگ بیداد ز روی نی سر شمس و قمرم افتاده عمه‌ی کوچک من پیش نگاهم جان داد درد این بار گران بر کمرم افتاده آه دیگر ز فلک پیک شهادت آمد زین خبر اشک ز چشم پسرم افتاده ای «وفایی» همه جا در غم ما گریه کنید لخته‌های دلم از چشم ترم افتاده ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/334
در بهار زندگی، رنگ خزان را دیده‌ای هر چه را مقتل روایت کرده آن را دیده‌ای سوز زهر آتش به جانت زد ولی در کودکی تشنه‌لب سوزان‌ترین روز جهان را دیده‌ای روز عاشورا میان خنده‌های کوفیان ناله پیری به بالین جوان را دیده‌ای در تمام عمر اگر می‌سوختی مثل رباب روی دوش حرمله تیر و کمان را دیده‌ای در میان خیمه‌ها وقت غروب آفتاب لحظه لحظه اضطراب عمه‌جان را دیده‌ای خاک عالم بر سرم در زیر سم اسب‌ها جسمِ عریانِ بزرگِ خاندان را دیده‌ای از درون خیمه‌هایی که در آتش سوختند گوشواره بردن غارتگران را دیده‌ای وقتی از زخم زبان کوفیان راحت شدی تازه بعدش شامیان بد دهان را دیده‌ای در کنار عمه‌جان، در مجلس نامحرمان بر لب قاری، هجوم خیزران را دیده‌ای داغ‌هایی که شمردم شمه‌ای از داغ توست هر چه را مقتل روایت کرده آن را دیده‌ای ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/334
🔲◾️▪️شهادت امام باقر(علیه السلام) تسلیت باد ▪️عاقبت آه کشیدم نفسِ آخـر را نفسِ سوخته از خاطره ای پرپر را ▪️روضه خوانیِ مرا گرم نمودی امشب روضه یِ آن همه گُل،آن همه نیلوفر را ▪️آخرین حلقه یِ شب هایِ محرّم هستم شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را ▪️باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است باورم نیست تماشای تَنی بی سر را ▪️باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود دیدنِ ســوختنِ چـارقَــدِ دخــتر را ▪️غارتِ خود و عَلَم،غارتِ گهواره و مَشک غـارتِ پیرهــن و غـارتِ انگشتر را ▪️ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون می ریخت نیـزه هایی که رُبـودند سَــرِ اکبر را ▪️آه در گوشه ی ویرانه که دِق مرگ شدیم تا کـه همبـازیِ من زد نفسِ آخـر را ▪️کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم بیـن زنجیر نهـان کرد تَنی لاغــر را ▪️چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم سرخ دیدم بدنش،تکّه ای از معجر را حسن لطفی
آمده‌ام شکسته‌ دل، تا که خدا خدا کنم هرچه گناه و جرم را، از دل خود جدا کنم ناله‌ی من شده فزون. می‌روم از خودم برون رو به خدا برم کنون، بر همه من دعا کنم از گل خود، بهار خود، می‌طلبم قرار خود من که به یادِ یارِ خود، با گل خود صفا کنم ای عرفه ببین مرا، بی گل خود غمین مرا با غم وی قرین مرا، من که ورا صدا کنم این من و روی ماه او، منتظر نگاه او آمده‌ام به راه او، هستی خود فدا کنم چشم کبود خویش را، بود و نبود خویش را مِسِ وجود خویش را، با نگهش طلا کنم پرده ز رخ کشیدنش، وقت سحر دمیدنش من به هوای دیدنش، طایر دل رها کنم گرچه فتاده‌ام به چاه، گشته دو چشم من سیاه آمده‌ام به اشک و آه، تا مگرش رضا کنم با کرم دوباره‌اش، یک نظر و اشاره‌اش تا که کنم نظاره‌اش، دیده‌ی بسته وا کنم آمده‌ام به سوی او، دیده و دل چو روی او از عرفات کوی او، راهیِ نینوا کنم داده به دل زمینه را، عطر گل مدینه را تا که حریم سینه را، کوفه و کربلا کنم حال سرشک نم نم و، شیون و ناله در غم و گریه برای ماتم و، غربت لاله‌ها کنم «یاسر» دل شکسته را، در غم گِل نشسته را ز قید تن گسسته را، لایق این عطا کنم ✍ 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620
گل فزون است ولی آن گلِ بی‌خار کجاست؟ خیمه بسیار بوَد، خیمه‌ی دلدار کجاست؟ دل آواره‌ی من، خانه به دوشِ یار است ای حرم با من دلخسته بگو، یار کجاست؟ عرفات و جبل الرّحمه! بگویید به من کعبه‌ی روح مرا وعده‌ی دیدار کجاست؟ شب، شب مشعر و چشم همگان بیدار است جگرم خون شده، یارب! دل بیدار کجاست؟ یوسف فاطمه! بازار تو، گرم است ولی آن که ما را ببرَد بر سر بازار کجاست؟ تا بیاییم سر راه تو با گوهر اشک سینه‌ی سوخته کو؟ چشم گهربار کجاست؟ حاجیان در عرفاتند و ز هم می‌پرسند حاجی فاطمه کو؟ رهبر احرار، کجاست؟ ای جوانان مدینه! ز شما می‌پرسم که علی اکبر و عباس علمدار کجاست؟ نه رباب و نه ز گهواره‌ی اصغر، خبر است طفلِ شیرِ حرم حیدر کرار کجاست؟ «میثم» از کثرت عصیان چه هراست، بشنو عفو، فریاد برآرد که «گنهکار کجاست؟» ✍ 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620