eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
130 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
(علیه السلام) چشم من گرچه شده تار حواسم به تو هست دستپاچه شدم این بار حواسم به تو هست هر طرف پرت شد اعضات و دل من هر جاست پیش تو نیستم انگار حواسم به تو هست جگرم پاره شد از وا شدن زخم لبت نفست را تو نگهدار، حواسم به تو هست جان نکن جان نکنم، آه نکش پا نکشم گر شدم پیر و گرفتار حواسم به تو هست گرچه صد تیر به روی بدنت ریخته است روی این دشت پر از خار حواسم به تو هست چارگوشه شده از چند جهت صحن تنت جگرم سوخت به ناچار، حواسم به تو هست صد و ده تا شده ای جلب توجه بکنی می زنم دور و برت زار، حواسم به تو هست نیزه ها دور سر تو همه سرگردانند تو خودت پاشو و بشمار، حواسم به تو هست عمه ات بی خبر آمد ز حرم فکری کن گرچه کارم شده دشوار حواسم به تو هست چون پریشانی موی تو پریشان شده ام عمه و معجر و اصرار... حواسم به تو هست دست بردم به عبا تا بروی سمت حرم وسط خندهء اشرار حواسم به تو هست رضا دین پرور (ع)
تو را با نیزه و شمشیر کشتند تو را بی جرم و بی تقصیر کشتند خوارج ها به سویت حمله کردند تو را با گفتن تکبیر کشتند گل جسمت به زیر دست و پا ماند به قصد لذت و تحقیر کشتند تنت پاشیده هر سویی به صحرا تو را صدها جوان و پیر کشتند تو را که جان شیرین من هستی تو را در گوشه ای دلگیر کشتند مکش پا بر زمین پیش نگاهم رسیده آسمان افغان و آهم... محمد حبیب زاده (ع)
حضرت علی اکبر ع ی(14).mp3
زمان: حجم: 147.9K
حضرت علی اکبر (ع) ای مه تابان،می روی میدان شده ام بابا،در غمت گریان یا علی اکبر ⁴ در فراق تو،در حرم غوغاست پسرم امروز،غربتم معناست یا علی اکبر ⁴ تو سوی میدان،می روی اکبر دل من را هم،می بری اکبر یا علی اکبر ⁴ جگرم خون شد،با صدای تو می کنم گریه،در قفای تو یا علی اکبر ⁴ ای گل پرپر،از غمت سوزم بر دل عالم،شعله افروزم یا علی اکبر ⁴ پیکرت بابا،اربا اربا شد در غمت گریان،چشم بابا شد یا علی اکبر ⁴ شده صد پاره،پیکرت اکبر پدرت آمد،در برت اکبر یا علی اکبر ⁴ در کنار تو،قامتم خم شد در فراق تو،صبر من کم شد یا علی اکبر ⁴ زد شرر داغت،بر دلم بابا شده داغ تو،قاتلم بابا یا علی اکبر ⁴ از غمت گشته،جان من بر لب بهر تسکینم،آمده زینب یا علی اکبر ⁴ (ع)
کربلایی علی اکبر حائری2.4.4.mp3
زمان: حجم: 12.4M
◼️اولاد حسینیم لثارات دم ماست جمهوری اسلامی ایران حرم ماست 🚩 🚩 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620
شب هستم ماه محرم مناجات امام زمان https://eitaa.com/fatemi8/555 من آن پدرم کزپسرم دست کشیدم https://eitaa.com/fatemi8/556 نقش بیابان دیدم آخر پیکرت را https://eitaa.com/fatemi8/559 دیدم عزای تنت را جگرم سوخت علی https://eitaa.com/fatemi8/560 امیرالمومنین صحرای محشر را تماشا کن https://eitaa.com/fatemi8/561 ثمر دلم که وجود تو شده پاره چون جگرم https://eitaa.com/fatemi8/562 روضه مرحوم شوشتری https://eitaa.com/fatemi8/563
شب نهم محرم ای اهل حرم میر و علمدار نیامد https://eitaa.com/fatemi8/569 تاعلمدارافتاد https://eitaa.com/fatemi8/570 ای حرمت قبله حاجات ما https://eitaa.com/fatemi8/571 تاوروز محشر پرچمت بالاست عباس https://eitaa.com/fatemi8/572 طفلان حرم بعدتو ماتم زاده بودند https://eitaa.com/fatemi8/573 به پیکرش نه فقط تیر،بال و پرشده بودند https://eitaa.com/fatemi8/574 تیرها با تنت چه ها کردند https://eitaa.com/fatemi8/575 تا تو بودی خیمه ها آرام بود https://eitaa.com/fatemi8/585 مقتل حضرت عباس علیه السلام https://eitaa.com/fatemi8/586 نشر به علاقه مندان و ارادتمندان 👆
تا تو بودی خیمه‌ها آرام بود دشمنم در کربلا ناکام بود https://eitaa.com/fatemi8/2142
🔰یک مساله؛(امر به معروف ) حکم نهی از منکر در عروسی چیست؟🤔 https://eitaa.com/ahkam31/974
من اگر روضه‌خوان بودم برای شب تاسوعا، روضه را از آخرِ واقعه می‌خواندم! آرام و غمگین جوری که غصه توی صورتم موج بزند رو به مستمع‌ها می‌گفتم: این زن‌ها و بچه‌ها که از دور دیده بودند اباعبدالله چطور قدمهایش را روی زمین می‌کشیده و خودش را با چه ضرب و زوری به چادر علمدار رسانده، با همان دهان‌های خشک و قلبهایی که نزدیک بوده از جا کنده شود، سرجایشان ایستاده‌ و فقط تماشا کرده‌اند. اول با این مقدمه دلشوره به جان مستمع می‌انداختم و بعد خواهش می‌کردم این صحنه را تصور کنند، چشم هشتاد زن و بچه از دور تا دورِ خیمه‌گاه به حسین دوخته بوده، ابی‌عبدالله با آن کمری که از داغ عباس شکسته، زیر سنگینیِ این نگاههای منتظر چطوری قرار بوده خودش قاصد ماجرا شود و خبر را به حرم بدهد؟ تمنا می‌کردم مستمعها با خودشان حساب کنند آن لحظه‌ی ابی‌عبدالله چقدر سنگین بوده؟ چقدر نفس‌گیر؟ و بعد فرصت می‌دادم تا با دهانهایی باز و چشمهای مضطرب چند لحظه فقط نگاهم کنند و در دل تکرار کنند: چقدر سنگین؟ چقدر نفس‌گیر؟ و بعد ادامه می‌دادم: ابی‌عبدالله بی هیچ حرفی، بدون حتی یک کلمه صحبت، دست گرفته به عمودِ خمیه و با یک تکان، عمود و چادر را روی زمین انداخته. با فروافتادن چادر و تکانی که باد به پَرَش انداخته یک‌مرتبه دلهای این بچه‌ها فروریخته و همینکه عمود کوبیده شده روی زمین و صدایش در پهنه‌ی دشت پیچیده، انگار مُهرِ سکوت از خیمه‌گاه برداشته شده و یکدفعه وِلوِله افتاده توی حرم. حالا این حسینی که چند لحظه پیش داغی به آن سنگینی دیده چجوری باید به حرم تسکین می‌داده؟ با این صحبتها اول دل مستمع را خوب ورز می‌دادم و بعد اینطور گریز می‌زدم به شروع واقعه: آخر اصلا قرارِ جنگ نبوده که حسین اینجور بد، تلفات داده! قرار فقط برای آوردن آب بوده، پس چی شده که حسین شهید داده؟ با این سوالها دل جمع را می‌لرزاندم ولی باز هم سمت شرح واقعه نمی‌رفتم. آخر روضه‌ی عباس روضه‌ی مردهاست، جایی که زن و بچه نشسته باید فقط با استعاره حرف زد. آخر حسین خودش روضه‌ی عباس را اینجوری خوانده، گریه‌های بلند بلندش را کنار علقمه وسط مردها کرده ولی سمت زنها که رسیده هیچ کس حتی صدایش را نشنیده! همینقدر جگرسوز، آرام و بی سر و صدا فقط سوخته! من اگر روضه‌خوان بودم برای مثل امشبی فقط با دل مستمع بازی می‌کردم و سمت مقتل نمی‌رفتم. همه‌ی سعیم را می‌کردم تا مستمع را به حالی دچار کنم که ابی‌عبدالله در آن ساعتِ سختِ فروافکندنِ خیمه‌ی عباس داشته. می‌گفتم برای ما از کنار علقمه و گریه‌های حسین زیاد گفته‌اند، از افتادنِ دستهای عباس، از عمود آهنی و فرق ابالفضل، از مشک پاره و ناامیدی علمدار، از زمین خوردن حسین و از داد برآوردنش، از هلهله‌ی لشکر و از انکسار حسین زیاد خوانده‌اند، اما برای ما روضه‌ی "حالا چطوری خبر را به بچه‌ها بدهم" کمتر خوانده‌اند! هیچ مردِ پُر عاطفه‌ای غیر از حسین در یک صبح تا عصر اینهمه مجبور به خبر بد دادن به اهل و عیال نشده، هیچ مردی غیر از حسین زیر بارِ شرم از نگاه هشتاد زن و بچه اینطور لِه نشده... غیر از حسین هیچ داغ‌دیده‌ای خودش، همه‌ی زحمتها را به دوش نکشیده... من اگر روضه‌خوان بودم شب تاسوعا بیشتر از ماجرای عباس، مردم را برای ماجرای حسین می‌گریاندم... آرام، بی سر و صدا با شرحِ حالِ حسین جگرها را به آتش می‌کشاندم... بعد هم می‌گفتم زنها را بفرستید بروند، فقط مردها بمانند، می‌خواهم کمی از علقمه بخوانم... ✍ملیحه سادات مهدوی ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
▪️به ژولیده نیشابوری گفتند یک در وصف حضرت (علیه السلام) بگو که پنج بار کلمه "چشم" داشته باشد ▫️او شعری گفت که ده تا کلمه «چشم» داشت : ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود محو چشمم چشم ها و چشم من بر آب بود چشم گفتم چشم دادم چشم پوشیدم ز آب من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
shab6_063238_1.mp3
زمان: حجم: 5M
دو دمه شهید محمد رضا توکل(شهدای حمله اسراییل) در هیأت میثاق با شهدا ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم هر زمان شور خمینی به سر افتادما را دور سید علی خامنه ای می گردیم عرض سلام و تسلیت خدمت همسنگران بزرگوار به نظر می رسد در این چند شب باقیمانده، پرداختن به زوایای جنگ تحمیلی، توهین و تهدید امام جامعه و نقش و جایگاه مهم علمدار امروز امت اسلامی حضرت امام خامنه ای جزو بدیهیات است. لذا جا دارد در سخنرانی ها، اشعار و نوحه های حماسی به این امر پرداخته شود. التماس دعا ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
صاحب عزا کجایی https://eitaa.com/fatemi8/580 امشب شب اناالیه راجعون است https://eitaa.com/fatemi8/581 چقدر نام تو زیباست https://eitaa.com/fatemi8/582 دارم به سر هوای تو یا ایها الغریب https://eitaa.com/fatemi8/583 مقتل شب عاشورا https://eitaa.com/fatemi8/1496 مقتل بدنهای شهدا و اسبها https://eitaa.com/fatemi8/1497 لحظه آخر https://eitaa.com/fatemi8/1498 اتمام حجت حضرت https://eitaa.com/fatemi8/1499 برگشت ذوالجناح https://eitaa.com/fatemi8/1501 دو جا صورت به صورت گذاشت https://eitaa.com/fatemi8/1503 لحطات آخر امام https://eitaa.com/fatemi8/1506