eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از منبرک فاطمی
🖤مراسم چهلم پدر شهید فاطمی ✔️پنجشنبه سوم مهر از ساعت 3 الی 4 و نیم عصر ✔️در حسینیه روستای نوده گناباد 🇮🇷 @fatemi222
هرچه داری بدهی تا برود تا توافق مگر آخر بشود با شیاطین چه توافق گردد تا کی انسان پی آنها بدود این چه منطق شده بر آقایان تا کی ارباب شما وعده دهد یک توافق وسط جنگ بقا کی شود ‌آدم عاقل نشود این شیاطین همه چیزت خواهند باید انسان همه را هم بدهد استقامت فقط آن چاره ما پایداری کند انسان برهد بردگی بر در سلطان ستم آدمی را به گدایی بنهد
Mehdi Rasouli971_62637663735461.mp3
زمان: حجم: 2.1M
🎧بارون اومده، سید از میدون غرق خون اومده 🎙مداحی حاج مهدی رسولی در وصف شهید سید حسن نصرالله آه نصرالله آه نصرالله ای خونت بقای حزب الله ضاحیه غروب جمعه قتلگاه شد رفتن علمدار غم سپاه شد این سینه ی داغدار غرق آه شد بارون اومده سید از میدون غرق خون اومده بارون اومده حاج قاسم برات مهمون اومده خون شهداست جاده ی هدایت کی بوده شکست واسه ما شهادت زنده است همیشه خیمه ی ولایت قطعا ننتصر وعده های حق به ما گفتن ننتصر قطعا ننتصر ما اگه نترسیم از دشمن ننتصر آه نصرالله آه نصرالله ای خونت بقای حزب الله بارون اومده برات مهمون اومده
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند             بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است از روی تو دل کندنم آموخت زمانه                 این دیده از آن روست که خونابه فشان است دردا و دریغا که درین بازی خونین               بازیچه ی ایام دل آدمیان است
دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت               این دشت که پامال سواران خزان است روزی که بجنبد نفس باد بهاری                   بینی که گل و سبزه کران تا به کران است ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی                 دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند              یا رب چه قدر فاصله ی دست و زبان است خون می چکد از دیده درین کنج صبوری      ‌ این صبر که من می کنم افشردن جان است از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود               گنجی ست که اندر قدم راهروان است
هر چند نگاهم همه بر این در خانه است ای صاحب خانه نگهی خانه بهانه است باز آمده ام تا که نشان از تو بجویم وین کعبه به پیش نظرم سنگ نشانه است تا آب وصالی دهی از زمزم غیبم چون سیل روان از مژه ام اشک روانه است بر من که به کوی تو یکی مرغ اسیرم نام تو بود دانه و ذکر تو ترانه است لالی به از آن است که بی ذکر تو باشم زیرا که به جز ذکر تو هر ذکر فسانه است رفتم به حجر بوسه زنم گفت به گوشم هشدار که دل بیت خداوند یگانه است بی شرمی من بین که گنه کردم و دیدم هم پیش توام هم دو مَلَک بر سرشانه است تو بر من مسکین در این خانه گشودی من هر چه که دارم همه از این در خانه است "میثم" به دلت مهر علی، در گرانیست این دُر گران هستی این کهنه خزانه است غلامرضا سازگار @fatemi8
بندگانيم و به درگاه خدا آمده ايم چون فقيران به تمناى نوا آمده ايم ما كه گِرد يكى خانه طوافى داريم به گِدايى به سرِ خوان خدا آمده ايم ما نه مشتاق به سنگيم و نه وابسته به گِل به وصال تو به سر نى كه به پا آمده ايم آرزومندى و درويشى و بى سامانى جمع در ما و به اميد غنا آمده ايم كوله بار گنه از كوه صفا سنگين تر خالى از غير و در اين جا به پناه آمده ايم از سر خاكِ غريب حَسَن(عليه السلام) و امّ البنين(عليها السلام) خون جگر، شِكوه كنان، سوى خدا آمده ايم تا بگوييم گلستان خزان است بقيع از اُحد، وز سر قبر شهدا آمده ايم @fatemi8
کاروان! می روی و شوق زیارت داری خوش به حال تو که اینقدر سعادت داری خوش به حال تو که امسال مسافر شده ای خانه دوست همین جاست که زائر شده ای خلق چرخیدند، چرخیدند تا کامل شدند آب و گل بودند تا دیروز، جان و دل شدند جام را پر کن صفای خاطر آن خوشدلان سعی کردند و ز هرچه غیر از او زائل شدند خلق تا از زمزم معنا لبی تر کرده اند قطره ای خورده نخورده، مست لایعقل شدند ای خدا می شود آیا به طوافت برسیم مثل سیمرغ برآییم و به قافت برسیم دست در حلقه آن خانه و آن در بزنیم بوسه بر خاک سر قبر پیمبر بزنیم؟ سلام کعبه! سلام آستان سبز سجودم سلام قبله من! هستی ام! تمام وجودم سلام عشق نجیبی که صاف و ساده و پاکی فدای نیم نگاهت تمام بود و نبودم @fatemi8
مدینه رفتم و غمخانه دیدم غریبان را میان خانه دیدم تمام لاله ها را بو نمودم ز بی تابی به هر جا رو نمودم زیارت کرده ام قبر نبی را شنیدم آه جانسوز علی را بقیع و گلستان آل طاها مزار چهار فرزندان رهرا چه گویم قصه ی درد و محن را که دیدم قبر خاکی حسن را دوباره کربلا را یاد کردم بظر بر تربت سجاد کردم غم باقر دلم را غرق خون کرد که چشمانم ز داغش غرق خون کرد امام صادق و قبر خرابش مزا در میان آفتابش چه گویم از فضای دلغمینش مزار حضرت ام البنینش حلیمه دایه ی احمد در آنجاست امیرالمومنین را مادر آنجاست به اوج آرزوهایم رسیدم ولیکن قبر زهرا را ندیدم @fatemi8