eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
بر جهانِ تشنه باران است نام فاطمه لهجه‌ی محزون قرآن است نام فاطمه خطبه‌هایش کرده جانِ بیت‌ها را شعله‌ور در سکوت شهر، طوفان است نام فاطمه هر کجا که یادِ مظلومیّت مولا شود سوی آن مجلس شتابان است نام فاطمه با وجود اینکه نورش کرده روشن روز را چون شب قدر است و پنهان است نام فاطمه رمز پیروزی‌ست در گرداب اشک و خاک و خون ذکر سربند شهیدان است نام فاطمه هر کجا دیدی مَلَک در حال رفت و آمد است در دل آن خانه مهمان است نام فاطمه رو بگردان از افاضات طبیبِ مدّعی ای پریشان‌حال! درمان است نام فاطمه ✍️ https://eitaa.com/fatemi8
✍ آغاز گفت‌وگو چکید قطرهٔ اشکی که های و هویم بود چقدر حرف شکسته که در گلویم بود حواس من به هیاهوی زائران حرم نگاه من به خطوطی که روبه‌رویم بود نوشته بود «فَاِنّی قَریب» روی ضریح و این نشانهٔ پایانِ جستجویم بود.. دلم دعا شد و پر زد که مستجاب شود دلم رسید همان‌جا که آرزویم بود سلامِ لحظهٔ آخر در آستانهٔ در سلام، نقطهٔ آغاز گفت‌وگویم بود زینب خاکباز مقدم (علیه السلام) ✍️مباحثی از حضرت زینب سلام الله علیها جهت نشر در گروهها https://eitaa.com/fatemi222/18079
✍ مژدۀ سعادت الا که مقدم تو مژدۀ سعادت داشت به خاک‌بوسی راهت فرشته عادت داشت سلام بر تو که ماه جمادی الاول ز جلوۀ تو به رخ، هالۀ مسرّت داشت... سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز به پاس پیروی‌ات از حجاب زینت داشت تو از همان شجر پاک عصمت آمده‌ای که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت تو دست‌پرور آن مادر گران‌قدری که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت تو سر بر آینۀ سینه‌ای گذاشته‌ای که بوسه‌گاه نبی بود و عطر جنت داشت تو زیر سایۀ آن گلبُنی بزرگ شدی که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت ندیده دیدۀ تاریخ چون تو بانویی که حق به گردن آزادی و عدالت داشت چه بانویی که پس از دختر رسول الله به هر زنی که تصوّر کنی شرافت داشت چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم مقام و منزلتی هم‌تراز عصمت داشت چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت چه بانویی که به حدّ کمال در همه حال اراده داشت، وفا داشت، عزم و همّت داشت... چه بانویی که همه عمر در نیایش شب هزار بار ز خود تا خدای هجرت داشت... دل تو بود پر از التهاب شوق حسین که لحظه لحظۀ عمرت از این حکایت داشت حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد هر آنچه عاطفه و التفات و رأفت داشت نبود حاجت بوسیدن گلوی حسین حسین با تو هزاران هزار حجت داشت حسین از تو جدایی نداشت در هر حال مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت... من و مکارم اخلاق زینبی؟ هیهات! کجا برابر خورشید ذره جرأت داشت تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل به دوش خستۀ خود کوهی از رسالت داشت تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم ستمگر از سخنت جا به خاک ذلّت داشت تو خطبه خواندی و در چهره‌ات تجسم یافت علی که در سخنش آیت فصاحت داشت پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند صدای روح‌نوازت که رنگ محنت داشت... محمدجواد غفورزاده (س) نماد و ✍️مباحثی از حضرت زینب سلام الله علیها جهت نشر در گروهها https://eitaa.com/fatemi222/18079
نام زینب در َشئون زندگی گل می‌کند https://eitaa.com/fatemi222/1664 نشستم عشق را معنا كنم دل گفت:يا زينب https://eitaa.com/fatemi8/912 دست در عالم ایجاد تو داری زینب https://eitaa.com/fatemi8/911 مدح هرکس که مقرر شده بر لب باشد https://eitaa.com/fatemi8/909 هستیِ ما هست از عنایت زینب https://eitaa.com/fatemi8/908 هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست https://eitaa.com/fatemi8/2363 شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر https://eitaa.com/fatemi8/2364 دلش دریای صدها کهکشان صبر https://eitaa.com/fatemi8/2365 هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است https://eitaa.com/fatemi8/2366 زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرتش https://eitaa.com/fatemi8/2367
هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست در آسمانِ عاطفه اختر نبود و نیست دار و ندار تو همه وقف حسین بود مانند تو، به پای برادر نبود و نیست حتی تو از عصاره‌ی جانت گذشته‌ای در کربلا، شبیه تو مادر نبود و نیست آیینه‌ی شکسته‌ی صحرای کربلا! مانند ماجرای تو دیگر نبود و نیست بر شانه‌ی صبور تو بار رسالت است مانند تو کسی که پیمبر نبود و نیست در ذیل خطبه‌های فصیح تو گفته‌اند: اصلاً کسی شبیه تو "حیدر" نبود و نیست شیوایی کلام تو را هیچ کس نداشت از ذوالفقار نطق تو خوش‌تر نبود و نیست زینب شدی که زینت شیر خدا شوی یعنی کسی شبیه تو زیور نبود و نیست ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/2362
شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر می‌کِشم پای قلم را به جهانی دیگر هر چه جان بود سرِ روضه نوشتن دادم گفتن از مدحِ تو می‌خواهد جانی دیگر تو که هستی که به یک تن همه‌ی پنج تنی؟ "کُلُّهُم نورٌ واحد" به بیانی دیگر روی دستانِ حسینت دلت آرام گرفت گفت در گوشِ تو انگار اذانی دیگر در حسینیّه‌ی قلبت تپشِ نوحه به پاست حرم‌اللهِ تو دارد ضربانی دیگر دفترِ عمرِ تو تقویمِ به غارت رفته‌ست می‌رسد فصل خزانش به خزانی دیگر کاسه‌ی صبر هم از صبرِ تو لبریز شده بر تنِ تاب نمانده‌ست توانی دیگر هدفِ هر چه بلا بود شدی، تا نخورَد تیری از چلّه‌ی غم‌ها به نشانی دیگر سوگواریم و به سر رختِ سپید است، ببخش بین ما از غم تو نیست جوانی دیگر ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/2362
دلش دریای صدها کهکشان صبر غمش طوفان صدها آسمان ابر دو چشم از گریه هم‌چون ابر، خسته ز دست صبر زینب، صبر، خسته صدایش رنگ و بویی آشنا داشت طنین موج آیات خدا داشت زبانش ذوالفقاری صیقلی بود صدا، آیینه‌ی صوت علی بود چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟ خروشی این چنین مردانه از زن! به این پرسش نخواهد داد پاسخ مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ: حلول روح او، در جسم زینب علیّ دیگری با اسم زینب زنی عاشق، زنی این‌گونه عاشق زنی، پیغمبر قرآن ناطق زنی، خون خدایی را پیمبر زن و پیغمبری؟ الله اکبر! ✍️مرحوم https://eitaa.com/fatemi8/2362
هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است غم ز طوفان نیست در دل‌های ما تا زینب است اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود شک ندارم دومین ام ابیها زینب است هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا کیست ناموس علی و حق‌تعالی، زینب است هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی ذکر زینب "یا علی"، ذکر علی "یا زینب" است منعکس گردیده مادر در وجود دخترش حق و الانصاف باید گفت: زهرا، زینب است اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا مؤمنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین او سراپایش حسین و این سراپا زینب است جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود پس تو دنبال چه می‌گردی؟! مسیحا زینب است کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری شیر زن‌تر از تمام شیرزن‌ها زینب است ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است "لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن دامن او را بگیری، حشرِ ما با زینب است ✍️ https://eitaa.com/fatemi8/2362
زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرتش کهکشان چرخ را بر پا طناب انداخته شمسه‌ی کاخ جلال و رفعتش از فرط نور مِهر عالم‌تاب را، از آب و تاب انداخته دختر مرد دوعالم، آنکه گاهِ خشم خویش رَعشه بر این چار ماه و هفت باب انداخته این همان بانوست کز نطق و بیان همچون علی انقلاب از کوفه تا شام خراب انداخته گر زبانش ذوالفقار حیدری نَبْوَد چرا؟ خصم را دردل شرر، همچون شهاب انداخته همتش چون بازوی خیبرگشای حیدری‌ست بارگاه کفر را در انقلاب انداخته کشتی دین، کربلا شد غرقْ از طوفان کفر همت زینب زنو آن‌را بر آب انداخته حِلم او، صبر و توانایی زدست صبر برد عِلم او، از دست هر دانا کتاب انداخته تا قیامت وصف او "موزون" اگر گویی کم است زان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته ✍️مرحوم () https://eitaa.com/fatemi8/2362