#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
نور با آینه وقتی متقابل باشد
ذره کوچکتر از آن است که حائل باشد
نور، زهراست و آئینه علی، ذره کجاست
که در این بین فقط عاطل و باطل باشد
برترین خلقت دنیاست، عجب نیست اگر
که علی نیز به زهرا متوسل باشد
رو به قبلهست همه عمر، خدایا! غلط است
قبله بایست به سمتش متمایل باشد
اگر این طرز نماز است که او میخواند
ترس دارم که نماز همه باطل باشد
دل محال است ولی عقل دلش میخواهد
بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد
یک نفر آمده در را به لگد میکوبد
پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد
نیمرخ میشود، انگار علی آمده است
ماه، دیگر به دلش نیست که کامل باشد
✍️ #محمدحسین_ملکیان
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
#امام_زمان_عج_مناجات_فاطمی
#طلیعه_فاطمیه
آمد محرّم علی و ماه فاطمه
آتش گرفته جان تو از آه فاطمه
بازآی تا تو روضه بخوانی برايمان
با هاى هایِ گريهی جانکاه فاطمه
بیشک سه ماه خوانده تورا با دو چشم تر
بالای قبر محسن ششماهه، فاطمه
آه از ميان آن در و ديوار شد شروع
بعد از نبی، سلوک إلى الله فاطمه
پشت در و کنار بقيع و به روی نی
معنا شدهست سرِّ فديناه فاطمه
محشر، به پاست روضهی مولای بیکفن
پيراهنیست کهنه به همراه فاطمه
دارد به روی دست، دو دست قلم شده
دستی که در مقام شفاعت علم شده
✍️ #یوسف_رحیمی
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تا بهحال از این زاویه به این موضوع نگاه کرده بودید
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
بیابان بود، غرق یاس شد دامانِ گلزارش
زمین تا گفت: یا زهـرا ! برای اوّلـیـن بارش
زمانِ امتحانپسدادنِ این زن مشخص نیست
ببین! در رفته از دست دقایق ثبتِ آمارش
تمام چرخهی خِلقَت، به زهرا بستگی دارد
وَ بی او چه گرهها که نمیافتاد در کارش
به قَدرِ فاطمه، عقل تکامل قَد نخواهد داد
شبیه لیلةُ الْقَدر است، ناپیداست اسرارش
تَرَقّی کردن پیغمبران در محضر زهراست
نبی حس میکند معراج را هنگام دیدارش
مقام فاطمه نور است، شب را کور خواهد کرد
خدا لعنت کند هرکس که خواهد کرد انکارش
مناجات است این؟! وحی است این؟! سر در نیاوردیم...
در این مکتب شده جبریل هم شاگرد گفتارش
ادب از خُلق و خوی فاطمه غرق تَحَیُّر بود
زبانزد شد برای اهل عالم حُسن رفتارش
حجاب قدسی زهرا، یهودی را مسلمان کرد
قسم بر چادرِ خاکیِ از اعجاز سرشارش
عجب تقدیر زیباییست، زهرا مادر ما شد
به جز شیعه نبوده مذهبی، بخت این چُنین یارش!
اگر روزی بپرسی نسبتِ من با حسیناش چیست؟!
بدون لحظهای تردید میگویم : گرفتارش!
"صدای در میآید، کاش سائل پشت در باشد"*
دم در میرود یار ولایت، حق نگهدارش!
::
وجود حوریه نازکتر از برگِ گل یاس است
کدامین عقل باور میکند دادند آزارش
اجازه هست تا راحت بگویم: مادر ما سوخت!
میان شعله گیر افتاد با آن وضع دشوارش
ردِ مسمار افتادهست روی سورهی کوثر...
زمان غسل، خون تازه میآمد از آثارش
✍️ #بردیا_محمدی
*یک نفر آمده در را به لگد میکوبد
پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد
محمدحسین ملکیان
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#زبان_حال_حضرت_زهرا_س با مولا
دیشب از درد و دل من با خدایم گریه کردی
امشب اما از سکوت غم فزایم گریه کردی
خواستم تا درد سر را کم کنم از خانهی تو
با خدا از مرگ گفتم، از دعایم گریه کردی
اشکها را با مشقت پاک کردم از نگاهت
پا به پایت گریه کردم، پا به پایم گریه کردی
سوختم از غربت تو، سوختی از قسمت من
من برایت غصه خوردم، تو برایم گریه کردی
مرد من! کوه غیورم! کاش زهرا را ببخشی
من بمیرم پیش چشم بچههایم گریه کردی
گفته بودی درد و دل کن؛ سعی کردم؛ پس چرا تو
تا سخن آغاز کردم، از صدایم گریه کردی؟!
پیشوازت آمدم تا در به لبخندت گشایم
وقت برگشتن چه شد که در قفایم گریه کردی؟!
✍️ #حسن_شیرزاد
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#طلیعه_فاطمیه
فاطمیه آمد و فصل عزای فاطمهست
بهترین حُسن عمل خدمت برای فاطمهست
هرکسی امروز زیر پرچمش گریه کند
روز رستاخیز هم زیر لوای فاطمهست
منصب شاهان به آنان باد ارزانی، ولی
افتخار هر دوعالم از گدای فاطمهست
هیچ کس بی مهر او پیش خدا عزت نیافت
عزت ما در دوعالم از ولای فاطمهست
از دعای آخر عمرش همه فهمیدهاند
هرکسی که شد حسینی از دعای فاطمهست
این که فرمودند جنت زیر پای مادر است
جنت اعلا غبار خاک پای فاطمهست
چهره پوشیدن ز نابینا، برای بانوان
درسی از شرم و عفاف و از حیای فاطمهست
دختر وحی و نبوت مستجاب الدعوه است
استجابت در دعای ربنای فاطمهست
ای مدینه! چه به روز فاطمه آوردهاند
کوچههای آسمان پر از صدای فاطمهست
هرکه چشمان علی را دید در آن لحظه، گفت:
غربت دین در نگاه مرتضای فاطمهست
ای «وفایی» ثبت شد با خون پاک محسنش
غربت کرب وبلا از کربلای فاطمهست
✍️ #سیدهاشم_وفایی
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#حضرت_زهرا_س_هجوم_به_بیت_ولایت
نگاه مادری حتی به هیزم میکند زهرا
و آتش را پر از گلهای گندم میکند زهرا
مراقب بود در آتش نسوزد چادرش، شاید_
که زینب را در این چادر تجسم میکند زهرا
به گوشات خورده آیا آب آتش را بسوزاند؟!
میان موجی از آتش تلاطم میکند زهرا
دلیل زندگی را در تماشای علی میدید
علی را در شلوغی ناگهان گم میکند زهرا
علی را با چه حالی از میان کوچهها بردند
که با خاک عبای او تیمم میکند زهرا
صدای پای رفتن از در و دیوار میآید
علی تابوت میسازد، تبسم میکند زهرا
نمیگنجد درون خاک، اقیانوس بیپایان
مزارش را نهان در قلب مردم میکند زهرا
✍️ #سیدحمیدرضا_برقعی
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤مرثیه_حضرت_زهرا
💔دوای درد دل خسته ی همه زهراست
💚هماره بر لب عشّاق؛ زمزمه، زهراست
💔امید شیعه ی بی تاب حضرت حیدر
💚میان معرکه ی روز محکمه زهراست
💔اگردوباره بپرسند:سرپناه تو کیست؟
💚جواب آخر من بی مقدّمه زهراست
💔شهیده، صابره، مظلومه، سیّده، کوثر
💚زکیّه،طاهره،صدّیقه، فاطمه،زهراست
💔همیشه رزق محرم به دست فاطمیه ست
💚جواز روضه ی آقای علقمه زهراست
💔دوباره روضه ی تشییع مادر سادات
💚دوباره بر سر هر شانه پرچم زهراست
💔سلام ای گل هجده بهار؛ بانو جان
💚تویی ستاره ی دنباله دار بانو جان
◾️ایام شهادت حضرت زهرا
◾️سلام الله علیها تسلیت باد
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
علی جانم
یک روح در وجود من و تو دمیده شد
زهرا برای یاری تو آفریده شد
حتّی اگر که باد مخالف وزیده شد
از این به بعد کار به هر جا کشیده شد
بنشین و جان فاطمه سوی خطر مرو
در را اگر زدند علی پشت در مرو
در را زدند و فاطمه از جا بلند شد
آتش به جنگ آمد و دریا بلند شد
در پشت در نشست در امّا بلند شد
ای روزگار نالهی زهرا بلند شد😭
از آن به بعد بود که ماتم شروع شد
از پشت درب خانه محرّم شروع شد
ناجوانمردانه زهرای جوان را میزدند😭
روز روشن مادر صاحب زمان را میزدند😭
بخدا آدم از امام زمان خجالت میکشه
روز روشن مادر صاحب زمان را میزدند
خانهای که بی وضو جبرئیل آن را در نزد
دستهای با پا درِ این آستان را میزدند
من روضه ام همینه شعره
بعد از آن ضرب لگد زهرادگرجانی نداشت😭
با همه نیروی خود آن ناتوان را میزدند😭
مردم زن زدن حتّی زمان جاهلیّت عار بود
این مسلمانها چرا شاه زنان را میزدند
در حدیث سوختن دل را بگو پر را نگو
شعلهی در را بگو احوال مادر را نگو
بی ادبها پشت در فریاد مستی میزنند
حرفای تندشان در پیش کوثر نگو
الان شنیدی سید میگفت به پیغمبر جسارت کردن آی فاطمه دوستا
گرمی آتش اذیّت میکند حوریه را😭
این وسط آن شعلهی خورده به معجررا نگو
پای نامحرم اگر بر چادر ناموس خورد
گریه کن بر حالش امّا حال شوهررا نگو😭
با هزار خجالت با هزار عذرخواهی
میخ نامرد آنقدَر کج رفت پهلو پاره شد😭
لال باش ای روضه خوان این سقط گوهر را نگو😭
آبرو داری اگر افتاد به زیر دست و پا
شرح لبخند اراذل بین معبر را نگو
راز دست بستهی مولا قلاف قنفذ است
دست شوهر را بگو دست همسر را نگو
یا زهرا😭😭
کوچهی زهرا در آخر کربلای زینب است😭
پیش مادر روضهی جانسوز دختر را نگو😭
روضهی گودال و خنجر را بگو، سر را بگو😭
روضهی اوضاع زینب بین لشکر را نگو😭
دیدن در خونه باز شد جمعیت داره علی رو میبره زن های هاشمیه دور فاطمه رو گرفتن
کنیز های زهرا طرفینشن حسن و حسین دنبالشن خون داره از فاطمه میاد فریاد زنان خودشو به علی رساند یه ناله حیدری زد جمعیت برگشت دید زهرا داره میاد ایستادن خودشو رسوند به علی گفت میخوای بچهها مو یتیم کنی بخدا تا علی رو نبرند از اینجا نمیرم یا الله کمربند و شال علی رو گرفت حریف فاطمه نشدن یه وقت صدا زد سه چهار غلامش و خبر کرد گفت بزنیدش 😭
دست و زدن بازو رو زدن شانه و زدن صورت و زدن بی بی رو زمین افتاد 😭😭
همه رفتن کوچه مدینه این وضع مادره کنار گودال دخترش اومد خودشو انداخت رو پاره پاره بدن گفت بیایید سرمو جدا کنید یه نفر صدا زد این زنو بیرونش کنید آه آه
ریختن رو سر دختر علی 😭😭
حسییییین
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
✋
@Maddahionlinمداحی آنلاین - روی دیوار به خون - رسولی.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
روی دیوار به خون
با قلم میخ نوشت
غربتش را به روی
صفحهی تاریخ نوشت
تا بدانند همه علی امام فاطمهست
تکه کلام فاطمهست
#مهدی_رسولی
✋
🔰مجلس اول روضه خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
#آخرین گفتگوهای حضرت زهرا و امیرالمومنین
#قنفذ
#پهلوشکسته
#بیهوش شدن امیرالمومنین
#گریز قتلگاه
🔸السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول
شب شهادت بی بی دو عالم خانم فاطمه زهرا است دلها رو روانه کنیم کنار بستر بیماری زهرا ...
به التماس نگاه یتیمهای خودت
به دستهای کریمانه ی دعای خودت
زبان حال علی امشب کنار بستر زهرا چیه؟
🔸بیا دوباره دعاکن ولی برای خودت
🔸برای پهلو و بازو و دست و پای خودت
🔸فقط برای نرفتن دعا کنی؛ باشد؟
🔸برای بی کسی من دعا کنی؛ باشد؟
آخه وقتی هم دعا می کرد دعاش به دل علی آتش می زد
صدا می زد یا الهی عجل وفاتی سریعا
خدایا مگه مادرم چند سال داره داره آرزوی رفتن می کنه
همینکه دیدمت از صبح بهتری امروز ...
دیدی مریضی که خیلی حالش بد باشه
خیلیا اون لحظه های آخر روز آخر حالشون بهتر می شه وصیت هاشون رو میکنن دیگه حالشون بد میشه رفتنی میشن
زهرا هم گویا اینگونه بود روزای آخر حالش بهتر شد
🔸همینکه دیدمت از صبح بهتری امروز
🔸به سفره نان خودت را می آوری امروز
🔸دوباره دست به پهلو نمی بری امروز
🔸نگو به فکر جدایی ز حیدری امروز
صدا زد لحظات آخر علی جان ما عهدتنی کاذبة و لا خائنه هیچ وقت به تو دروغ نگفتم و لا خالفتک منذ عاشرتنی هیچ وقت با تو مخالفت نکردم
یعنی می خواد لحظات آخر نمره قبول رو از امامش از همسر مهربانش بگیره
یعنی علی دیگه منو حلال کن خدا نگهدار
صدا زد زهرا جان معاذ الله پناه بر خدا تو با تقوا تر از اونی که من تو رو تو توبیخت کنم به تعبیر من چرا من تو رو حلال کنم تو باید منو حلال کنی زهرا!
🔸 تو بار رفتن بستی, علی حلال کند؟!
🔸تو بین بستر هستی, علی حلال کند؟!
🔸تو بین شعله نشستی, علی حلال کند؟!
🔸تو بین کوچه شکستی, علی حلال کند؟!
🔸امشب چه خبر بود کنار بستر زهرا؟
🔸آمد کنار بستر زهرا علی نشست
🔸آهی کشید و آینه اش را نگاه کرد
🔸خورشید آسمان ولایت ستاره ریخت
🔸تا خود نظر به هاله اطراف ماه کرد
یه زبان حالی داره علی
گفت آن سیاه دل که به تو راه را گرفت
روی تو نه که روی علی را سیاه کرد
یا زهرا
علی غمخوار نداره دیگه طرفدار نداره
همه با خنده میگن علی دیگه یار نداره
منو تنها نذاری روی دلم پا نذاری
میون اینهمه دشمن یار تو جا نذاری
بارها صدا میزد یعافیک الله و یبقیک
هی علی می گفت زهرا جان انشالله حالت بهتر بشه خدا تو رو برای علی نگهداره
اما زهرا یه جوابی می داد دل علی رو آتش می زد
صدا می زد یا بالحسن ما اسرع اللحاق بالله
علی دیگه زوده از هم جدا شیم
نمی دونم این جمله با دل علی چه میکرد؟
لذا لحظه آخر کنار قبر زهرا صدا زد و کل الذی دون الفراق قلیل یعنی زهراجان هیچ مصیبتی در دنیا بالاتر از فراق من از تو نیست
اما حرف آخر شاید میومدن خدمت امام صادق علیه السلام عرضه می داشتن آقاجان سبب شهادت مادر شما چی بود؟
گویا می دونستن یکی دو تا نبود ضربه ها که بر بدن زهرا وارد شد
آیا بین در و دیوار بود؟ آیا توی کوچه بود؟
فرمود علت وفات ضربه ای بود که با غلاف شمشیر...
اما شب شهادت مادرش [تو مجل روضه مادرش] نمی شه دلها رو روانه نکنیم کربلا
عرضه بداریم علی جان مثل فردایی تا خبر زهرا رو برات آوردن
میگن تا خبر رو شنید
همون علی که تو هیچ جنگی زانوش نلرزیده بود زمین نخورده بود
تا خبر زهرا رو شنید غش کرد
فسقط علی وجهه و رش علیه الماء آب پاشیدن علی رو به هوش آوردن تا به هوش آمد دیدن داره میگه بمن العزاء یا بنت محمد
زهرا دیگه بعد از تو با چی دلمو خوش کنم ؟
عرضه بداریم علی جان خبر زهرا رو شنیدی غش کردی
اما دلها بسوزه برای دختر غریبت زینب
یه وقت دید زمین کربلا داره میلرزه
صدای تکبیر لشگر بلند شده
پرده خیمه رو کنار بزنه ببینه
سری به نیزه بلند است در کنار زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
✍️
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله
باز این چه شورشست که در خانه علیست
این سوز گریههای غریبانه ی علیست
*از تو خانه علی فقط صدای گریه میاد، بچههای فاطمه دارن میبینن. مادر گوشه بستر داره لحظه به لحظه آب میشه و آب میشه، چه خبره تو خانه علی؟..*
خورشید آسمان و زمین کنج بسترست
این خانه بعد فاطمه ویرانهٔ علیست
*این خانه تا فاطمه بود خانه بود براعلی اما دیگه از فردا خانه بی فاطمه قبر علیه، ویرانهست، خدا کسی رو به این درد مبتلا نکنه مادر جوون از دنیا بره بچهها بمانن، تا این داغ رو ندیده باشه نمیفهمه.. مادر میتونه خانه رو جمع کنه.. مادر میتونه خانواده رو حفظ کنه.اما اگه مادر از دنیا بره همه پخش میشن همه آواره ان دیگه کسی نیست همه رو دور هم جمع کنه، اونم چه مادری مادری که بچه چهار ساله داره دختر پنج ساله داره..*
حیدر چرا به شانهٔ دیوار سر نهد
سرهای قدسیان همه بر شانهٔ علیست
*علی خودش ستون عرش خداست خود علی تکیهگاه عالمه،پیغمبر تکیه میزد به علی در همه مشکلات. حالا کار عالم به جایی رسیده علی سر به دیوار گذاشته و های های گریه میکنه.آخه گفت بعد از پیغمبر همه تکیهگاهم فاطمه بود حالا که فاطمه داره میره علی چه کنه..*
باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است
این جان حیدر است که در حال رفتن است
*یه نگاه کرد به فاطمش.. فاطمه جان!*
دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست
در را که دید فاتح خیبر زمین نشست
جانِ علی به گوشه بستر چه میکنی؟
پر میزنی و با دل حیدر چه میکنی
از کار من همیشه گره باز کردهای
تنها تو در به روی علی باز کردهای
*از فردا دیگه کی میخواد درو رو علی باز کنه، کی میخواد سلام علی رو جواب بده، وای به دل علی، امام صادق این روضه رو اینجوری خوانده،این جملهها و این روضهها مال امام صادقه فرمود:لحظههای آخر عمر مادر ما خیلی سخت گذشت، نمیدانم داخل خانه مریض داری کردی؟ مریض داشتی؟ آدم وقتی مریض داره خودشم مریض میشه، خصوصاً اگه مادر تو بستر افتاده باشه، همه کار خونه لنگ میشه همه چی به هم میریزه، مادر مریض بشه همه پریشون میشن، قربونت برم بی بی جان عبارت اینه امام صادق عین عبارتو نوشتم چیزی اضافه نکنم حضرت فرمود:"لزمت الفراش" یعنی دیگه نمیتونست از جا بلند شه. "و نحل جسمها "یعنی کم کم جسم خانم آزرده شد ضعیف شد. یه مادری که باردار بود بچه از دست داده، پهلوش آزرده، سیلی خورده.امام صادق میگه روز آخر "لزمت الفراش و نحل جسمها، و ذاب لحمها"یعنی همه گوشت تنش آب شده بود، "و صارت کالخیال"امام صادق میگه مادر ما مثل یه شبح شده بود مثل یه خیال، اصلاً انگار دیگه فاطمهای نمونده بود. بمیرم برات، چه گذشت فردا و امشب به دل علی، فردا را بگم تا ظهر بی بی تو بستر از این پهلو به اون پهلو درد داشت اما نمیتونست دردشو به علی بگه، نمیتونست دردشو به بچههاش بگه به کی بگه؟به زینب پنج ساله بگه به حسین هفت بگه به حسن هشت ساله بگه؟ الله اکبر امیرالمومنین و فرستاد مسجد علی جان برو مسجد نماز و اقامه کن، میخواست راحت جون بده لحظههای آخر، نماز ظهرشو خون امیرالمومنین تو مسجد بود خبر از خانه نداشت مشغول نافله بود، داشت نافله میخوند یه دفعه دید صدای بچههاش از دم در داره میاد. نافلشو قطع کرد بلند شد اومد دم در مسجد، نگاه کرد دید حسن و حسین دست همو گرفتن دو دستی دارن به سر میزنن و لطمه میزنن اومد جلو صدا زد چی شده بچهها حسنینم عزیزان من ؟الله اکبر تو رو خدا اوج روضه همینه، اگر بمیریم با این روضه جا داره ،
فردا دم ظهر امام مجتبی پسر بزرگ خبر داد. صدا زد بابا بیا بی مادر شدیم، تا خبر داد از مادر. سلمان میگه تا امیرالمومنین شنید فاطمه از دنیا رفته "وسقط علی وجهه"جلو بچههاش با صورت خورد زمین، وای از دل علی وای تا حالا دیده علی زمین بخوره؟ کسی ندیده بود نه تو جنگها نه تو میدان ..*
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368