eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
130 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺فیش روضه 🔺 🏴 سه سؤال جانسوز حضرت سکینه سلام الله علیها در روز عاشورا گاهی یک جمله، یک سؤال، از هزار خطبه و مرثیه سوزناک‌تر است. بعضی سؤال‌ها آن‌قدر جانسوزند که قرن‌هاست دل شیعیان را می‌لرزانند. حضرت سکینه سلام الله علیها، دختر دلبند امام حسین سلام الله علیه، در روز عاشورا سه سؤال پرسید؛ سه سؤالی که هر کدام داغی از مصیبت کربلا را آشکار می‌کند و دل هر انسان آزاده‌ای را به آتش می‌کشد. 🔺 اولین سؤال هنگامی بود که امام حسین سلام الله علیه از کنار علقمه به خیمه‌ها بازگشت؛ اما این بار دیگر علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس سلام الله علیه، همراه او نبود. حضرت سکینه سلام الله علیها با نگرانی پرسید: أَيْنَ عَمِّي الْعَبَّاسُ؟ «عمویم عباس کجاست؟» 🔺 دومین سؤال غروب عاشورا، ذوالجناح بی‌سوار و غرقه در خون به سوی خیمه‌ها بازگشت. حضرت سکینه سلام الله علیها خود را به اسب پدر رساند، دست بر گردن ذوالجناح انداخت و با چشمانی اشکبار پرسید: يَا جَوَادَ أَبِي، هَلْ سُقِيَ أَبِي أَمْ قَتَلُوهُ عَطْشَانًا؟ «ای اسب پدرم! آیا به پدرم آب نوشاندند، یا او را در حالی که تشنه بود به شهادت رساندند؟» 🔺 سومین سؤال پس از شهادت امام حسین سلام الله علیه، حضرت سکینه سلام الله علیها خود را به گودی قتلگاه رساند. دید عمه‌اش، حضرت زینب سلام الله علیها، بدن غرقه به خون و پاره‌پاره‌ای را در آغوش گرفته است؛ بدنی که دیگر سری نداشت... با صدایی آمیخته به گریه پرسید: عَمَّتِي، هَذَا نَعْشُ مَنْ؟ «عمه جان! این پیکر چه کسی است؟» آری... این سه سؤال، سه فریاد مظلومیت کربلاست؛ سؤال‌هایی که پاسخ آن‌ها را تاریخ با اشک نوشته است. همه صدا بزنید یا حسین ...... متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
✅دیر راهب 🔻لَمّا جاؤوا بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ونَزَلوا مَنزِلاً یُقالُ لَهُ قِنَّسرینَ، اطَّلَعَ راهِبٌ مِن صَومَعَتِهِ إلَى الرَّأسِ، فَرَأى نورا ساطِعا یَخرُجُ مِن فیهِ، ویَصعَدُ إلَى السَّماءِ، فَأَتاهُم بِعَشَرَةِ آلافِ دِرهَمٍ، وأخَذَ الرَّأسَ، وأدخَلَهُ صَومَعَتَهُ، فَسَمِعَ صَوتا ولَم یَرَ شَخصا، قال: طوبى لَکَ، وطوبى لِمَن عَرَفَ حُرمَتَهُ، فَرَفَعَ الرّاهِبُ رَأسَهُ، وقالَ: یا رَبِّ، بِحَقِّ عیسى تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّکَلُّمِ مَعی. فَتَکَلَّمَ الرَّأسُ، وقالَ: یا راهِبُ، أیَّ شَیءٍ تُریدُ؟ قالَ: مَن أنتَ؟ قالَ: أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى، وأنَا ابنُ عَلِیٍّ المُرتَضى، وأنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ، وأنَا المَقتولُ بِکَربَلاءَ، أنَا المَظلومُ، أنَا العَطشانُ، فَسَکَتَ. فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى وَجهِهِ، فَقالَ: لا أرفَعُ وَجهی عَن وَجهِکَ حَتّى تَقولَ: أنَا شَفیعُکَ یَومَ القِیامَةِ. فَتَکَلَّمَ الرَّأسُ، فَقالَ: اِرجِع إلى دینِ جَدّی مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله. فَقالَ الرّاهِبُ: أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه ُ، وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه، فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ. فَلَمّا أصبَحوا أخَذوا مِنهُ الرَّأسَ وَالدَّراهِمَ، فَلَمّا بَلَغُوا الوادِیَ نَظَرُوا الدَّراهِمَ قَد صارَت حِجارَةً. 🔺ترجمه فارسی:  مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب: هنگامى که سر حسین علیه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرین (شهرى در شام، به فاصله یک روز راه از حَلَب در مسیر حِمْص) فرود آمدند، راهبى مسیحی از دِیْرش به سوى سر، حرکت کرد و نورى را دید که از دهان آن، ساطع بود و به آسمان مى رفت. ▪️راهب مسیحی، ده هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِیرش برد و بدون آن که شخصى را ببیند، صدایى شنید که مى‌گفت: ▪️«خوشا به حالت ! خوشا به حال آن که قَدر این سر را شناخت!» راهب، سرش را بلند کرد و گفت پروردگارا! به حقّ عیسى، به این سر بگو که با من سخن بگوید. ▪️ سر به سخن آمد و گفت: ▫️«اى راهب ! چه مى خواهى؟». ▫️ گفت: تو کیستى؟ ▫️گفت: «من فرزند محمّدِ مصطفى و پسر علىِ مرتضى هستم. پسر فاطمه زهرا و مقتول کربلایم. من مظلوم و تشنه کامم» و ساکت شد. ▫️ راهب صورت به صورتش نهاد و گفت: صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگویى: «من ، شفیع تو در روز قیامت هستم» ▫️سر به سخن درآمد و گفت: «به دین جدّم محمّد درآى»  ▫️راهب گفت: گواهى مى دهم که خدایى جز خداوند نیست و گواهى مى دهم که محمّد پیامبر خداست. آن گاه حسین علیه السلام پذیرفت که شفاعتش کند. صبحدم آن قوم سر و دِرهم ها را گرفتند و چون به وادى رسیدند دیدند که درهم ها سنگ شده است. 📚منابع: 🔹مناقب آل ابی طالب 🔹ابن شهر آشوب مازندرانی ج ۴ ص ۶٠ 🔹بحار الأنوار علامه مجلسی : ج ۴۵ ص۳۰۳ متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
🔹به نقل از حباب‌بن‌موسی، از امام ‌صادق‌ علیه‌السلام ، از پدرش امام باقر علیه السلام، از امام‌سجاد علیه‌السلام : 🔸ما را از کوفه به سوی یزید‌بن‌معاویه بردند. راه های کوفه، پر از مردم گریان بود و بیشترِ شب گذشته بود؛ ولی از فراوانی مردم، نتوانسته بودند ما را عبور دهند. 🔹باخود گفتم: اینان، همان‌ها هستند که ما را کشتند و اکنون می‌گِریند. 📚شهادت نامه امام حسین‌علیه‌السلام ص۵۱۱ ▪️به نقل از الطبقات الکبری(الطبقه الخامسه من الصحابه): ج۱ ص۵۰۱ح۴۶۳ ع متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
🔹روانه کردن خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله به شام 🔸الامالی_صدوق به نقل از دربان ابن زیاد_: 🔹عبیدالله بن زیاد،فرمان داد تا اسیران و سر حسین علیه‌السلام را به ببرند. 🔸گروهی از آنان که با آن کاروان رفته اند برایم گفتند که شب ها تاصبح،صدای نوحه گری جنیان را برحسین ‌علیه‌السلام می‌شنیدند. 📚شهادت نامه امام حسین علیه‌السلام ص۵۰۰ به نقل از: ▪️الامالی‌صدوق ص۲۳۰ح۲۴۲ ▪️روضه‌الواعظین:ص۲۱۰. متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
مثل همیشه از همه سرها سری حسین بر نیزه دیدمت، چقدر محشری حسین از هرکجای دشت شمیم تو می‌وزد عطر گل محمّدیِ پرپری حسین تا گفت: «یا أخا...» به خدا مطمئن شدم عبّاس را به خیمه نمی‌آوری حسین! چشمم به توست ای سر بی تن که سال‌هاست تنها پناه بی کسی خواهری حسین حتّی به شمر و عاقبتش فکر می‌کنی! تو جلوه‌گاه رحمت پیغمبری حسین :: از اشک ما بنای قیامت شود خراب، از قاتلان خویش اگر بگذری حسین ✍ متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
🌷 چند خط روضه 🌱 من تا امروز، هشت بار این توفیق رو داشتم که تو حسینیه‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه باشم. توی اون فضای سراسر نور، صحبت‌های آقای شهیدمون رو بشنوم و پای درس‌های استاد، مسیر زندگی‌مو پیدا کنم. 🔻 سه _ چهار باری هم توفیق شده توی روضه‌های آقا باشم و رزق اون سال رو بگیرم. یادش بخیر، بعد از روضه و نماز جماعت به امامت ایشون، آقای روضه‌دار ما سفره می‌انداختن و ما هم کنار جمعیت دعوت‌شده می‌نشستیم سر همون سفره.. چه برکتی داشت اون سفره، چه گرم بود اون جمع. نمازهایی که پشت سر آقای شهید خوندم، واقعاً از بهترین نمازهای عمرم بوده؛ چه تو بیت، چه نمازهای جمعه و نصر و... 🔸 چندین بار هم توفیق شده توی مناطق جنگی یا سفرهای استانی، بین جمعیت باشم و از دیدنِ آقا لذت ببرم و برا داشتن چنین رهبری به عالم مباهات کنم. هر بار که حضرت آقا رو زیارت می‌کردم، انگار یه عمر دوباره می‌گرفتم و امید توی وجودم، از هر دفعه بیشتر سرزنده می‌شد. 🌹اما امروز... امروز رفتم و محل وداع با آقای شهیدمون رو زیارت کردم؛ درست همون مصلایی که نماز نصر رو پشت سر آقا خوندیم. ولی آخ... چه زیارتی بود... چه روضه‌ای... پاهام سست شده بود، یاری نمی‌کرد... تمام وجودم به بغضی گره‌خورده بود که با روضه‌ی یکی از رفقا، اول شد هق‌هق و بعدش تبدیل شد به ضجه و فریاد... 😭 🏴 آقا جان... من اصلاً فکر نمی‌کردم یه روزی این‌طوری بیام زیارت شما. بیام برا وداع با شما، در حالی که فرزند و عروس و داماد و نوه‌تون کنارتون شهید شده باشن... آقا جان... شنیدم فرمودین حاجات سال‌تون رو جمع می‌کنید و تو فاطمیه از مادرتون می‌گیرید...😭 آقا جان، آخ که چقدر مادری بودید شما... شنیدم پهلوی شما هم، درست عین مادرتون، ضربه خورده بود... آخ... از این روضه‌ی پهلو... 😭😭 🏴 خاک به دهنم.. نمی‌دونم کی قراره شما رو غسل بده، اما یاد جدتون امیرالمؤمنین افتادم... اونجایی که دستشون به بازو و پهلوی مادرتون خورد، چطور بلند بلند گریه کردن... 😭😭 یه جای دیگه هم یادم اومد... اونجایی که ارباب من و شما رو دور کرده بودن و هر کی با هر چی داشت می‌زد... یهو دیدن یه نامردی اومد جلو و با نیزه زد به پهلوی مبارک آقا... 😭😭 یا صاحب‌الزمان... یه جای دیگه هم پهلو روضه می‌خونه... اونجایی که به اسب‌ها نعل تازه زدن و از روی پیکر و پهلوی مبارک آقا رد شدن... شب جمعه‌ست، شب زیارتی حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، برسه به روح آقای شهیدمون: مادر آب کجایی پسرت آب نخورد پدر خاک کجایی پسرت خاک نشد😭😭 اعلمی متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484