مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ تکیه گاه - سید امیر حسینی.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
ای پناهِ بی پناهیهامون
تکیهگاهِ امروز و فردامون
مَرهمِ مقدسِ زخمهامون
یا صاحب الزمان ادرکنی
#استودیویی🔊
#سید_امیر_حسینی🎙
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ سفره شاهانه - حسن عطایی.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
به لطف نان سفرهی ام بنین
چقدر سفرهها که شاهانه شدند
به لطف معجزات او و بچههاش
مریضخانهها شفاخانه شدند
#حسن_عطایی🎙
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ حیدر حیدر - سیدعلی مومنی.mp3
زمان:
حجم:
4M
حیدر حیدر حیدر
مالکه مالک اشتر
حیدر حیدر حیدر
منم ببین مثل قنبر
#استودیویی🔊
#سید_علی_مومنی🎙
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
@Maddahionlinمداحی_آنلاین_گل_چادر_گلدارت_کریمی.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
گل چادر گلدارت
تب دستای تب دارت
آتیشم زده
#محمود_کریمی🎙
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ نوبت منه - هلالی.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
یکی بود یکی نبود
یه امانت مهم هست
که بابا بزرگ سپرده
به بابام از دههی شصت
اگر نوبتی باشه دیگه از امروز
نوبت من هست
#نماهنگ🔉
#عبدالرضا_هلالی🎙
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - دین و دلم برده ای ماه سکینه - کریمی.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
دین و دلم برده ای ماه سکینه
بی تو چگونه روم سوی مدینه
#زمینه🔊
#محمود_کریمی🎙
#وفات_حضرت_سکینه(س)🏴
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - روضه حضرت سکینه - محمدرضا طاهری.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
روضه جانسوز حضرت سکینه(س)
تابیده است از دو نظر بر تو آفتاب
هم دختر حسینی و هم دختر رباب
#روضه🔊
#محمدرضا_طاهری🎙
#وفات_حضرت_سکینه(س)🏴
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - گوهر سلاله ی حیدری - حسین طاهری.mp3
زمان:
حجم:
11M
گوهر سلالهی حیدری
واقعا که زینب دیگری
دختر رباب و امامحسین
خواهر تنی علیاصغری
#زمینه🔊
#حسین_طاهری🎙
#وفات_حضرت_سکینه(س)🏴
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
#حضرت_سکینه_س_مدح_و_مصائب
#حضرت_سکینه_س_مصائب
ای كرامت را تو مَجلای تمام!
حضرتت باب الكرم، بنت الكرام
با كلام الله ناطق هم كلام
ای سكینه! بر كراماتت سلام!
مشعل روشن ز مصباح الهدی
در عبادت، غرق و مجذوب خدا
گوهر دردانهی ناز حسین
دختر همراز و دمساز حسین
جدّهات انسیة الحورا، تو حور
چشمهی خورشید را یك لُمعه نور
زینت استی گوشوار عرش را
سرور استی بانوان فرش را
ای سكینه! مسكنت دامان عشق!
سورهی والنّجم در قرآن عشق
قلب مادر از تو تسكین دیده است
ز آن سكینه مادرت نامیده است
معرفت بُرده است در كیوان تو را
خوانده مولا «خَیرَة النِّسوان» تو را
برترین زنهای عصر خویشتن
یادگار ماندگار پنج تن
در دل كوثر، طهارت كردهای
پنج حجّت را زیارت كردهای
در زنان هاشمی صاحب وقار
خاندان فاطمی را افتخار
آفتابی خود كه عمری در حجاب
بودهای در سایهسار آفتاب
ای وقار از دامنت آویخته!
هر نگاهت با عفاف آمیخته
چشمت از زمزم، دهان از كوثر است
نامت از طوبی، نشان از كوثر است
مهر و ماه معرفت را كوكبی
در جلالت هم قِران زینبی
هم نشینی با امامت، با امام
دیدهای ماه ولایت را تمام
ای فصاحت بی نوایت، بینوا
صد نوا از نای تو در نینوا
ای سكینه! ای همآغوش بلا!
وی تو سكّاندار فُلك كربلا!
مرد میدانی ولیكن در حجاب
با امام عصر خود پا در ركاب
حرف حق، نطق تو را شمشیر كرد
شیرهی جان ربابت شیر كرد
در اسارت، نقش ایفا كردهای
پا به پای عمّه غوغا كردهای
در حرم، در خیمهگه، در قتلگاه
در مسیر كوفه و شام سیاه،
میدرخشد نام تو، گفتار تو
اشك تو، ایمان تو، ایثار تو
جامهی خون و شرف پوشیدهای
تشنگی را با پدر نوشیدهای
خورده بر جان و دلت مُهر عطش
شام غربت دیدی و ظُهر عطش
از عطش گر چه ز پا افتادهای
سهم آب خود به طفلان دادهای
در مصائب، پایداری كردهای
عمّه را با صبر، یاری كردهای
بانوان را دلنوازِ پُرتوان
كودكان را سرپرست مهربان
دختری و صبر و همّت این چنین!
مرحبا بر صبرت! ای صبر آفرین!
در وداع آخرینت با حسین
كز حرم برخاست بانگ «یا حسین»
اوّلین كس را كه مولا یاد كرد
نام شیرین تو را فریاد كرد
كای سكینه! حامی ایتام باش
ای دلْ آرام حسین! آرام باش
قطرههای اشك بر سیما مزن
شعلههای درد بر دلها مزن
مَنگرم با چشم گریان، دخترم!
قلب بابا را مسوزان، دخترم!
پیشتر آ نزد بابا، پیشتر
گریهها در پیش داری بیشتر
بعد تودیع حرم با التهاب
دست بر شمشیر زد، پا در ركاب
رفت در میدان و دیگر برنگشت
برنگشت و از تن و از سر گذشت
رفت و پنهان از نظر شد منظرش
تا كه دیدی بر فراز نی، سرش
دیدی اندر خون، دو نیم است آفتاب
نیمهای بر نیزه، نیمی بر تراب
چون رسیدی در حریم قتلگاه
معجر دیگر به سر كردی ز آه
طاقت از كف داده و دل باختی
خویش را بر خاك و خون انداختی
یافتی قرآن حق را جزو جزو
جسم خونین پدر را عضو عضو
یوسفت در بین گرگان مانده بود
جسم ثارالله، عریان مانده بود
بر زیارت كردن سبط رسول
چون نبودت مهلت اذن دخول،
ز آن زیارت در فضا هنگامه شد
پارههای دل، زیارتنامه شد
پیكری دیدی ولیكن سر جدا
جمله اعضایش ز یكدیگر جدا
زآن تن پامال، اثر باقی نبود
سینه و پشتی دگر باقی نبود
چارسویش حجلهی خون بسته بود
استخوان در استخوان بشكسته بود
در وداع سینهسوز خویشتن
دست بردی زیر آن خونین بدن
تا گرفتی آن تن صد چاک را
سوخت آهت خیمهی افلاک را
زخمهایش بوسه باران ساختی
مرهمی بر جسم عریان ساختی
روح بیتابت ز نو در تب نشست
خاک و خون زآن بوسهات بر لب نشست
خاک مقتل شد ز اشک تو خجل
تا سرودی این سخن از سوز دل:
این بیابان گر شود از شب، سیاه
بر كه آرد دخترت بابا! پناه؟
«این بیابان، جای خواب ناز نیست
ایمن از صیّاد تیرانداز نیست»
ماه محمل! باز انجم را بخوان
«شیعتی مَهما شَرِبتُم» را بخوان
ای تجلّای حرم! نور خیام!
چلْچراغ كوفه و قندیل شام!
سوخت این جا از غمت كِلک و كلام
عمّه جان! بر روح والایت سلام!
✍مرحوم #سیدرضا_مؤید
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8