باید ایستاد
میتوان چون سرو بود و پیش طوفان ایستاد
سبز ماند و در خزان روزگاران ایستاد
میتوان چون کوه بود و سرفراز و پایدار
سخت، رو در روی هر سیل خروشان ایستاد
میتوان هر لحظه را چون دشتهای لالهها
با تمام داغها در باد و باران ایستاد
بعد از این با سرو و کوه و دشتها باید که گفت...
میتوان در سیل و طوفان مثل ایران ایستاد
کارزار ما به میدان و خیابانها یکیست
هم به میدان میتوان زد هم به میدان ایستاد
هر که با «الله اکبر» بود از روز نخست
گفت «بسم الله» و رو در روی شیطان ایستاد
خواستم از همت و غیرت بگویم ناگهان...
ساعتم در ساحت سرخ شهیدان ایستاد
میتوان «سیدعلی» بود و دوچندان زخم خورد
میتوان «سیدعلی» بود و دوچندان ایستاد
میتوان با «حاج قاسم» بود و تا شامات رفت
میتوان با یاد او در قلب تهران ایستاد
میتوان مثل سلامی بود و حاجیزاده بود
میتوان تا پای جان در پای ایران ایستاد
مام میهن یادمان دادهست باید تا ابد
پیش پای حضرت شاه خراسان ایستاد
✍🏻 #حسن_زرنقی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
سر خم نخواهد کرد ایرانی
چه تنهاییم! آری سرنوشت قلهها این است
چه غمگینیم... باری آخر این قصه شیرین است
چه جانسختیم! ما با مرگ، با مردن، نمیمیریم
نترسانیدمان از مرگ! این تهدید، توهین است
به او که امتحان مرگ میگیرد، بگو: اینجا
شهادت امتحان دادهست! اینجا مرگ، تمرین است
بگو سر خم نخواهد کرد ایرانی، بگو اینجا
فقط موشک، سرش در پیشگاه ظلم، پایین است
بگو تا کدخدا هم بشنود، ما رعیتاللهیم
کسی که با خدا باشد تمام عمر تأمین است
به ما که وعدهٔ یک سفرهٔ رنگین نباید داد
به ما که سفرهمان از خون دل عمریست رنگین است
□
چه در رنجیم، آری، آه اهل رنج، دامنگیر...
چه مظلومیم آری، سیلی مظلوم، سنگین است
✍🏻 #محمدحسین_ملکیان
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8
#پیامبر_اعظم_ص_مدح_و_ولادت
محمد آیتِ مِهره، محمد قهرِ قهّاره
محمد زلزله تُو قلب کفّاره
محمد ضدِّ استکباره و واسههمهمستضعفین یاره
برای دوست، بارونه
برای دشمن اما عین رگباره
محمد، صدر اخباره
محمد، پرطرفداره
آخه اسطورۀ اخلاق، توی کلّ ادواره
محمد، نصر انصاره
محمد، تیغِ رو فرقِ سرِ هر کی ستمکاره
محمد، مرد پیکاره
آخه یاری مثه مولا امیرالمومنین داره
محمد بهترین اسوه، محمد الگویی خاصه
محمد توی خونه، بین مردم، کوه اخلاصه
محمد رُو هدایتکردنِ مردم به راه راست، حساسه
تُو این عالم فقط حیدر،
فقط زهراست اونو خوب میشناسه
محمد افضل الناسه
محمد دُرّ و الماسه
کسی که این همه خوبی رو نادیده بگیره قدرنشناسه
محمد دختری داره که از عطر گل یاسه
محمد یاوری داره که ترسِ هرچی خنّاسه
علی شیر خدا که چشم دشمنها رو در آوُرده از کاسه
علی مشغول جنگه؛
دیگران رو کوهن و مشغولِ بازی با شن و ماسه
یه وصفِ دیگه از مولا بگم واسه
اونی که اوج احساسه
علی استاد عباسه
محمد صاحب مکتب، محمد مکتب عزت
همون مکتب که شاگرداش مثل حضرت زینب،
پر از شوکت
به میدون میزنن با غیرت و قدرت
رجز میخونه با جرأت
عقیله نور داره ایستاده روبروی کاخی از ظلمت
بِهَم زد هیبتِ پوشالیِ مستکبرینو با همین صحبت
صدا زد ابنمرجانه! منم عزت تویی ذلت
صدا زد ای یزید بن معاویه! منم فتح و تویی خفّت
یهود اون روز شد بیارج و بیقیمت
یهودی خاک شد راحت
همه دیدند در جَلوَت؛ نه در خلوت
ستونِ کاخِ صهیون با تمومِ قِدمَت و حشمت
داره میلرزه با طوفانِ این بانوی باهیبت
✍ #حمید_رمی
📝 اشعار_فاطمی
↳ ▪️ @fatemi8