ملت ایران مدتها است که دوپاره است: اکثریت دلواپس اسلام، اقلیت باسنبوس امریکا؛ ما این دومیها را دگوریهای مستفرنگ هم خطاب میکنیم، سلیطههای پتیاره...
آن رسانهی ملی که هفت فصل پایتخت میسازد، ایدهی امالقرای امت بودن در آن هفت کفن پوسانده است...
رسانهی ملی، رسانهی امی نیست، نبوده است، نخواهد بود. مکتبیها در ایران مانند مکتبیهای دیگر عالم باید پی بالا آوردن شبکههای شرعی خویش روی بستر ماهواره باشند...
مخرج مشترک سکولارهای درنده و سکولارهای شرمنده بوسیدن باسن طاغوتها است؛ فرقهی فاق مخرج مشترک نفاق و وفاق است...
غیبت نسل یک بسیج که پایگاه خوانده میشوند و نسل دو بسیج که قرارگاه خوانده میشوند از جنگ احزاب حجاب به ما میگوید که دیر یا زود پی نسل سوم بسیج و دستگاه تازهیی برای اقامهی شریعت باید بود...
این سکولارهای نهانروش جانمازآبکش که میخواهند حجاب شرعی را به پوشش عرفی وا بنهند قرآن نخواندهاند؛ اگر خوانده بودند که به یرید الانسان لیفجر أمامه رسیده بودند...
در خیابان که به کشف فاحش حجاب بر بخورم خودرو را نگه میدارم و تذکر میدهم؛ اگر رعایت نکرد همآن جا خودرو را خاموش میکنم بوق بیقطع را به طرف میکشم؛ از رو اگر نرفت پیاده میشوم با لعن ظلمهی سابق و لاحق با صدای زمین صبحگاه...