بنیادگرایی ایرانشهری با شریعتمداری اسلامشهری همشهری نشان میدهند اما نیستند....
ساخت سلاح اتمی رهیافت جریانی است که نه تنها اهل اجتهاد نیست که اهل جهاد هم نیست...
حفظ نظام اوجب واجبات است؛ اما کدام نظام؟ نظام قدرت؟ یا نظام شریعت؟ یا چه...
اینها که در مشترک لفظی نظام، نظام را نظام قدرت عرفی میدانند و نه نظام شریعت قدسی، طبیعی است که امنیت برایشان بر هدایت اصیل باشد...
مسألهی بنیادگراها سنت است و نه شریعت. سر هماین است که نه تنها با عرفیسازهای بدعتگزار که با شریعتمدارهای نهضتباور هم کنار نمیآیند...
هنگامی که جهاد به اجتهاد در جایجای جهان را به فشردن دکمهی قرمز از زیر پتو در طهران فروکاسته باشی طبیعی است که ساخت سلاح اتمی را امنیتساز خواهی پنداشت...
نان شریعت را اگر به نرخ روز میخوردیم، امید این را داشتیم که روزی ساخت سلاح اتمی حلال شود...
جمهوری جاهلی جایی است که مراتب نرم تا سخت امر به معروف و نهی از منکر اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی را بر خود دارد...