دور زدن شریعت با اسم رمز اولویت برای کسانی که پیچاندن شریعت با معنویت و طریقت و مصلحت و عدالت و رجعت و وحدت را در تاریخ اسلام دیدهاند تازه نیست...
خدا شفاء را از حرام برداشته است. کارگزاران عرفی نظام که در این شورا و آن شورا با تعلیق شریعت پی بسط امنیت و معیشتند باور به این روایت ندارند...
سر درس خارج، طلبهها صبح به صبح با حضرت رهبر احتجاج میکنند؛ احتجاج هفته به هفته با حضرات منسوب و منتسب به ایشان در بحثهای داخل که سهل است...
اسلام متوسط، اسلام به نرخ روز است، اسلام بازار آزاد، اسلام به شرط چاقو...
چنبرهی سکوتی که سکولارهای مستکبر هار با آن مکتبیهای مؤمن را رام میخواهند به هماین راحتی که میبینیم شکستنی است، و تکلیف طلبهها شکستن آن در ایران و در جهان است...
آن سالها هنوز از شهرری به قم نیامده بودم، روزهایی که به قم میآمدم میهمان محمد قمی در بیتالطائب بودم. آن سالها شیخ غلامرضا قاسمیان هنوز در بیت بود و به طهران نرفته بود. بعدها که به قم آمدم و در بیتالطائب مقیم شدم، شیخ که به بیت میآمد گاه میهمان حجرهام میشد...
شریعت محمدی مگر میدان بارفروشی است که با اولویتبندی ریز و درشت، و نو و کهنه، و گوجهخیار کنیم؟ یا چه...
افق جنبش فواحش، از سکولارهای درندهی حجاز تا سکولارهای شرمندهی ایران یک چیز است: بازگشت به طواف برهنه...
آن طلبههای بیتالطائب میگفتند: میهمان باید نوشآبهی ناهار را بخرد. من بیخبر، نوشآبهی خانواده میخریدم و ظهر به بیت میرفتم. بعد از ناهار یکی بطری خالی را تاب میداد و به هر که اشاره میکرد باید ظرفها را میشست؛ و گاه به پنکهی در حال دوران پرت میکردند و به هر که خورد...