حسینیهی منفصل از مسجد چهارچوب بایستمان مبهمی دارد؛ اگر نه احکام مسجد در بارهی مومن و کافر و طهارت و نجاست و ذکر و لغو که مصرح است...
غائلهی تیر هفتادوهشت شروع خروج سکولارهای ایرانی از دههها وضعیت نه جنگ، نه صلح، با مکتبیهای ایرانی بود که با نقطهی عطف فتنهی سال هشتادوهشت یک دهه بعد به غائلهی ژینا کشید. از این سال به بعد گسل مکتبیهای مومن و سکولارهای کافر برگشتناپذیر شده است...
جنگ احزاب حجاب را جنگ احزاب میخوانیم، چه یک سوی اردوی دشمن در جنبش فواحش که به جنگ شریعت محمدی و حجاب شرعی آمده است روسپیهای اسمی است و آن سویش دستاربندهای پروتستان...
سکولارهای نهانروش جانمازآبکش که این روزها پیشران جنبش فواحشند، خوش دارند حجاب الاهی را حجاب اجباری خطاب کنند...
هجو دیهی شرعی تازهترین شناسهی مرتدهای ایرانی است؛ مجوسکهای گجستک، دگوریهای مستفرنگ...
عقبنشینی کارگزاران شرمندهی نظام برابر کشف حجاب اگر ادامه پیدا کند، دگوریهای مستفرنگ این بار به بهانهی اقامهی قصاص در کوچه و کافه و آکادمی لشکرکشی خواهند کرد...
این دگوریهای مستفرنگ ایرانی که مطلق قصاص شرعی را انکار میکنند و در همآن حال پی اباحهی سقط جنین آمدهاند، به نرخ روز ارتداد دارند؛ طاغوتهای به شرط چاقو...
امریکاقلیها حوالتی برای ایران جز بیعت و تبعیت با شیطان بزرگ نمییابند...
کارگزاران عرفی نظام اگر پی عقبنشینی برابر جنبش فواحش نبودند، اجازهی حضور میدانی امت مؤمن برای جمع کردن کفار شریعتستیز و حجابسوز را کف کوچه و کافه و آکادمی میدادند و دست آنها را نمیبستند...