گفتار صهیونی نه غزه، نه لبنان، در ایران تمام نمیشود؛ تنها از شکلی به شکل دیگر در میآید...
امامت اسرائیل نتوانست از هوا، اسقاط سخت نظام در ایران اسلامی را رقم بزند؛ اکنون امت ایرانی اسرائیل بخت خویش برای اسقاط نرم نظام را روی زمین عیان و رایان میآزمایند...
آن چه امامت اسرائیل با جنگ سخت به دست نیاورد امت اسرائیل در ایران با جنگ نرم پی به دست آوردن آن است؛ انکار امت اسلام، جبههی مقاومت تا برسیم به خود سپاه پاسداران...
خطاب کردن شهیدان امی نبرد وعدهی صادق زیر عنوان شهدای اقتدار ملی ایران، آن قدر اشتباه بوده است که حتا شبکهی العالم در خود رسانهی ملی هم از آن استفاده نمیکند و زیرنویس کرده است: شهداء العدوان الإسرائیلی...
سازمان و رسانهیی که شهدای امی طریق القدس را شهدای اقتدار ملی میخواند به هماین صراحت اذعان دارد که قضیهی قدس را نه قضیهی قبله، که قضیهی قبیله میداند...
ملیگرایی هنگامی که سر از انکار امتگرایی در بیاورد میشود: میلهگرایی؛ و در ایران نیز: گربهگرایی...
رسانهی ملی اگر رسانهی امی بود که نام خودش را رسانهی ملی نمینهاد...
خطکش سنجش فقیه اگر شریعت است، خطکش سنجش شهید هم شریعت است. شهادت کمربندی دور زدن شریعت نیست؛ آن طور که در طول تاریخ اسلام با طریقت و رجعت و مصلحت، شریعت را دور زدهاند و شبهشریعت ساختهاند؛ و اکنون با شهادت؟ یا چه...
اشکال درشت روایت در عملیات راهیان نور آن بود که پیشرانهای آن دانسته یا نادانسته شهادت را جاگزین شریعت کردند؛ شهادت در عرض شریعت؛ هر چند واقعیت شهادت در طول شریعت بوده است...
هیچ فقیهی فرای احتجاج شرعی نیست که هیچ شهیدی را فرای احتجاج شرعی بنشانیم؛ نه فقاهت، عصمت میآورد و نه شهادت...