نمایندهی سرخ مجلس آن است که به اعتبارنامهی نامزدهای صورتی انتخابات که با لگد زدن به شریعت محمدی، از حجاب شرعی تا حکومت شرعی، رأی حرام جمع کردهاند و به زیر سقف بهارستان رسیدهاند رأی مثبت ندهد...
لگد زدن نامزدهای سکولار انتخابات مجلس شورا به شریعت محمدی، از حجاب شرعی تا حکومت شرعی، منطقی قدیمی دارد: جنبش فواحش اکنون پس از شکست در فشار از پایین پی چانهزنی از بالا آمده است...
عقل اگر یک عقل شد، عدل هم یک عدل میشود؛ اگر نه عقلها داریم و عدلها...
درشتترین مشترک لفظی میان معتقدان به نظام هماین خود نظام است. هنگامی که از نظام و حفظ نظام و تصمیم نظام و رأی به نظام و فدا شدن امام برای نظام میگوییم مرادمان نظام شریعت است یا نظام قدرت؟ یا چه..
دوقطبی درست کردن با غزه و سیستان یا لبنان و ایران گفتار تشیع صهیونی است...
اصولگرایی واکنش به جریانی بود که اصلاحطلبی خوانده میشد و عدالتطلبی خط سوم میان آنها. اکنون هر سه گفتمان به ته خط رسیدهاند و تمام شدهاند. تقریر سادهی این که جبههبندیها و سیاههنویسیهای انتخابات مجلس دوازدهم از چه فاقد گفتار سیاسی است و ایده ندارد، چه رسد به وعده...
نیم قرن است که چپهای مسلمان و عدالتطلبهای عرفی از مفصلبندی با امر سنت ناتوانند و هماین است که جای نهضت یک در میان سر از بدعت در میآورند؛ این تقریر سادهیی است که انقلاب اسلامی به زعم آنها از چه هیچ چفت و بستی با جمهوری اسلامی ندارد...
انتخابات مجلس دوازدهم تا این جای کار فرقهیی پیش آمده است و نه مدرسهیی. کمابیش فکری در کار نیست و به هوای این فرد و آن فرد میخواهیم رأی بدهیم...
سالها سازماندهی سلبی معتقدین به نظام کار را به این جا رسانده است که بیرون از لاک دفاعی جانمایی ندارند. هماین است که در انتخاباتی که معارضین نظام کمرنگند ایدهی ایجابی برای آوردن مردم پای صندوق رأی از آنها نمییابی...
هنگامی که کسانی در عمق عقبهی جمهوری خود را نوک جبههی انقلاب میخوانند، با چه ماهیتی طرفیم؟ سنت؟ نهضت؟ نه؛ نشست، رسوب، لای...