اصولگراهایی که پی یک سقف مشترک با اصلاحطلبها در حال دگردیسی به ابطالطلبی استند، یک مشکل درشت دارند: فاقد گفتمان و حتا گفتار این روند گذارند. سوپرانقلابی و متحجر و افراطی و حتا خوارج و طالبان خواندن اسلامطلبها تنها یکچند گام تکراری است و نه سر تا ته یک راه تازه...
رقیقترین مصداق نفاق سکولارهای نهانروش ایرانی هماین است که برای زدن مکتبیهای متشرع شیعه از عنوان خوارج استفاده میکنند...
لعن علنی چهارچوب وحدت شیعه با سنی را خطکشی میکند. هماین است برای جدایش سنیهای حسینی از سنیهای یزیدی، شیعه و سنی باید یزید بن معاویه را بلند و جلی لعن کنند...
کمترین کارکرد جورابقرمزها به نفع طاغوتهای ریز و درشت هماین آوردن درگیری به درون خانهی مسلمین است...
اصولگرایی و اصلاحطلبی را اکنون میتوان یککاسه ابطالطلبی خطاب کرد؛ جناح حریف اسلامطلبی. این دوقطبی اسلامطلب|ابطالطلب همآن دوقطبی قدیمی مکتبی|سکولار است...
اصولگرایی اکنون همآن قدر گسسته از شریعت شده است که اصلاحطلبی گسستهی از آن بوده است. این یعنی اصولگرایی و اصلاحطلبی این روزها اگر با هم چالشی هم داشته باشند، بر سر قدرت است و نه شریعت...
سادهترین شاخص تمیز مذهبی سرخ از مذهبی صورتی هماین باور به اقامهی مراتب نرم تا سخت فریضهی امر به معروف و نهی از منکر است...
ملی تعریف کردن دشمن، ما را از دشمنان درون مرزها نابینا میکند. دشمنان امت که با ما یک ملتند...