امامان شیعه که جای خود دارند، این جا اما اگر یک سید روی فرش بنشیند ما میرویم روی موکت، روی موکت بنشیند ما میرویم روی موزاییک. آن روز در چابهار با آن مولوی حنفی بریلوی نشسته بودم، و از شدت محبتشان به اهل بیت پیامبر میگفت...
مذهبیهای صورتی با دگوریهای لجنی رفیق میشوند؛ وفاق مذهبهایی سرخ اما با آنها نشدنی است...
سکولارهای هار با اسم رمز وفاق در حال مکتبزدایی و مکتبیزدایی در ایرانند...
ما با هیچ کافری وفاق نداریم؛ میخواهد کافر فرنگی باشد یا کافر یانکی یا کافر پارسی...
هنگامی که یک دولت عرفیساز سر کار است خطر دومی که شریعتمدارها را تهدید میکند رشد بنیادگرایی است...
پیادهروی موسم چهلوهشتم روی مسیرهای منتها به مقصد مشهد مقدس تنها یک نمونه است که از چه هر آن چه طی این سالها در چهارچوب موسم اربعین تعریف کردهییم در چهارچوب بیاده برای در بر گرفتن دیگر موسمها و مسیرها و مقصدها بازتعریف باید کرد...
نقشهی راه آن چه وفاق خوانده میشود چه است؟ آن چه اصولگرا و آن چه اصلاحطلب خوانده میشوند بر سر قدرت با هم ببندند و شریعتمدارها و شریعت را از مدار کار خارج کنند و در حاشیه بگزارند...
اصولگرایی چه گونه سویهیی از اردوگاه ابطالطلبی شد؟ با طی همآن مسیری که اصلاحطلبها دههها پیش رفته بودند: خارج کردن شریعت از اصالت و کنش در چهارچوب اصالت قدرت...
اصولگرایی اکنون کمابیش سویهی شریعتگریز اردوگاه ابطالطلبی ایرانی است؛ روی هماین مسیر اگر ادامه بدهد به وقتش به شریعتستیزی سویهی اصلاحطلب هم خواهد رسید...