eitaa logo
فتحِ روایت
260 دنبال‌کننده
48 عکس
34 ویدیو
0 فایل
ارتباط @Rezayeto
مشاهده در ایتا
دانلود
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹همسر شهید برونسی وقتی شهید برونسی رو دفن کردن آمدم سر یخچال برای بچه ها غذا درست کنم دیدم هیچی نداریم.. 😢 کانال فتح روایت @fathe_revayat
هدایت شده از فتحِ روایت
یک سؤال؟🌹 یک سؤالی که خیلی ها با حال خوبشون امشب از خدا می پرسند؛ همون سؤالی که علی (ع) با چشمانی اشک بار و در حال سجده از مولایش می پرسید... یا سَیِّدى وَ اِلهى وَ مَوْلاىَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَةً سرور من...! آیا ممکنه صورت هایی که برای عظمت تو به سجده افتادند در آتش، بسوزونی؟ کانال فتح روایت @fathe_revayat
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدم رضا مرادی داره میدوئه ولی سر نداره ... کانال فتح روایت @fathe_revayat
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر میخوای بدونی که کارت خالصانه هست یا نه، نباید از کسی انتظار تشکر داشته باشی حتی تو وجود خودت ! 🤍 • شهید محمود رادمهر • کمیته خادمین شهدای سپاه شهرستان ساری ╭═━⊰🍂🌺🌺🌺🍂⊱━═╮ @khademshohadasari ╰═━⊰🍂🌺🌺🌺🍂⊱━═╯
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 سوال کارگردان سینما از رهبری!! وضع امروز کشور همونیِ که می‌خواستیم؟! این مشکلات اقتصادی فرهنگی، حجاب و... آیا اینو میخواستیم؟ کانال فتح روایت @fathe_revayat
80M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی ناب، از دختری که عاشق پسر همسایه شد و شهیدی که واسطه شد...🌹 اینجا روایت های ناب گلچین می‌شود... کانال فتح روایت @fathe_revayat
سفر به حرم!🌹🤚 چقدر دیدن این تابلوی سبز تو مسیر جاده چناران- مشهد، دلنشیه. همون تابلویی که با خط سفید روی اون نوشته شده،"مشهد ۵ کیلومتر". انگار هنوز هم باور نداری که چند صباحی مهمان سفره کریمه اش هستی. با گذر از یک پیچ و دو میدون تو یک خیابان مستقیم قرار می گیری و گنبد طلای حرم از چند کیلومتر دورتر که رخ نشون می دهد و لب هایی که بی اختیار می گه: السلام علیک یا امام الرئوف. خیلی نمی گذره که خودت رو تو بازارچه منتهی به حرم می بینی. زرشک و نبات و بوی زعفران و گل محمدی و ترکیبی از ادویه هایی که تو رو به گذشته های نه چندان دور می بره. بیایید ما هم از این بازارچه عبور کنیم و رهسپار حرم بشیم. دوست دارید از کدوم باب، پای در بهشت رضوان بزاریم. از بست شیخ طبرسی یا شیخ طوسی؛ باب الهادی یا باب الکاظم. بعضی ها جواد الائمه رو واسطه می کنند و از باب الجواد قدم تو این حرم عشق میزارن. آخه می دونند که تولد این فرزند چقدر امام رو مسرور کرد. چقدر به سبب نداشتن فرزند، امامتش رو انکار کردند.کاش این زخم زبون ها با تولد این فرزند تمام می شد نه این که این بار ناجوانمردانه عدم شباهت رو دستاویز اتهامشون کنند! بیایید یادآور آن خاطرات نشیم و از باب الکاظم (ع) پای در حرم بزاریم. او رو به نام پدرش صدا می زدند."علی ابن موسی الرضا (ع)" . چقدر پدر رو دوست داشت و او رو محترم می شمرد. حیف که پاره ای از اون زمان ها را باید در فراق پدر می گذروند. خبر زندان ها و شکنجه های پدر، امام را می آزرد. تو همون روزهایی که باید سنگ صبور فاطمه معصومه (س) خردسال هم می شد. اصلا بیایید از این خاطرات بگذریم و از باب الرضا دل رو به دلدار متصل کنیم. چند قدم جلو می ریم و هنوز باور نداریم که در حرم آقاجانمان دعوت شدیم. سر بالا می کنی و تابلو اذن دخول حرم رو جلوی خودت می بینی! ا ادخل یا رسول الله ا ادخل یا حجه الله. وارد بشم ای حجت خدا! فَأْذَنْ لی یا مَوْلایَ  اى مولاى من؛ اجازه میدی وارد شم! فَإِنْ لَمْ أَکُنْ أَهْلاً لِذلِکَ،فَأَنْتَ أَهْلٌ لَهُ. اگر من شایسته دعوت نیستم اما شما شایسته اذن دادن هستی! انگار کسی به دلت الهام می کنه که اگه اذن دخول نداشتی، الان تو این صحن و سرا نبودی! چند قدمی جلو میزاری و انگار دلت نمیخواد خیلی زود وارد حرم بشی. میخوای کمی صحن ها رو بگردی و خودت رو پیدا کنی.چقدر طلب غفران تو این صحن و سرا دل رو صیقل میده.استغفر الله ربی و اتوب الیه. چشم باز می کنی، خودت رو تو صحن کوثر می بینی و تجمع زائرانی که زیر یه خیمه سپید صف کشیدند. فرقی نمی کنه چقدر تو صف چایخانه حضرت منتظر باشی و جوش و خروش سماور را ببینی؛ فقط خوشحالی که میخواهی زیر خیمه بری و شیرین ترین چای زندگی ات رو بنوشی. یک چای به همراه یک گروه همخوانی از خادمینی که لباس سبز بهشتی تن کردند‌‌‌. خودت نمی دوتی که چرا از خوردن چای سیر نمیشی و دوست داری به چای دوم و سوم هم مهمان بشی که زمان از دست رفته تو رو به هوش می آره. بازی بچه ها روی فرش های قرمز صحن، تو رو به گذشته های دور می بره. همون روزها که پدر و مادرمون با چشماشون ما رو می پاییدند و ما با ذوق زدگی روی فرش های حرم می دییدیم. چقدر شنیدن خبر رفتن به سفر مشهد ما رو ذوق زده می کرد. همون روزهایی که مهمترین دغدغه ما این بود که سوغاتی چی بخریم و تو خیابان های حرم چی بخوریم. تو این فکری که چقدر اون روزها زود گذشت که صدایی تو را به هوش می آره و به سمت صحن انقلاب می کشونه.چقدر ضرب آهنگ نقاره خانه با ضربان دلت هم آهنگه . خلاصه اونقدر برای رفتن به سمت ضریح حضرت دست دست می کنی که دیگه وقت اذان نزدیک میشه و خادمین، باب های ورودی ضریح مطهر را می بندند! دیدن انبوه زائرانی که کنار حوض آب اومدند و آستین بالا زدند تو رو به تجدید وضو ترغیب میکنه و چقدر حال خوبیه، وضو گرفتن کنار حوض آب و ذرات آب فواره ای که در هوا معلق می شه و خنکای نسیم صحن، اونا رو به صورتت می پاشه. به دلت میاد که نماز جماعت رو تو مسجد گوهر شاد بخونی. با پرس و جو از خادم ها، نزدیک ترین مسیر رو جست و جو می کنی و قدم هات رو تندتر برمی داری که تو این بین صدای اذان دلت رو نوازش می ده.خوندن یه نماز، با حال خوب و زیر آسمونی که کبوترها به این سو و آن سو می رن تو رو سر حال می آره. بعد امین الله، سر بر سجده میسایی و به شوق دیدار پنجره فولاد قدم میزاری که خلاصه انتظار به سر میاد‌ چقدر دیدن ضریح مطهر بینابین آینه کاری های حرم دلچسبه. آینه کاری هایی که قامتت رو شکسته نشون می ده.تا به تو یاد بده که برای دیدن امام باید خودت رو شکسته ببینی. السلام علیک یا امام الرئوف (ع) فتح روایت @fathe_revayat
36.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی از شفای دوقلوهای نابینا؛ یکی تو حرم و یکی هم ....!😭 اینجا روایت های ناب انتخاب می شود... فتح روایت @fathe_revayat
هدایت شده از فتحِ روایت
روایت جانسوز خانطومان.mp3
زمان: حجم: 7.5M
یادی از شهدای مدافع حرم مازندرانی🌷 روایت ۱۶ شهید خانطومان در ۱۶ دقیقه پشت بیسیم میگفت: فردا بعثته بچه ها! روزه داره! گفتم: آقا رحیم چرا گفتی فردا روزه داره؟ آخه اینجا جنگه! بچه ها باید جون داشته باشند! آقای رحیم کابلی گفت: من میدونم فردا همه شهید میشیم گفتم ما هم مثل امام حسین (ع) با لبان تشنه شهید بشیم... هیئت جوانان عاشورایی ساری فتح روایت @fathe_revayat
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 یک تابوت؛ یک دنیا حرف، یک سید ابراهیم رئیسی؟! 🎤چی می‌خواهیم جواب بدیم؟!😢 کانال فتح روایت @fathe_revayat
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا صبح داد میزد سوختم... هنوز بعد ۴۰ سال هم داره میسوزه....🥹 اینجا محفل روایت هاست📽 کانال فتح روایت @fathe_revayat