1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه شلیک موشک های بالستیک از خاک کویت به سمت کشورمان در زمان #جنگ_رمضان
@fazel_tg
674.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار شکارچی: اگر مورد حمله قرار بگیریم، حملات ما شدیدتر، سنگینتر و قویتر خواهد بود
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح ایران در مصاحبه با شبکه الجزیره هشدار داد
@fazel_tg
فراز بسیار مهم از پیام رهبر انقلاب: عقربه زمان به عقب برنمیگردد و ملّت ها و سرزمینهای منطقه، دیگر سپر پایگاههای امریکایی نخواهند بود. امریکا علاوه بر آنکه دیگر نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاه نظامی در منطقه نخواهد داشت، روز به روز از وضع سابق خود فاصله میگیرد.
@fazel_tg
در حج امسال امت اسلامی به زائران ایرانی تبریک خواهند گفت
تبریک ایستادگی مقابل امریکا و دست اموزش اسرائیل
تبریک مقاومت مقابل زیاده خواهی های غرب
باید دید سازمان حج و زیارت برای ثبت و انتشار این تصاویر چه برنامه ای خواهد داشت
انچنان که قطعا دشمن برای ایجاد نمایش شکاف برخی گروه اعراب برنامه خواهد داشت
دشمن بدنامه خواهد داشت تا بگوید حملات ایران به پایگاه های امریکایی در کشورهای عرب منطقه باعث نفرت از ایران در میان اعراب شده است
امیدوارم در این بازی رسانه ای اقایان از پیش برنامه ای داشته و زمین بازی را به خوبی ترسیم کنند
@fazel_tg
پوریا فاضل
فردا اگر شد در مورد یکی از مهمترین اقدامات ژئوپلتیکی ترامپ صحبت خواهیم داشت
معامله «همه یا هیچ» ترامپ: آیا توافق با ایران از مسیر تلآویو میگذرد؟
منطقه غرب اسیا در وضعیتی قرار دارد که گویی زمان برای نظمهای قدیمی به پایان رسیده است. کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل موسوم به «عملیات شیر غران» (Operation Roaring Lion) که با هدف نابودی نهایی توان هستهای ایران اسلامی آغاز شده بود، اکنون با واقعیتی تلخ روبروست: سایتهای زیرزمینی «فردو» و «کوه کلنگ» (Pickaxe Mountain) در برابر بمبارانها تاب آوردهاند. در حالی که یک آتشبس ۶۰ روزه برقرار شده، دادههای اطلاعاتی نشان میدهند ایران نه تنها متوقف نشده، بلکه نرخ تولید موشکهای بالستیک خود را به ۱۲۵ فروند در ماه رسانده و ذخایر خود را به بیش از ۲۵۰۰ فروند افزایش داده است. در این بنبست نظامی و بحران جهانی انرژی، دونالد ترامپ با یک «شرط غیرممکن» به میز بازی بازگشته است؛ مانوری که توافق با ایران را نه در گرو مذاکره مستقیم، بلکه در گرو یک دگرگونی بزرگ در نقشه سیاسی منطقه قرار میدهد.
استراتژی جدید واشینگتن فراتر از یک توافق ساده است؛ ترامپ «الحاق اجباری و دستهجمعی» به پیمان ابراهیم را به عنوان پیششرط هرگونه توافق با ایران روی میز گذاشته است. جرد کوشنر و استیو ویتکاف، معماران این ماموریت ویژه، به دنبال آن هستند که شش قدرت منطقهای شامل عربستان سعودی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر و اردن را در یک بلوک امنیتی-اقتصادی یکپارچه با اسرائیل قرار دهند. ترامپ حتی در یک ایده بلندپزوازانه، از احتمال پیوستن خود ایران به این ائتلاف در آیندهای دور سخن گفته است؛ تلاشی برای ایجاد یک «هژمونی ارزان» که در آن امنیت منطقه توسط خود بازیگران محلی و با سرمایه اعراب تامین شود.
سناتور جنگ طلب گراهام گفت: «این یک اقدام درخشان و دگرگونکننده برای منطقه و جهان است. امتناع از پیوستن به این پیمان، یک اشتباه محاسباتی بزرگ خواهد بود که پیامدهای وخیمی برای روابط آینده این کشورها با واشنگتن خواهد داشت.»
تحلیلگران چینی، از جمله ژانگ ونتزونگ، معتقدند واشنگتن دچار «بسط بیش از حد» (Overreach) شده است. از نگاه چین، فشار ترامپ برای الحاق اجباری، نه نشانهی قدرت، بلکه اعتراف به شکست «دیپلماسی ارگانیک» آمریکا در منطقه است. ترامپ با استفاده از «زور عریان»، به دنبال برونسپاری هزینههای نظامی به متحدان منطقهای است تا خود را برای نبرد اصلی با چین در ایندو-پاسفیک آزاد کند. چینیها هشدار میدهند که این فشارها میتواند به کاتالیزوری برای «دلارزدایی» در معاملات نفتی و نزدیکی بیشتر غرب آسیا به بلوک بریکس و شرق تبدیل شود.
در روسیه، تحلیلگران ارشدی چون ایوان تیموفیف و فدور لوکیانف، ایران را فراتر از یک بازیگر قابل مهار میبینند. آنها معتقدند ایران به نقطه «بازگشتناپذیر» فنی رسیده و اکنون یک «قدرت دوفاکتو» مشابه کره شمالی است. از نظر مسکو، دانش فنی و توان بازدارندگی ایران با توافقهای کاغذی از بین نمیرود. مسکو هشدار میدهد که ترامپ در حال افتادن به یک «تله استراتژیک» است؛ جایی که تعهدات متتاقض واشنگتن به متحدان مختلف، عملاً کارایی هرگونه نظم جدید را فلج میکند.
حمیدرضا عزیزی اما از منظر متفاوتی به ماجرا مینگرد: «اضطراب شیعی» (Shia Anxiety). پس از ترور و شهادت برخی رهبران ارشد، محور مقاومت از یک ساختار سلسلهمراتبی و متمرکز به یک «شبکه عصبی و غیرمتمرکز» دگردیسی یافته است. امروزه میدان در اختیار تیمهای کوچک و چابکی است که با پهپادهای FPV و تاکتیکهای نامتقارن، موازنه را حفظ میکنند.
معماری جدید ترامپ با تمام زرقوبرق دیپلماتیکش، با یک پرسش بنیادین روبروست: «آیا این ساختار میتواند ریشههای هویتی و سرزمینی منازعات را حل کند، یا صرفاً پوششی زیبا برای یک آتشبس موقت است که انفجار بزرگتری را در پی خواهد داشت؟»
@fazel_tg
از لابیگری تا دستکاری دیجیتال: امارات متحده عربی شبکهای بینالمللی برای پنهانسازی رسواییهای رهبران خود ایجاد میکند
گزارشهای اطلاعاتی بهدستآمده توسط «دارک باکس» (Dark Box)، ابعاد ماشین تبلیغاتی و نفوذ دیجیتالی که ابوظبی برای تطهیر چهره رهبران خود و دفن رسواییهای مرتبط با نخبگان اماراتی در رسانههای غربی و پلتفرمهای آنلاین ساخته است را برملا کرد.
بازیگران کلیدی در این عملیات شامل امارات متحده عربی است که میلیاردها دلار به شرکتهای لابیگر، موسسات روابط عمومی و شبکههای مدیریت شهرت دیجیتال تزریق کرده است؛ در کنار چهرههای بانفوذ اماراتی نظیر «یوسف العتیبه» و شرکتهای آمریکایی متخصص در دستکاری موتورهای جستجو، کنترل دیده شدن در فضای آنلاین و مهندسی روایتهای سیاسی و رسانهای.
نقش امارات از طریق تأمین مالی عملیاتهای پیچیدهای که هدف آنها سرکوب گزارشهای شرمآور و سرازیر کردن تبلیغات بهدقتطراحیشده در اینترنت بود، آشکار شد؛ تبلیغاتی که مشخصاً برای صیقل دادن چهره مقامات اماراتی و تغییر ادراک عمومی نسبت به آنها در واشنگتن و دیگر پایتختهای غربی طراحی شدهاند.
تحقیقات همچنین نشان داد که از ابزارهای پیشرفتهای برای دستکاری الگوریتمهای جستجو، صفحات ویکیپدیا، مؤسسات دانشگاهی و پلتفرمهای رسانهای استفاده شده است تا ضمن کاهش دید گزارشهای منفی، محتوای طرفدار امارات در موتورهای جستجو و فضاهای دیجیتال تقویت شود.
شواهد عمق این سیستم از طریق گزارشهایی نمایان شد که نشان میدهد امارات بیش از ۶ میلیون دلار به یک شرکت آمریکایی پرداخت کرده است تا تحقیقات مرتبط با سفیر خود در واشنگتن، یعنی یوسف العتیبه، را دفن کند. این اقدام علاوه بر استفاده از حسابهای جعلی، محتوای مهندسیشده و شبکههای نفوذ در داخل مؤسسات بزرگ غربی، جهت بازسازی تصویر بینالمللی امارات و رهبری آن صورت گرفته است. تحقیقات همچنین نشان داد که این عملیاتها بسیار فراتر از کمپینهای عادی روابط عمومی بوده و در واقع بخشی از یک صنعت تمامعیار «پولشویی شهرت» (Reputation Laundering) است که برای کنترل جریان اطلاعات در محیط دیجیتال غرب طراحی شده است.
نتیجه این است که امارات دیگر تنها به ثروت و نفوذ سیاسی تکیه نمیکند، بلکه یکی از پیچیدهترین سیستمهای تطهیر چهره و دستکاری دیجیتال در منطقه را ساخته است؛ آن هم در زمانی که اتهامات مبنی بر استفاده ابوظبی از ثروت نفتی برای سرکوب رسواییها و بازنویسی تصویر جهانیاش از طریق شرکتهای لابیگر، نفوذ رسانهای و دستکاری تکنولوژیک همچنان در حال افزایش است. آنچه امروز در حال وقوع است، دیگر بازتابدهنده مدیریت عادی شهرت نیست، بلکه یک صنعت هماهنگ است که با هدف تغییر شکل ادراک سیاسی و رسانهای جهانی، بهگونهای که مستقیماً در خدمت هیئت حاکمه امارات باشد، فعالیت میکند.
@fazel_tg