42.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 #السلام_علیک_یا_معز_المومنین
💮سلام بر تو ای عزیز کننده مومنین💮
#صلح_امام_حسن
#چرا_صلح⁉️
✅#نظر_مردم_وتنها_گذاشتن_امام_زمانشان ⁉️
در صفحه ۲۲۰ کتاب اخبار الطوال دینوری( قرن سوم) که از متون قدیمی و معتبر تاریخی است, سخنی بسیار زیبا از امام حسن مجتبی (علیه السلام) در پاسخ «حجر» نسبت به فلسفهٔ صلح با معاویه آمده است.
امام تصریح می فرماید که:
⚫چون من دیدم اکثریت مردم طالب صلح هستند.
⚫و از جنگ بیزارند.
⚫و از سویی دوست نداشتم آنهارا بر چیزی( جنگ) مجبور کنم که آن را دوست ندارند.
⚫برای حفظ جان شیعیانم از جنگ کناره گرفتم.
«انی رأیت هوی عظم أصحابی فی الصلح وکرهوا الحرب فلم احب أن أحملهم علی ما یکرهون فصالحت بقیا علی شیعتنا خاصة من القتل .....».
📝سید ایمان حسینی.
📱ارتباط با ما📱
@S_i_hoseyni
ᘜ⋆⃟݊🌻•✿❅⊰━━━•─
https://eitaa.com/joinchat/179438444C3ee18deff2
─•━━━⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🪴
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝
🖤 #روضه_امام_مجتبی 🖤
جناده میگوید:
◾همینطور که حضرت(امام حسن) داشت صحبت می کرد، یک وقت دیدم نفس امام حسن قطع شد. رنگ چهرهاش را دیدم که زرد شد؛ دیگر نمیتواند صحبت کند.😭😭
◾جناده میگوید وقتی من وارد شدم، تشتی جلوی امام حسن بود. دیدم که حضرت سرش را در این تشت آورد و لخته های خون بود که از دهان امام حسن می ریخت.😭😭
◾گفتم: یابن رسول الله! خودتان را معالجه کنید. گفت: ای جناده! مرگ را چگونه می شود معالجه کرد؟
◾می گوید: در این حین بود که دیدم برادرش حسین وارد شد و همراه او اسود بن اسود بود.
◾می گوید تا چشم حسین(ع) به برادر افتاد، دست به گردن هم انداختند و همدیگر را می بوسیدند. امام حسین بین دو دیده های امام حسن را شروع کرد بوسیدن و امام حسن گریه می کرد.😭😭
◾لحظات آخر امام حسن(ع) بود. یک وقت امام حسین شروع کرد به گریه کردن. امام حسن گفت: چرا گریه می کنی؟ امام حسین گفت: برادر! برای اینکه حال تو را اینگونه می بینم.
◾امام حسن پاسخ داد: «لا یوم کیومک یااباعبدالله»، امام حسن به امام حسین گفت: این چیزی نیست، من در بستر هستم و شما کنار من هستید. اما روزی اطراف تو را می گیرند، شمشیردار با شمشیر می زند، نیزه دار با نیزه می زند، آن هایی که اسلحه نداشتند، دامن ها را پر از سنگ ...😭😭😭
سیعلم الذین أی منقلب ینقلبون.
📝سید ایمان حسینی.
─•━━━⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🪴
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝
زمان:
حجم:
15.9M
#درس_ششم
📍🎙️استاد فاضلیان📍
🟡شناخت حسی و عقلی
🟡نقد برهان های فلسفی
🟡اهمیت شهود در عرفان
🟡مثال از بزرگان
🟡زیبایی مطلق
🟡امتیاز فلسفه
🟡تاثیرات تحجر
🟡ابوحامد غزالی و تاثیرات او
🟡غزالی و عقلانیت
🟡نقد غزالی
🟡نقاط ضعف
🟡اهمیت عقل در دین
🟡تاثیرات فقدان عقل
🟡خطرات جهل
🟡دین داری احساسی و خطرات آن
🟡و... .
📝سید ایمان حسینی
─•━━━⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🪴
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝
💮 #ذکر_صلوات 💮
قالَ الرَّضا علیه السلام:مَنْ لَمْ یقْدِرْ عَلى ما یکفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، فَاِنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.
🟡حضرت رضا علیه السلام فرمود: کسى که قدرت بر انجام کارى که کفاره گناهانش شود ندارد، زیاد بر محمّد و آل محمد صلوات بفرستد.
🟡بحقیقت که صلوات نابوده کننده گناهان است، چه نابود کردنى.
منبع: "بحار" ج ۹۴، ص ۴۷.
🌻اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ🤲
🌻وَبارِكْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ🤲
🌻وَتَحَنَّنْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ🤲
🌻وَسَلِّمْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبَارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلىٰ إِبْراهِيمَ وَآلِ إِبْراهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.🤲
📝سید ایمان حسینی.
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#السلام_علیک_یاعلی_بن_موسی_الرضا
🖤دامن آلوده و روی سیاه آوردهام
گرچه آهی در بساطم نیست آه آوردهام🖤
⚫شهادت هشتمین امام شیعیان ولی نعمت ایرانیان، حضرت امام الرئوف علی بن موسی الرضا علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم.
📝سید ایمان حسینی.
📱ارتباط با ما📱
@S_i_hoseyni
ᘜ⋆⃟݊🌻•✿❅⊰━━━•─
https://eitaa.com/joinchat/179438444C3ee18deff2
─•━━━⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🪴
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝
#مرثیه_امام_رضا #مرثیه_حضرت_زینب
===========================
⚫یابنالشبیب عمهی ما راه دور رفت
میخواست قتلگاه بماند، به زور رفت
⚫آتش گرفت چادرش؛ اما کسی ندید
پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید
⚫پنجاه و پنج سال بدون غمی نبود
تا آن زمان مقابل نامحرمی نبود
⚫پنجاه و پنج سال پرش را گرفتهاند
مردانِ خانه دور و برش را گرفتهاند
⚫یابنالشبیب عمهی ما احترام داشت
چندین امام زاده و چندین امام داشت
⚫پیش بزرگ قافله فریاد میزدند
یابنالشبیب بر سرِ او داد میزدند
⚫داغی کمر شکن کمرش را شکسته بود
یک نیزهی بلند سرش را شکسته بود
⚫یابنالشبیب بسکه زمین خورد جان نداشت
میخواست راه علقمه گیرد، توان نداشت
⚫یابنالشبیب! دختر دلگیر را زدند
پنجاه و پنج ساله زنی پیر را ...
⚫اما رُباب زخم پَرَش را گرفته بود
از بسکه درد داشت، سرش را گرفته بود
⚫از پیش نیزههای شکسته عبور کرد
او را به دستهای خودش جمع و جور کرد
⚫او را به ریگهای پریشان سپرد و رفت
او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
📝سید ایمان حسینی.
─•━━━⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🪴
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
https://eitaa.com/fazelian313
╚══•ೋ🍃 ══ 💞 ╝