eitaa logo
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
58 دنبال‌کننده
720 عکس
434 ویدیو
3 فایل
ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ حߊ‌ܩܨ حߊ‌ܩࡅ࡙ܩܢ 🤍سلام خوشملم امیـבوارم از کلیپا פּ رمان خوشت بیاـב خوش امـבے هـבـ؋ : ۱kشـבن مرسے عضو میشی کـב ایتا : ۶۲۷عضو ؋ـنـבوم حامیم ◍•ᴗ•◍ ناشناس ؟🪽 https://daigo.ir/secret/71791330068
مشاهده در ایتا
دانلود
همینطوری که گزینه لفت دادن برای شما هست یه گزینه برای مالک ها هست به نام پاک کردن چنل
بچه هایی که تو ناشناس هیت میدید برام مهم نیستش مهم بعضی ها هستن که رمانو دوست دارن و ارزش قائل هستند
ناشناس دارم میشه بیای https://daigo.ir/secret/71916550789 چنلم https://eitaa.com/yuivse اره عزیزم
کی پارت میدی بی‌صبرانه منتظرم
بریم بدیم
بچه ها من شاید نتونم خیلی بیام ایتا پارتارو میدم دست اتریسا اون براتون بزاره تو کانال
پارت۳۳ هستی نیازی به نفس کشیدن نداشتم احساس می‌کردم دارم از زمین بلند میشم . ...... اسمان خودم از حرفی که زدم به هستی پشیمون شدم هستی رفت تو آسانسور حالش بد بود امدم و دیدم صدای یچیزی از بیرون آمد که محکم خورد به چیزی رفتم لب پنجره یا خدا خدایااا ه هستییییی هستی چرا وای خدااا ماشین زد بهش دویدم و رفتم تو کوچه دیدم هستی افتاده و خون از سرش جاری هست تو کوچه دریای خون راه افتاده بود فقط زنگ زدم اورژانس ، نمیتونستم نمیشد نمیشد رفیقت تو این حال ببینی زمان نمی‌گذشت فقط ۱ دقیقه اندازه ۱ سال زمان می‌برد تا بلاخره رفتیم بیمارستان داشتن هستی رو با تخت میبردن تو اتاق عمل .... دکتر : دوست شماست ؟ اسمان : بله آقای دکتر . نگرانی ..... ۳ ساعت بعد دکتر : عمل تموم شد اسمان. : چیشد ؟ دکتر : متاسفانه چیزی تا مرگ فاصله ای نداشتن ما با کلی تلاش برگردونیم شون الان تو کما هستند معلوم نیست کی بهوش میان .... اسمان دنیا رو سرم خراب شد کما ! اگه درست باهاش حرف میزدم اینجوری نمی شد .... اسمان : الان میتونم ببینمشون ؟ دکتر : لباس مخصوص بپوشید لطفا اسمان: ممنونم
پارت ۳۴ اسمان لباسم رو عوض کردم و رفتم پیشش اخ بمیرم برات ‌.... اسمان : اجی ؟ دورت بگردم ببخشید فداتشم من ایشالا بمیرم از این زندگی که دارم هستی : ......... اسمان : اجی چرا اون چشمای خوشگلت رو باز نمیکنی من نفس راحت بکشم ؟ ها ؟ چرا آخه مگه این رفیقت چه گناهی کرده باورم نمیشه اینجا میبینمت مگه نمیخواستی بچم رو ببینی ؟ پس چرا هستی: ....... اسمان : اگه بلند نشی همینجا خودم رو میکشم نمیبخشم خودمو به خدا نمیبخشم اجیییی . گریه هستی : ..... یهو دیدم گوشی هستی زنگ میخوره تو جیبش بود برداشتم وای خدا حامیم بود الان من چه کار بکنم ؟ .... اسمان : امم بله بفرمایید؟ حامی : سلام شما ؟ اسمان : من اسمان هستم دوست هستی حامی : اهان هستی کجاست ؟ ۱۰۰۰ تا اس ام اس دادم ۱۱۱۱ بار زنگ زدم اسمان : گریه شدید حامی : چیشده ؟ اسمان : آقا حامی اسمان تو ... تو کما هستش . گریه شدید حامی : چ ‌... چی ؟ ......
پارت ۳۵ حامی : چ چی ؟ چی گ گفتی؟ .‌ شوک استرس اسمان : آقا حامی هستی تصادف کرده . گریه شدید حامی : کجا. .استرس اسمان : جلوی در خونمون . گریه حامی : آدرس بیمارستان رو بده . بغض اسمان : sms میکنم برات . بغض حامی : باشه ..... اسمان آدرس رو به حامیم دادم و امد .... حامی : شما آسمان هستید ؟ اسمان : بله خودمم . گریه حامی : هستی الان کجاست ؟ اسمان : ‌.. .‌‌‌‌‌....... حامی : هستی کجاست . داد اسمان : کما 😭 . گریه حامی : مگه چیشدههه . داد و گریه اسمان : هیچی ماشین بهش زد ‌‌‌..‌)) گریه شدید حامی: این دکتره ؟ اسمان : عههه ارههه حامی : سلام آقای دکتر خوب هستید ؟ دکتر: بله بفرماید ؟ حامی : من نامزد هستی راد هستم دکتر : بله درسته امرتون حامی : الان حالش بهتره ؟ دکتر : والا معلوم نیستش اون جور تصادف ها معمولا تا ۳ یا ۴ سال زمان میبره حامی: چ ..‌ چی چندسال ؟ . شوک اسمان : چی آقای دکتر . گریه در حد مرگ دکتر : ۳ تا ۴ سال ما تموم تلاشمون ر. کردیم‌که الان زنده هستند بزور با شوک مگرنه خدایی نکرده الان دیگه باید میگفتی روحش شاد . متاسفانه از ناحیه مغز آسیب دیده و ستون فقرات‌ معلوم نیست چه اتفاقی میوفته فقط خدا میتونه معجزه کنه اگر زنده بمونن به احتمال زیاد از ناحیه دست و پا فلج میشن متاسفانه. حامی : فلج ؟.شوک درحد بیهوشی اسمان : چ ...چی .... اسمان چشام سیاهی رفت و افتادم .... .....
پارت ۳۶ حامی : عه عه آقای دکتر دکتر : پرستار پرستار . داد پرستار : بله چیشده ای وای .... اسمان یهو به خودم آمدم و چشمام باز شد وای نه دوباره همون اتفاق بچگی دوباره. ... حامی : اسمان خانم بهترین؟ 👩‍⚕️ : ببخشید عزیزم حالت بهتره ؟ اسمان : بله 👩‍⚕️: این جور سرگیجه ها خیلی خطرناک هست و به بیماری آسمی بهش میگن اسمان : بله میدونم وقت هایی که زیاد گریه میکنم اینجوری میشه نفس کم میارم و میوفتم این اتفاق خیلی وقت بود نیافتاده بود 👩‍⚕️: عزیزم درکل مواظب باش خیلی .... اسمان پرستار رفت و حامی یه سوال ازم پرسید .... حامی : اممم ببخشید چطور این اتفاق افتاد ؟ اسمان : من وقتی متوجه شدم بابام به مامانم خیانت کرده و بچه داره و جلوی من قربون صدقه دخترش رفت توی دادگاه و برای طلاق حالم به شدت بد شد من افسردگی کامل گرفتم و آنقدر گریه کردم که به این بیماری دچار شدم . حامی : واقعا متاسفم قصد ناراحت کردن نداشتم اسمان : آقا حامی شما بهتره برید سر زندگیتون ۴ سال از عمرتون همینجوری میشه و ۳۲ سالتونه میشه حامی : عشق آن است که پایبند باشد .....
سلاااممم 🤝 چالش داریم🤌🤌 بیاین پیویم و هر سوالی که دوست دارین بپرسین🎀🎀 آیدیم:@Andyakrimi تا ساعت ۵ ظهر وقت دارین⌚️⌚️