eitaa logo
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
55 دنبال‌کننده
720 عکس
434 ویدیو
3 فایل
ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ حߊ‌ܩܨ حߊ‌ܩࡅ࡙ܩܢ 🤍سلام خوشملم امیـבوارم از کلیپا פּ رمان خوشت بیاـב خوش امـבے هـבـ؋ : ۱kشـבن مرسے عضو میشی کـב ایتا : ۶۲۷عضو ؋ـنـבوم حامیم ◍•ᴗ•◍ ناشناس ؟🪽 https://daigo.ir/secret/71791330068
مشاهده در ایتا
دانلود
تایم فداتون با ۴ دقیقه تخیر✨🤍✨🤍
🥲😢😥🥺
سلام عزیزم🤍 عزیزم حامیم خواهر داره و داخل یکی از کنسرتاش اگه یادت باشه معرفیش کرد اگه بتونم فیلمش رو پیدا کنم داخل کانال میگذارم❤️‍🩹❤️‍🩹
🥀🥀
پری پارت هارو بده🙏🙏
فقط اونجا که آرش حامیمو قلقلک میده😂😂😂
استوری جدید حامیم✨🤍✨🤍
هلیا :حامیم یک سوال قبل من با کسی بودی ؟؟ حامیم :نه عزیزم این سوال چیه می پرسی من به غیر از تو به هیچ کسی جز تو فکر نمی کنم و هیچ وقت ولت نمیکنم . مگر اینکه ......... هلیا: مگر اینکه چی .... عاشق شی .. حامیم :نه عزیزم مگر اینکه ولم کنی و بری اگر هم بری من بازم با هیچکسی نمیرم افسرده می شم . هلیا :قربونت بشم من .. حامیم : خدانکنه زندگیم . توی تمرین این هارو بهم گفتن هلیا :بچه ها برای کنسرت فردا حاضرین ؟؟؟؟ بچه های بند : اره اماده ایم ارش :فقط از من جوری عکس و فیلم بگیر که پر جذبه معلوم شم . همه خندیدند . حامیم :خب دیگه تمرین بسه بچه ها شما برید من هم هلیا و رها خانم رو می برم . علیرضا :چی شد هلیا خانم شد هلیا ؟ حامیم :دیگه ههه رها:نه ممنونم اقا حامیم شما هلیا رو فقط بیارین من باید زود برم هتل خداحافظ. هلیا : صبر کن می بریمت دیگه. حامیم :اره رها خانم رها : نه ممنونم. من میرم خدانگهدار رها رفت و بچه ها هم رفتند فقط حامیم و هلیا موندن. حامیم : زود بریم ایران باهم ازدواج کنیم . هلیا : عع اره ........ حامیم : بریم هتل هلیا :بربم سوار ماشین شدن و رفتند دم در هتل هلیا : دوست دارم دوست دارم دوست دارم . و هلیا حامیم رو بوس کرد . حامیم :منم دوست دارم . حامیم هم لب های هلیا رو بوسه یه طولانی بوسید . هلیا : رفت توی هتل از خجالت اب شده بود . شب حامیم به هلیا زنگ زد ...... که ............... نویسنده : پری 🦋 پارت ۹
شب شد که حامیم به هلیا زنگ زد و گفت حامیم: بریم بیرون قدم بزنیم هلیا : بریم قشنگم! از زبون هلیا یه بادی سفید با شلوار لی مشکی پوشیدم یه بافر مشکی هم پوشیدم چکمه هام رو هم پوشیدم چتر هم برداشتم چون داشت بارون میومد حامیم : بیا پایین هلیا : الان رفتم پایین نشستم داخل ماشین حامیم رو بغل کردم نشستم رفتیم لب ساحل پیاده شدیم چتر رو برداشتم گفتم بریم حامیم : چتر بزار تو ماشین میریم بدون اینکه چرا و چون بگم گذاشتم تو ماشین و رفتیم رفتیم قدم بزنیم و حامیم شروع کرد به خوندن +قدم قدم پا به پات همه شهرو قدم زدم _زیر بارون تو تو خیابون بدون چتر چه حالی داشت باتو قدم زدن + یادته یادته میگفتیم باهم ............ حامیم: فکر نمیکردم صدات انقدر خوب باشه هلیا : نه به اندازه تو✨ هلیا ........................ نویسنده : آندیا🦋 پارت ۱۰
وا ، عزیزم ما اینجا هیچ شایعه ای نداریم من منظوری که برداشت کردم این بود که تو الان میگی خواهرش مرده دور از جونش
استوری جدید حامیم ،، کلاه جدیدو نگا❤️‍🩹❤️‍🩹✨🤍🤌🤌🤌🤌🤌🤌🤌🤌🤌🤌🤌 این آینه مارو کشت😂😂