بچه ها نیاز به ادمین داریم ( ادمین کار بلد )
هرکی تمایل داره بیاد پیوی
@Andyakrimi
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
بچه ها نیاز به ادمین داریم ( ادمین کار بلد ) هرکی تمایل داره بیاد پیوی @Andyakrimi
دوستا تا ساعت ۱۰ شب وقت دارید
هلیا : دیگه اشکی برای گریه کردن نداشتیم ،، همینجوری نشسته بودیم که زنگ خونه خورد پاشدم که برم باز کنم حامیم گفت پشین خودم میرم
+ بفرمایی
_من همسایه طبقه پایی نی هستم کلید رو خونه جا گذاشتم میشه در رو باز کنید
+ باشه
حامیم در رو باز کرد و امد کنارم نشست
بعد یهو یکی در رو با لگد باز کرد و آمد تو خونه
هلیا : حرومزاده چی میخوای ( با داد )
حامیم : این کیه هلیا
هلیا : بعدا بهت توضیح میدم
پوریا : یعنی نمیتونم بیام پیش دوست دخترم
هلیا : اکست نه دوست دخترت
هلیا : من الان نامزد دارم گمشو بیرون
پوریا : حالا اینارو ول کن از اون مرده که تو دستشویی زدینش چخبر
حامیم : این چی میگه
هلیا : ببین حامیم بعدا بهت توضیح میدم ، فقط تو با این درگیر شو نقشه دارم
حامیم : اوکی
هلیا : تو چجوری از زندان آزاد شدی
پوریا : فرار کردم
حامیم : ........................
پارت ۱۸
نویسنده : آندیا 🦋
حامیم : گمشو بیرون
پوریا: نمیرم
حامیم : نه تو دلت کتک میخواد
پوریا : جرعت داری بزن
از زبون هلیا
حامیم شروع کرد به زدن پوریا همین جوری که داشت میزن چاقو رو برداشتم و زدم تو شکم پوریا دیگه حامیم دست برداشت از زدن همینجوری داشت خون ازش میرفت که حامیم برداشتش و انداختش بیرون منم دستمال برداشتم و خون هارو تمیز کردم
حامیم : بوی جنازه میپیچه تو ساختمون
هلیا : برشدار و بندازش داخل چمدون تا بریم یجا خاکش کنیم
حامیم چمدون رو وا کرد و جنازه پوریا رو انداخت داخل چمدون و با هلیا رفتن سمت بیا بون
حامیم : تا نرسیدیم بگو کی بود
هلیا : دوست پسر سابقم بود
حامیم : توکه گفته بودی باکسی نبودی
هلیا : می ترسیدم بگم
حامیم : چرا
هلیا : .............................
پارت ۱۹
نویسنده : آندیا 🦋