eitaa logo
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
55 دنبال‌کننده
720 عکس
434 ویدیو
3 فایل
ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ حߊ‌ܩܨ حߊ‌ܩࡅ࡙ܩܢ 🤍سلام خوشملم امیـבوارم از کلیپا פּ رمان خوشت بیاـב خوش امـבے هـבـ؋ : ۱kشـבن مرسے عضو میشی کـב ایتا : ۶۲۷عضو ؋ـنـבوم حامیم ◍•ᴗ•◍ ناشناس ؟🪽 https://daigo.ir/secret/71791330068
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه ها نیاز به ادمین داریم ( ادمین کار بلد ) هرکی تمایل داره بیاد پیوی @Andyakrimi
۳۲ تایی مون مبارک بمونین برام ✨🤍🤍✨
یکی بیشتر مون کنید پارت دارید
۳۳ تایی مون مبارککککک بمونین برام ✨🤍✨🤍
درحال نوشتن پارت
هلیا : دیگه اشکی برای گریه کردن نداشتیم ،، همینجوری نشسته بودیم که زنگ خونه خورد پاشدم که برم باز کنم حامیم گفت پشین خودم میرم + بفرمایی _من همسایه طبقه پایی نی هستم کلید رو خونه جا گذاشتم میشه در رو باز کنید + باشه حامیم در رو باز کرد و امد کنارم نشست بعد یهو یکی در رو با لگد باز کرد و آمد تو خونه هلیا : حرومزاده چی میخوای ( با داد ) حامیم : این کیه هلیا هلیا : بعدا بهت توضیح میدم پوریا : یعنی نمیتونم بیام پیش دوست دخترم هلیا : اکست نه دوست دخترت هلیا : من الان نامزد دارم گمشو بیرون پوریا : حالا اینارو ول کن از اون مرده که تو دستشویی زدینش چخبر حامیم : این چی میگه هلیا : ببین حامیم بعدا بهت توضیح میدم ، فقط تو با این درگیر شو نقشه دارم حامیم : اوکی هلیا : تو چجوری از زندان آزاد شدی پوریا : فرار کردم حامیم : ........................ پارت ۱۸ نویسنده : آندیا 🦋
حامیم : گمشو بیرون پوریا: نمیرم حامیم : نه تو دلت کتک میخواد پوریا : جرعت داری بزن از زبون هلیا حامیم شروع کرد به زدن پوریا همین جوری که داشت میزن چاقو رو برداشتم و زدم تو شکم پوریا دیگه حامیم دست برداشت از زدن همینجوری داشت خون ازش میرفت که حامیم برداشتش و انداختش بیرون منم دستمال برداشتم و خون هارو تمیز کردم حامیم : بوی جنازه میپیچه تو ساختمون هلیا : برشدار و بندازش داخل چمدون تا بریم یجا خاکش کنیم حامیم چمدون رو وا کرد و جنازه پوریا رو انداخت داخل چمدون و با هلیا رفتن سمت بیا بون حامیم : تا نرسیدیم بگو کی بود هلیا : دوست پسر سابقم بود حامیم : توکه گفته بودی باکسی نبودی هلیا : می ترسیدم بگم حامیم : چرا هلیا : ............................. پارت ۱۹ نویسنده : آندیا 🦋
کیا فوتبالی هستن و طرفدار کدوم تیم هستیم داخ ناشناس ها بگین