#ROMANE_HAAMiM
#PARTE_3🎀✨
#NEDA
ندا:داشتم غذامو میخوردم که نگام افتاد به در یهو دیدم حامی و علیرضا اومدن داخل هیجان زده شدم همه رختن دور و برشون و داشتن عکس میگرفتن وقتی تموم شد بلند شدم و رفتم پیششون
ندا:سلام خوبید
حامی و علیرضا:سلام ممنون شما خوبید
ندا:خیلی ممنون آقا حامی نشناختید
حامی:چرا اتفاقا شناختمتون خوشبختم
ندا:منم خوشبختم میتونم باهاتون عکس بگیرم
حامی:بله
ندا:عکسمون رو گرفتیم و رفتم بیرون از رستوران
حامی:علیرضا میخوام یچیزی بگم بهت
علیرضا:بفرما میشنوم
حامی:دختره رو دیدی من از موقعی که توی دُبی دیدمش یجورایی بهش یه حسی پیدا کردم
علیرضا:چه حسی
حامی:نمیدونم فقط میدونم که نمیتونم یه لحظه هم از فکرش بیام بیرون اون خیلی خوشکله
علیرضا:پس بگو گلوت پیش کسی گیر کرده(باخنده)😂
حامی :آره دیگه(با خجالت)☺️
غذا هامون رو خوردیم و علیرضا منو رسوند خونه
ندا:رسیدم خونه یه دوش گرفتم یه چیزی خوردم و رفتم یه سر به اینستام بزنم
حامی:رسیدم خونه انقدر خستم بود که افتادم رو مبل و نفهمیدم کی خوابم برد
ندا :دیدم یه پیام برام اومد نوشته بود...
میخوای بفهمی چی میشه 🙂
تا پارت بعدی پیشمون باش و بیشترمون کن🤍✨
https://eitaa.com/F_Haamim_1376