eitaa logo
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
54 دنبال‌کننده
720 عکس
434 ویدیو
3 فایل
ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ حߊ‌ܩܨ حߊ‌ܩࡅ࡙ܩܢ 🤍سلام خوشملم امیـבوارم از کلیپا פּ رمان خوشت بیاـב خوش امـבے هـבـ؋ : ۱kشـבن مرسے عضو میشی کـב ایتا : ۶۲۷عضو ؋ـنـבوم حامیم ◍•ᴗ•◍ ناشناس ؟🪽 https://daigo.ir/secret/71791330068
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Haamim
جوری که حامیم برامون شعر مینویسه ihamim🤏🏻🥺 حامیم✨ حامیم✨ https://eitaa.com/ihamimi منبع بله
چشم بخدا دارم مینویسم ولی ۲ پارت بقیه پارت برای ۱۰۵ تایی
از زبون هلیا همچی داشت خوب پیش میرفت پیش هم احساس ارامش میکردیم البته من حامیمو نمی دونم خلاصه حاضر شدم برم بیرون چون خرید داشتم _<>____________________ هلیا: حامیم حامیم: بله؟ هلیا : من دارم میرم بیرون . حامیم : کجا ؟ هلیا: چندتا خرید دارم . حامیم : چی؟ هلیا : خرید برا خونه دارم و چندتا هم لوازم ارایشی می خوام . حامیم: اینجوری نمیشه یه بوس به من بده ببینم . _____________________ از زبون حامیم چسبوندمش به دیوارو بوسش کردم جوری که لبش پاره شده بود . _______________________ هلیا: هوشش حامیم لبم حامیم : اشکال نداره حالا قر نزن. هلیا : من میرم رژ بزنم . ________________________ از زبون هلیا خلاصه رژ زدمو از خونه رفتم بیرون اول رفتم تو یه فروشگاهی وسایلاتی میخواستم رو خریدم بعد از فروشکاه امدم بیرونو متوجه شدم یکی داره تغیبم میکنه نمی دونستم کیه ترسیده بودم تا رسیدم به لوازم ارایشی دوستم( صبا ) باترس رفتم و گفتم ........ نویسنده پری🦋 پارت ۲۵🤍✨️
باترس رفتموگفتم هلیا : سلام صبا جون صبا: سلام هلیا خانم یادی از ما کردی . خنده هلیا : صبا جون الان وقت حرف زدن ندارم این اقاعه جلو در از کیه منو دنبال میکنه . صبا : کدوم ؟ هلیا: اون صبا : نه بابا اون داداش نفسه . هلیا: نفس؟ صبا : اره همون لاغره . هلیا : اهان نمی دونستم داداش داره . صبا : حالا بدون ‌. خنده حالا که فهمیدی بیا بشین ببینم چرا به ما یه ۹ ماهی هست سر نمی زنی اخرین باری که دیدمت باردار بودم سره ماهیر . هلیا:ماهیر کیه ؟ صبا: بیا حتی نمی دونه ماهیر کیه . ماهیر دخترم که الان ۱۱ ماهشه . که براش یه لباس قلبی گرفتی گفتی اینو هروقت به دنیا امد بده بپوشه . حالا یادت امد . خنده . هلیا: اهان مگه بدنیا امده . بقض صبا: اره بابا خب الان بقضی نشو دیگه حالا بگو تو این ۱ سالو ۸ ماه چکار کردی شوهر کردی یا سینگل به گوری . خنده . هلیا : من ماه اول رفتم دبی به هتل که رسیدم گوشیم زنگ خورد دیدم ........ نویسنده : پری🦋 پارت ۲۶🤍✨️
دو پارت دادیم حالا ببینیم کی ۱۰۵ تایی میشیم ها ؟؟؟؟؟✨️🤍🤍✨️✨️🤍🤍✨️✨️🤍🤍🦋
ببین عزیزم به دلیل یک سری مسائل من نمی تونم زیاد مثبت ۱۸ کنم در حد همین بوس واینا دلیلش هم اینه که ممکن هست بعضی ها گزارش کنن و این کانال فیلتر بشه و من قول میدم تا جایی که میتونم مثب ۱۸ چون من قبلا یک کانال داشتم که رمانام مثبت ۱۸ بود و فیلتر شد پس بنا به دلایلی نمی تونم زیاد مثب۱۸ کنم . دلیل دوم اینه که ممکن هست یک بچه ی ۸ و ۹ و۱۰ ساله این کانال داشته باسه و دارند هم و اون ها نمی دونن این ها چی هست . دلیل ۳ اینه که بعضی ها با گوشی مادر و پدر هاشون این کانال رو دارند😊🤍✨️
در مورد رمان نظر بدید حدس میزنید چه طور تمام میشه ؟؟؟ ☝🏻☝🏻
دوست دارید غمگین باشه یا شاد 😊
رمانه من با بقیه فرق میکنه
۱۰۱ دنبال کننده هیچکسی نیست ؟؟؟