eitaa logo
🤍🪽ᕼᗩᘻᓰᘻ🤍🪽
54 دنبال‌کننده
720 عکس
434 ویدیو
3 فایل
ܢ̣ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ حߊ‌ܩܨ حߊ‌ܩࡅ࡙ܩܢ 🤍سلام خوشملم امیـבوارم از کلیپا פּ رمان خوشت بیاـב خوش امـבے هـבـ؋ : ۱kشـבن مرسے عضو میشی کـב ایتا : ۶۲۷عضو ؋ـنـבوم حامیم ◍•ᴗ•◍ ناشناس ؟🪽 https://daigo.ir/secret/71791330068
مشاهده در ایتا
دانلود
ببخشید این پارت یکم کوتاهه بچه ها ۳ پارت دیگه مینویسم و میفرستم 💫🫶🏻🙌🏻
روز سوم از سیاهی پروفایل تمام شد بچه ها با اینکه دلم نمی خواد پروف رنگی کنم ولی متاسفانه مجبورم 🖤🖤💔🥀🥀🥀🥀
حامیم : چی درست می کنی کدبانو . لبخند هلیا : قورمه و فسنجون حامیم : اوووو فقط یه چیزی . هلیا : چی . حامیم : به ساعت نگاه کردی ۲۵ دقیقه هست پدر مادرت و خوانوادت رسیدن . هلیا :وای خاک تو سرم حامبم بدو حاضر شو که دیره . ________________________ از زبون حامیم سری حاضر شدیم و رفتیم تو ماشین و حرکت کردیم سمت فرودگاه وقتی رسیدیم اول هلیا گفت اون مامانمه و اون هم پدرم مادر و پدرش خیلی جوون بودن و بعد خواهرش و شوهر خواهرش و بچه هاش رو معرفی کرد ________________________ هلیا : سلام مامان سلام بابا. ذوق شدید مادر هلیا : وای سلام دختر قشنگم چقدر دلم برات تنگ شده بود هلیا جان دخترم . پدر هلیا: قربونت بشم من سلام . فقط این اقای جوون کیه . تعجب هلیا : قضیه اش مفصل هست فکر می کردم هیوا بهتون گفته باشه . هیوا : اهم اهم ما اینجا شلغمیم . خنده هلیا : سلام هیوایی جونم . سلام وای سلام جوجو های خاله . ارنوشا : خاله من بچه نیستمااا ‌. انیا : سلام اله جوننم . هلیا : برو بابا تو برای من همون بچه ی ۱ ساله هستی که همش گریه میکرد ......... نویسنده : پری 🦋 پارت ۳۰
مرسی کویر کردید 😔
چشم دارم مینویسم🤣😂
۹۵ بریم واسه عمل به قولمون 💋❣️❣️❣️
خب خب ممنونم قشنگام که حمایتم میکنید دارم براتون کلی پارت مینویسم
۶ تا پارت دارم مینویسم🎀