من چون چند روز نبودم خیلیییییی لف داشتیم و میخوام از همینجا یک رمان را شروع کنم حالا نمی دونم یک کانال دیگه بزنم یا همینجا
پارت ۱۰
همینجوری که ناراحت گریه کنان بودم تو اتاقم آجیم یهو درو باز کرد
هانا: آه آه ببین چه چندش تا دیروز ازش بدت میومد امروز زانوی غم بغل کردی
هستی : هنوزم بدم میاد
هانا : هه گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه پیف پیف بو میده
هستی : باشه بابا .
هستی
گوشی هانا زنگ خورد
هانا : واییییییییییی دنیا
هستی : چی
هانا : الان درو باز میکنم بای
هستی : کیه
هانا : الان میفهمی
دنیا : سلااااااممممممممم
هانا: سلاااااام
هستی : سلام
دنیا : چیشده هستی خانم زانوی غم را به تنهایی خویش بغل گرفته ای . خنده
هانا : همونن
دنیا : نه جدی چیشده
هانا :..
هستی: خودم میگم
هستی
دنیا دختر عمومه و ۲۱ سالشه همسن همیم .
تقریبا نامزد بوده ۱ سال پیش ولی یارو با چند نفر بوده و خیانت کرده .
همه چیرو براش تعریف کردم همینجوری گوشیم زنگ خورد hami نوشته بود حامی بود . جواب دادم
هستی : سلام
.......
پارت ۱۱
حامی : سلام هستی
هستی : خوبی
حامی : خوبی قلبم
هستی : اممم ..... چ چی
حامی : ع ،ع منظورم اینه خوبی هستی خانم .
هستی : مرسی نفسم. ع مرسی آقا حامی
احساس: خنده
حامی : میشه امروز ببینمتون
هستی : البته
حامی: توی کافه ای که آدرس میفرستم تشریف بیارید
هستی : بله حتما فقط ساعت چند
حامی: ساعت ۵ اوکی هستید
هستی : بله
حامی : ممنونم
هستی : خواهش میکنم خدانگهدار .
حامی : خدا نگهدار شما .
هستی
تلفن رو قطع کردم چیزی جلوم نمی دیدم جز دوتا میمونه، کَنه ی فضول .
هستی : هااااااا
دنیا : خب عزیزم ببین دنیا دست کیه
هانا : معلومه دست آقا ارادو آقا حامیم و اقا شاهان
دنیا : حامی ،حامی کیه دیگه باز
هانا : پارتنرش
دنیا : چقدر خاطرخواه داره
هستی : اههههه بسه ساعت ۵ قرار دارم بگید چی بپوشم
دنیا : این کت زرده با شلوار ابیه و شومیز سفیده و شال ابی
هستی باشه
ساعت ۴ و نیم دیگه حاضر شدمو
.........
پارت ۱۲
هیوا : ماهم دنبالش کنیم ؟
دنیا : آره بریم
راه افتادیم دیدیم هستی تاکسی گرفت ماهم سریع یه تاکسی گرفتیم ودنبالش کردیم ما وقتی رسیدیم که هستی رفت تو کافه ماهم رفتیم و یه میز دور نشستیم داشتیم میدیدمشون که گارسون امد
گارسون : خانما چی میل دارید
هانا : من یا اسپرسو با کیک نسکافه ای
دنیا : منم یه شِیکِ توت فرنگی
گارسون چشم
هانا
گارسون از اینجا رفت پیش حامی و هستی
گارسون آقا و خانم چی میل دارید
حامی : خانومم چی میل دارید
هستی : بی زحمت یه تیرامیسو دارید
گارسون : بله
حامی: منم یه کیک شکلاته با تو تا قهوه
گارسون بله چشم .
حامی : راسیت من از شما خوشم آمده و اگه فردا شب وقتتون اکی هست من و خانواده مزاحم بشیم
هستی : والا چشم حتما تشرف بیارید
حامی : من میخواستم در مورد شرایطتتون بدونم
هستی : من میخوام کسی باشه که پایبند باشه .
حامی : صد درصد
گارسون : بفرمایید
...... ......
دنیا : ببین چی میگن خواستگاری
هانا : همون
........