1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😂
کپی ؟ فور قشنگ تره .
https://eitaa.com/feelinghamim
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه ها اینو حامیم لایک کرده 😂❤️🩹چه میکنی با خودت برادر
کپی ؟ فور قشنگتره
https://eitaa.com/feelinghamim
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من░باله░پروازم░براتتت (イわそ加)
کپی ؟ فور قشنگتره
https://eitaa.com/feelinghamim
اسپویل پارت ۱۶
به به عروس خانم
حامی : یک ماه دیگه مال منی
هستی : صبح رفتمو دیدم داره .......
پارت ۱۶
از خواب پاشدمو قرار بود برم دانشگاه میکاپ لایت کردمو رفتم
هانا : به به عروس خانم
هستی : والا مهرادم کم نگات نمی کرد
هانا : حالا
هستی : خداحافظ .
مامان : خدافظ
هانا : خداحافظ
همینجوری که رفتم بیرون صدای بوق شنیدم
حامی : هستی هستی
هستی : حامی تویی
حامی : بیا بشین
هستی : آمدم تو اینجا چکار میکنی
حامی : دیدم هوا سرده گفتم بیام سراغت
هستی : مرسی
حامی : خواهش
هستی : مامانمون دیشب راجب عقد صحبت کردن
حامی : آره یک ماه دیگه مال منی
هستی : 😂
حامی : چیه ما شیرینی خورده ی همیم
هستی : آره
حامی : یه سوال
هستی : چی
حامی: کسی آمده خواستگاریت
هستی : آره
حامی : کی
هستی :پسر داییم اراد امد خواستگاری شیرینی خورده ی همیم ولی صبح رفتم دانشگاه و بعدش خیابون دیدم با یه دختره .
حامی : آهان
هستی : چیزی شده
حامی: نه همینجوری
هستی : آهان
حامی : پیاده شو رسیدیم
هستی : وایمیسم تا تو هم بیای
حامی : وایسا من ماشینو یه جا پارک کنم
.........
پارت ۱۷
پیاده شدمو یهو دیدم دست یکی رو شونه برگشتم و دیدم ......
هستی : تو اینجا چکار میکنی
اراد : ببخشید که نامزدیم
هستی : منو تو هیچ نسبتی نداریم برو الان نامزدم میاد
اراد : چ چ ... ی
هستی : آره درست شنیدی نامزدم الانم برو
اراد : چ چرا
هستی : همونطوری که تو تونستی دیدی که من دوست داشتم
اراد : الانم داری
هستی : نه ندارم الانم گمشو
اراد : یادت باشه
هستی : یادم هست
اراد رفتو حامی یه چند دقیقه بعد امد
هستی : بریم
حامی : بریم
همینجوری که میرفتیم اسمانو سوگندو دیدم
سوگند: به به آقا حامی و هستی خانم دیشب خوب رسمی بودین
هستی : دیشب دیشب بود الان الانه
آسمان: بابا باکالاس
هستی : عزیزم درستش باکلاسه
آسمان : باشه بابا
الان باکی کلاس داری
هستی : من با گنجی
سوگند : منم
آسمان: منم با مرادی
حامی : منم با مرادی
هستی : اهم اهم کنار هم نمیشینید
آسمان: چشممممممم . عباس آقا
هستی : همین که گفتم
منو سوگند راه افتادیم تو کلاس
رفتیم تو کلاس صدای دست میومد درو باز کردم دیدم مرتیکه اسکل داره خیانت میکنه همون موقع سوگند دید
ارش : چ چی سوگند ام
سوگند : ارش ت ت تو چجوری تونستی
ارش : ب ببخشید
سوگند : یه ببخشیدی نشونت بدم گمشو از زندگیم بیرون
......