شب اخر
توی سرما شهر دنبالت می گشتم می ریخت پایین دونه دونه های اسکم کوچه هارو یکی یکی بالا پایین می کردم تا جایی که یخ زده دستم
می امدم هی دستتو بگیرم سردیشو بگیریو گرمیشو بدی من ولی می دیدم نیستی پیشم که دستاتو بگیرم
صبح شد چشام خشک شد به راه نیومدی دلم واسه تو خودش و کشت مرد می گفتم دیگه قراره از امشب دور باشم انقدر از عشقم من همین الانم قدر چند سال دلتنگت هستم
شب اخرمون ،شب اخرمون همه خاطره های دو تایی باهممون🥹🥹
سالگرد شب اخر مبارک🥳