روح الله رحیمیانenc_17090677352581367632430.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
به فرمان رقیه ❤️🩹💔
حتیوقتیکهدرستجلویگنبدتبودم ،
همهاشبهاینفکرمیکردم . .
کهکِیدوبارهقرارههمروببینیم¹²⁸!
بچه ها نازنین جون(مالک) نمیتونه فعالیت کنه جاش منو دوستاش هستیم فردا فعالیت میکنه🤍
شَبِت پُر اَز سِتارِه هایی باشِه🎬
کِه هَر شَب بِه خُدا سِفارِشِتو میکُنِه🩰
کِه هَمیشِه ماه بِمونِی …✨
شَب بِخِیر ماهِ مَن🌻
امیر برومندenc_17304889379439941142746.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
موذن حرم 💔
💖⚡️💖⚡️💖⚡️💖
هدایت شده از تبادلاتالنحیط
دخترایرانیاماساکنلندنبهطورناگهانیتصمیممیگیرهکهبهایرانبرگرده،وقتیکهبهایرانمیآدباپسرعموشازدواجمیکنهو...
‹ حـَنون ›
ورق؟ .
دستم میلرزید و نفسم تنگ شده بود.
از وقتی که حسام ناگهانی به من زنگ زده بود و همراه نورا به خونهی ما اومده بودن نگرانی بیشتری به سراغم اومده بود.
نورا سرش رو پایین انداخت و خبری که انتظارش را داشتم گفت.
_سوفیا جان تسلیت میگم؛ اما آقا حامد...
نتوانست ادامه دهد و بی صدا اشک ریخت؛ برای لحظهای چشمانم هیچ جا را ندید.
صدای گریهی مائده از اتاقش آمد و من قامت حامد را دیدم😿❤️🩹!
https://eitaa.com/joinchat/1057031376C37dd9a5c21