صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
#حافظ
https://eitaa.com/fennjoon
از مقابلم رد شد ، مثل عابران اما...
می شناختم او را،می شناخت او من را
با توقفش انگار لحظه در زمان گم شد
پشت سر نگاهی کرد پلک هم نزد حتی
پیش چشممان یک آن ،خاطرات رقصیدند
دور آتش عشقی از گذشته تا حالا
محو دیدنش بودم دختری صدایش زد
"بستنی بخر بابا بستنی بخر بابا"
لحظه ای به خود آمد ، ناگهان صدایم زد
سمت دخترک چرخید،اسم دخترش گویا..
#زهرا_نوروزی
https://eitaa.com/fennjoon
رفتی و دلیل شادبودن هم رفت
انگیزه برای دلربودن هم رفت
رفتی و دو خط شعر نگفتم بیتو
بعد از تو بهانهٔ سرودن هم رفت!
#جواد_محمدی_دهنوی
https://eitaa.com/fennjoon
هنوزم هرم دستاشو یادم هست
نگاه گرم و گیراشو یادم هست
میخندید و کنارم راه می رفت
هنوز اون خواب و رویاشو یادم هست
#زهرا_نوروزی
#دوبیتی
#مادرانه
#دلتنگی
https://eitaa.com/fennjoon
موهای فرفری شو شونه میکرد
دلِ آیینه رو دیوونه میکرد
تو خوابم بود و حرفای دلش رو
بازم مثل همیشه رو نمی کرد
#زهرا_نوروزی
#دوبیتی
https://eitaa.com/fennjoon
هدایت شده از خوبان پارسیگو
•.
میگفت از عاشقی از دلسپردن
برای عشق هم هر لحظه مردن
ازم پرسید خب؟ تا کی باهامی؟
بهش گفتم قدِ «یه چای خوردن»!
#دوبیتی
#زهرا_نوروزی
♡یه فنجون شعر♡
هنوزم هرم دستاشو یادم هست نگاه گرم و گیراشو یادم هست میخندید و کنارم راه می رفت هنوز اون خواب و روی
دارم حس میکنم بوی تنش رو
کنارم لحظه لحظه بودنش رو
خودم با هر دو تا گوشم شنیدم
صدای گرم سوسن گفتنش رو
#سوسن_حیدری
https://eitaa.com/fennjoon