eitaa logo
"فِــراق¹²⁸♡"
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
3.2هزار ویدیو
3 فایل
‹‌بِسـم‌اللّٰه‌الرحمـٰن‌ِالرَحیـم #128 تورارحمةالله‌واسعه‌نامیدندکه‌در هم‌میخری‌نوکرانت‌را...❤️ #ياأباعبدالله متولد:¹⁴⁰²/³/¹ وقف خانوم ام البنین:) برای انتقادات و پیشنهادات و تبادل @sajjad_shamshir
مشاهده در ایتا
دانلود
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی من حسینو میخوام...❤️:) (((انا مجنون الحسین🖤 @feragh128h
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میان این همه نوکر؛به فکر من هم باش:)💔 منی که از همه جزتو،عجیب خسته شده ام💔🙂 @feragh128h
😍فرخنده شبی ،شبی که بی همتا بود 💕پیوند دو گل در آسمان برپا بود 🌺جبریل امین به روی لب زمزمه داشت 💕هم کفو علیِّ مرتضی، زهرا بود @feragh128h
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم تنگنه خدااا شاهده😔 هوای حرم، هوای بهشت.... ببر کربلا به جای بهشت💔 @feragh128h
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین آقام همه میرن تو میمونی برام دست مارا به محرم برسانید فقط... @feragh128h
رسول خدا صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله به حضرت على بن أبي طالب علیه السلام فرمودند: ای ابوالحسن، اگر ایمان و اعمال خلایق را در یک کفه ترازو نهند و عمل تو را در جنگ احد در كفه دیگر، عمل تو از عمل همه خلایق سنگین تر است. خدای متعال در روز جنگ احد، به تو بر فرشتگان مقرب مباهات کرد و حجاب ها را از آسمان های هفت گانه برداشت و بهشت و آنچه در آن هست، سوی تو اشراف یافت و پروردگار جهانیان به فعل تو مسرور شد. خدای متعال به خاطر آن روز، تو را پاداشی می دهد که هر پیامبر و رسول یا هر صدیق و شهیدی به آن غبطه می خورد. مائة منقبة ص ۷۹_۸۰ منقبت ۴۷
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقسم‌به‌تو که‌قلبم‌با‌اسمت‌آرام‌میشود.. اقای‌‌امام‌حسین @feragh128h
می‌رسد قصه به آن جا که علی دل تنگ است می‌فروشد زرهی را که رفیق جنگ است - چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد «إن یکاد» از نفس فاطمه بر تن دارد - خبر از شوق به افلاک سراسیمه رسید تا که این نیمۀ توحید به آن نیمه رسید - علی و فاطمه در سایۀ هم... فکر کنید شانه در شانه دو تا کعبۀ یک‌دست سفید - عشق تا قبلِ همین واقعه مصداق نداشت ساز و آواز خدا گوشۀ عشاق نداشت - کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام - فاطمه... فاطمه با رایحۀ گل آمد ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد - آسمان با نفسش رنگ دگر پیدا کرد دست او پیرهن نو به تن دنیا کرد - ابر مهریۀ او بود که باران آمد نفس فاطمه فرمود که باران آمد - ناگهان پنجره‌ای رو به تماشا وا شد هر کجا قافیه یا فاطمةالزهرا شد - مثنوی نام تو را برده تلاطم دارد چادرت را بتکان قصد تیمم دارد - می‌رسد قصۀ ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام 💙🦋