حامیم عزیزم!
تولدت مبارک! 🎉 امروز روزیست که به خاطر وجود باارزشت جشن میگیریم. صدای تو همیشه مثل یک نسیم دلنشین در زندگیمون بوده و با هر نوتی که میزنی، دلهامون رو پر از احساس میکنی. تو با آهنگهات میتوانی لحظاتمان را به یادگارهای فراموشنشدنی تبدیل کنی.
امیدوارم سال جدید زندگیات پر از عشق، خوشحالی و الهام باشه. هر روزی که میگذره، توچراغی روشن در قلب ما میمونی. میدونم که چقدر تلاش میکنی تا صدایت رو به همه هدیه بدی و تو لایق تمام محبتهایی هستی که به سوی تو میاد. 🌹
با هر آهنگی که میخوانی، ما رو شگفتزده میکنی و به یاد لحظات خوب و خاطرات شیرینی که با اهنگات ساختیم می افتیم. این روز خاص رو با شادی و عشق در کنار عزیزانت جشن بگیر و بدون که همیشه در کنارت هستیم.
دوستت دارم و همیشه به خاطر وجودت شکرگزارم. امیدوارم هر آرزویی که داری، به حقیقت تبدیل بشه. ❤️✨
از طرف:غزل، مالک چنل🦋
ܦ̇ܝܦ̇ܝܨ ܦ̇ࡅ߭ܥࡐܩܢܚ݅ܩ✨💌
7روز تا تولد ماهمون❤️
تولد مبارک آرامش قلب من❤️✨
کاورش🤏🦋
#سالگرد من
𝕀𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕟𝕒𝕞𝕖 𝕠𝕗 𝔾𝕠𝕕
𝕎𝕖𝕝𝕔𝕠𝕞𝕖 𝕥𝕠 𝕪𝕠𝕦𝕣 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 ℍ𝕖𝕣𝕖 𝕨𝕖 𝕒𝕣𝕖 𝕨𝕠𝕣𝕜𝕚𝕟𝕘 𝕨𝕚𝕥𝕙 𝕒 𝕤𝕚𝕟𝕘𝕖𝕣
𝕨𝕚𝕥𝕙 𝕒 𝕘𝕠𝕠𝕕 𝕧𝕠𝕚𝕔𝕖 𝕊𝕠 𝕔𝕝𝕚𝕔𝕜 𝕠𝕟
𝕛𝕠𝕚𝕟✨
𝕆𝕦𝕣 𝕓𝕖𝕒𝕦𝕥𝕚𝕗𝕦𝕝 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 𝕝𝕚𝕟𝕜:
@ferferyefandom✨🦋
#سالگرد_موزیک
حامیم عزیزم!
تولدت مبارک! 🎉 امروز روزیست که به خاطر وجود باارزشت جشن میگیریم. صدای تو همیشه مثل یک نسیم دلنشین در زندگیمون بوده و با هر نوتی که میزنی، دلهامون رو پر از احساس میکنی. تو با آهنگهات میتوانی لحظاتمان را به یادگارهای فراموشنشدنی تبدیل کنی.
امیدوارم سال جدید زندگیات پر از عشق، خوشحالی و الهام باشه. هر روزی که میگذره، توچراغی روشن در قلب ما میمونی. میدونم که چقدر تلاش میکنی تا صدایت رو به همه هدیه بدی و تو لایق تمام محبتهایی هستی که به سوی تو میاد. 🌹
با هر آهنگی که میخوانی، ما رو شگفتزده میکنی و به یاد لحظات خوب و خاطرات شیرینی که با اهنگات ساختیم می افتیم. این روز خاص رو با شادی و عشق در کنار عزیزانت جشن بگیر و بدون که همیشه در کنارت هستیم.
دوستت دارم و همیشه به خاطر وجودت شکرگزارم. امیدوارم هر آرزویی که داری، به حقیقت تبدیل بشه. ❤️✨
#تولد_حامیم
🤍🖤🤍🖤
#part2
رویای شیرین
گفتم اوکی فعلا نمیگم بهش تا فردا از رئیست بپرسی ولی مامان یه کاری کن که بشه👍
مامانم گفت قول نمیدم ولی باشه سعیمو میکنم
_ممنون مامان😘
خمیازه ای کشیدم ساعتو نگاه کردم اوه اوه ساعت دو شبه باید بخوابم تا فردا بتونم به مامانم کمک کنم😄
فردا صبح با آلارم مبایلم بیدار شدم ساعت شش و نیم بود.
_یا خدااا ساعت هفت و نیم باید بریم سرکار مامان😱
دیدم صدای دوش حموم میاد مامانمو صدا کردم دیدم از توی حموم بهم گفت بالاخره بیدار شدی زود آماده شو وقت نداریممم😡
گفتم باشه یه دوش بگیرم آماده میشم البته اگر جناب عالی از حموم در بیای😂
مامانم گفت الان در میام تو وسایلاتو آماده کن دستگاه قهوه هم روشن کن از حموم در اومدم میخوام واسه خودم قهوه درست کنم. 😊
_باشه الان میزارمش توی برق و وسایلمم الان آماده میکنم😏
بعد پنج دقیقه مامان بالاخره از حموم در اومد
سریع حولمو ورداشتم و دویدم سمت حموم😂
بعد یه ده دقیقه از حموم در اومدم
سشوار و شونه رو برداشتم و موهام رو شونه کردم وبعد سشوار زدم. 😊
بعد از سالها بالاخره کار موهام تموم شد😂
مامانم بهم گفت سارینا قهوه نمیخوای؟
گفتم نه ممنون نمیخوام تو زود بخور بیا من میرم تو ماشین منتظرت میمونم🙃
ادامه پارت بعدی...
اوهاوهامروزتولدِپسرِقشنگِمنه؟!
حامینمیدونیچقدرذوقدارمبرات!
خاطردیدنتگریهکردمعکساشونگاه
میکنممیگمیکآدمچقدرمیتونه،
دوستداشتنیوتودلبروباشه!
پسرِخدا،پسرِمن،پسرِمامانت،
پسرِفندومها،بهتقولمیدمیکروز
بیامببینمتقولمیدمبهت،
درستهتونمیدونیمنوجوددارمیا
اصلاکلِوجودمخودتییولیبیصبرانه
منتظرمببینمت،ببینیمنو،ببینیمهمو...
وامروزکمیفرقدارهحالِیهایرانبده؛
امامنخیلیخوشحالمپسرمکهبعدِچند
ماهرسیدیمبهروزتولدِتوعشقِمن!
فقطمیخوامازاینجاهمکهشدهبهتبگم
عـُمـرِدوبـٰارهِمَـنـيعآقايصـآلــحـي' 🫧💞'
راستیپنجمینسالگردِ«مـثـلـاً»همهست!
مبارکمونباشههموتولدعمردوبارهمون
همسالگردقشنگترینموزیک🤏🏻🤏🏻💓
عاشقتمممصالحیم💗!:)
و³سالشدکهباتمامِوجودمدوستتدارم>>>🩵
🤍🖤🤍🖤
#part3
رویای شیرین
مامانم گفت اوکی تو برو منم الان میام
فقط سارینا میخوای با حوله بری؟؟
_آخ پاک یادم رفته بود لباس نپوشیدم😂
خاکتوسرممم😱😂
رفتم توی اتاقم و در کمدم را باز کردم و یک شلوار لی سیاه با یک شومیز سفید پوشیدم با یک شال سیاه🤍🖤
بعدش رفتم در کشو ساعتام رو باز کردم و ساعت کاسیو نقره ایم رو زدم و یک دستبند طلایی هم زدم✨
رفتم به مامانم گفتم خوشتیپ شدم؟
مامانم گفت عالییی بیا منم قهوه ام رو خوردم بریم پایین😏
گفتم اوکی. کفش آلستارم رو پوشیدم و آسانسور را زدم آسانسو ر اومد با مامان رفتیم پایین✨
مامان ماشین رو از تو پارکینگ در آورد و باهم راه افتادیم به سمت محل کار مامان😶🌫
بالاخره رسیدیم. مامان بهم گفت خب سارینا اون بانده رو بزار گوشه ی استیج و اون گیتاره هم ببر تو اون اتاق😒
_آخ مامان از کتو کول افتادم دیگه چی مامانم گفت خب بزار خودم باند هارو میزارم تو برو اتاق کارمو مرتب کن 😏
بعد از نیم ساعت بالاخره اتاق مامان تموم شد
به مامانم گفتم من میرم دستامو بشورم گفت اوکی برو😃
رفتم که دستامو بشورم یهو دیدم حامیم داره با رئیس مامانم حرف میزنه. 😱
باورم نمیشد مثل یک رویای شیرین بود منتظر شدم تا صحبتش با رئیس مامانم تموم بشه
تا برم ازش امضا و عکس بگیرم😍
باورم نمیشد که بعد سه سال دیدمش بالاخره😢
ادامه پارت بعدی...
🤍🖤🤍🖤
#part4
رویای شیرین
بالاخره صحبتش با رئیس مامان تموم شد دویدم سمتش و بهش گفتم
ببخشید میتونیم یه عکس باهم بگیریم؟؟
اون هم گفت چرا که نه✨
و اون لبخند جذاب لعنتیش رو زد😂و یک امضا هم ازش گرفتم و بهش گفتم
پسر میدونی سه ساله محتاج همین صحنه بودم؟؟ گفت قربونت برم😍
یکهو گوشیش زنگ خورد یواشکی تونستم داخا گوشیش رو ببینم به انگلیسی نوشته بود فرید✨
یکم دور شد تا بتونه تلفنش رو صحبت کنه من هم رفتم تا دستامو بشورم.
_سمت اتاق مامان دویدم تا بتونم این خبر عالیییی که برا من مثل رویا میموند رو بگم😳
رفتم به مامانم گفتم مامان باورت نمیشه کی رو دیدم! مامان گفت کی؟
گفتم حامیمم مامان یاهاش عکس گرفتم و امضا هم ازش گرفتم😜
مامن یه لبخند ملیحی زد و گفت خب حالا خوش خوشونت تموم شد اون پایه میکروفون رو بزار تو اون اتاق😊
گفتم آه باش اون پایه رو گذاشتم توی اتاق و بعد به مامان گفتم تموم شد دیگه چیکار کنم؟
مامان گفت آفرین دخترم حالا وسایلاتو جمع کن برات اسنپ بگیرم بزی خونه😝
گفتم باش وسایلامو برداشتم و به مامان گفتم اسنپ گرفتی؟ مامن گفت آره برو دم دره😏
داشتم مسرقتم که از دوباره حامیم رو دیدم از خوشحالی لبخند به لبم اومد😍
اون هم برام یک چشمک زد باورم نمیشد انگار خواب بودم😳😍
_سوار اسنپ شدم گوشیم و باز کردم وبه حدیث همه چیز رو گفتم پشماش ریخته بود😂
بهم گفت دروغ میگی اگر راست میگی عکستونو بفرست منم عکسو فرستادم🙃
_آخ خدااااا آخه آدم چقدر میتونه خر شانس باشه والا من ندیدم سارینا مامانت با رئیسش حرف زد؟
بهش گفتم نمیدونم بزار الان بهش زنگ میزنم ببینم گفته یا نه بهم گفت باش فقط زود😐
_اوکی. زنگ زدم مامانم بهش گفتم مامان با رئیست سر کنسرت حرف زدی میشه برا حدیثم بلیط گرفت؟؟
مامان گفت.....
ادامه پارت بعدی...