eitaa logo
ܦ̇ܝ‌ܦ̇ܝ‌ܨ ܦ̇ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ܩܢܚ݅ܩ✨💌
48 دنبال‌کننده
52 عکس
28 ویدیو
0 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. me: @haamimoonn
مشاهده در ایتا
دانلود
از چند روز دیگه شروع میکنم به رمان گذاشتن😍
بریم برای معرفی کاراکتر های اصلی رمان...
_اسم: سارینا _اصلی ترین کاراکتر _شغل: ویولنیست _فن حامیم
_اسم: حدیث _شغل: برنامه نویس _فن حامیم _دوست صمیمی سارینا
_اسم: لاله _شغل: مدیریت بخش کنسرت هتل اسپیناس _مادر سارینا
_اسم: حامیم _شغل: خواننده _کراش سارینا و حدیث😂
تااینجا کاراکتر های اصلی همینان🙏
بریم واسه ی پارت دهی؟؟
🤍🖤🤍🖤 رویای شیرین دیشب مامانم بهم گفت سارینا حامیم هفته ی دیگه محل کارم کنسرت داره بهمون بلیط رایگان میدن ردیف یک میخوای برات بگیرم؟ باورم نمیشد بالاخره بعد سه سال میخوام برم کنسرت کسی که سه سال بود فنش بودم😍 بهش گفتن آره چرا نخوام از خدامه😁 بهم گفت به یه شرط برات بلیط میگیرممم بهش گقتم هر شرطی باشه قبول میکنم تو جون بخوا مامانی✨😂 مامانم با خنده گفت ها چون میخوام برات بلیط بگیرم باهام مهربون شدی😂 بهش گفتم باشه بابا تو فقط بگو چه شرطی بهم گفت خیلی کار رو سرم ریخته تو سالن😔 فردا بیا محل کارم کمکم کن تو سالن باید باند هارو آماده کنیم ساز هارو آماده کنیم و باید پرونده های خواننده هاهم مرتب کنیم😒 بهش گفتم چی بهتر از این اوکی فردا میام کمکت👍 رفتم تو اتاقم درو بستم و رو تختم محکم پریدم و روتختیم رو گرفتم جلو دهنم و از خوشحالی جیغ زدممم😆🥳 گوشیم رو برداشتم و رفتم توی تلگرام و به حدیث دوستی که با هم پنج سال دوست بودیم پیام دادم اون هم عاشق حامیم بود. 🤩 بهش ماجرا رو گفتم بهم گفت جون هرکی که دوست داری برا منم یه صندلی کنارت بگیر. رفتم به مامانم گفتم که مامان حدیث میگه میشه برا منم یه صندلی رزرو کنید؟ 🙃 مامانم جواب داد باش حالا فردا با رئیسمون حرف میزنم ببینم چی میشه، ولی فعلا به حدیث نگو ممکنه نشه..... ادامه پارت بعدی...