eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
177 دنبال‌کننده
292 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
غزل دیگه پارت نمیده ؟؟ 🤍 نمیدونم خیلی وقته ایتا نیومده عصری بهش زنگ میزنم
میشه یه چیز بگی ما بخندیم 😂 🤍 بزار یه خاطره تعریف کنم🤣🗿 یه شب خونه عموم بودم بعد خب من یه دختر عمو دارم اختلاف سنیمون یه سال تقریبا بعد ساعت دو شب نشسته بودیم داشتیم از اینده اینا میگفتیم بعد حالا چه چرت و پرتایی گفتیم🤣😔 ما رو دوتا پسر فامیل کر.اشیم(کاش نبودبم دوتا خدا زده🤣) اون دوتا هم از ما خوششون میاد داداشم هستن متاسفانه😂 بعد دختر عموم داشت شرط عقد میزاشت🤣🤣 میگفت مهریه یه پنت هوس (نمیدونم درس نوشتم یا نه😂💔) تو الهیه میخوام🤣با 1391کل نیلوفر ابیی🤣 بعد با رنگ قهوه ای🤣🗿 50تا سکه زیر لوسی میخوام(اینم نمیدونم درس نوشتم یا نه🤣) بعد میگفت دوتا کلیه دومادم میخوام🤣 شرطشم این بود اسم بچشو بزاره ام کلثوم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
میشه یه چیز بگی ما بخندیم 😂 🤍 بزار یه خاطره تعریف کنم🤣🗿 یه شب خونه عموم بودم بعد خب من یه دختر عمو د
از پارت ها هم طولانی تر شد🤣🤣 بعد انقدر چرت و پرت ده هم گفت که دیگه اونا قابل پخش نیستن🤣😔
بیشتر با کی راحتی هانیه ، غزل و ....... 🤍 با هانیه یذره رودروایسی دارم چون به هر حال تازه اینا اشنا شدیم با حدیثم بیشتر احساسی ایم ولی با غزل راحت ترم چون خیلی بچه باحالیه شوخی میکنه عین خودمه خلاصه اره😂 ولی بقیه رم دوس دارم
دوست داری تو این چتل با کدوم ادمین بری بیرون 🤍 با حدیث و غزل بیرون رفتم ولی خب هانیه چون بنظرم تجربه جالبیه ولی بازم غزل و حدیث هم میبرم 😂
صدات چقد قشنگه یه اهنگ بخون با اهنگ بیکلام 🤍 صدام اون قدرا خوب نی بعد یذره خجالت میکشممم
چطوری 🤍 خوب تو چطوری
وقتی رمانتونو میبینم دزینقسعقسعقستقتقتق 🤍 ذوقققققق من وقتی تعریفای شما رو میبینمم🛐😭🤏🏻
عالی بود عزیزم 🤍 دورت بگردم🎀♥️
اوا: رسیدیم تالا وای لحظه به لحظه استرسم بیشتر و بیتشر میشد قلبم داشت میومد تو حلقم ولی سعی داشتم به رو ی خودم نیارمم رفتیم و نشستیم منتظر عاقد بودیم عاقد اومد دلارام اومد تو گوشم گفت: دلارام: خوشگل ترین عروس دنیا شدی خانوم🙂♥️ مبارکت باشه من برمم قند بسابمم بالا سرتت😂 از بچگی ارزوم بود🤣🤣 اوا: مرسی عشقمم بله بله در جریانم🤣 هر چندوقت یبار میشوندیم یه گوشه و قند هایی که با چایی میخوردیم و بالا سرم میسابیدی😂😂 دلارام: دیگه من عاشق عروس و عروسیم😂😂(خصوصیات خودم🤣) اوا: ماهان و خر کن منم بیام بالا سر تو قند بسابم😂 دلارام: چشممم🤣 من که از خدامهه😂 داداش تو ما رو نمیگیره😂 اوا: میگیره میگیره😂 بدو قندتو بسابب دلارام: باشش اوا: عاقد اومد نشست و شروع کرد به خوندن خطبه عاقد: دوشیزه ی محترمه ی مکرمه ی عاقله ی بالغه سرکار خانم اوا حسینی ایا بنده وکیلم شما را به عقد دائم و همیشگیه اقا ی حامی صالحی دربیاورم ایا بنده وکیلم؟( نویسنده: قشنگگ معلومه عشق عروسیم🤣) دلارام: عروس رفته گل بچینهه عاقد: برای بار دوم ارز میکنم وکیلم؟ دلارام: عروس رفته گلاب بیارعهه عاقد: برای بار سوم ارز میکنم وکیلم؟ دلارام: عروس رفته گل بکشه 🤣🤡 اوا: دلاراممم😒😂 دلارام: ببخشید ببخشید 😂🦦 عاقد: وکیلم خانم حسینی؟ اوا: با اجازه بزرگ ترا و پدر و مادرم بلههه🥲 عاقد: اقای خامی صالحی ایا وکیلم شما را به عقد دائم و همیشگیه سرکار خانم اوا حسینی در بیاورم وکیلم؟ حامی: بله اوا: وایی حامی هم بله رو دادد بالاخره مال هم شدیمم اوا: قشنگ ترین شب زندگیم شد خندیدیم رقصیدیم و کلی خاطره جمع کردیم🙃💙 ادامه دارد.... نویسنده: ♥️Anita