eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
174 دنبال‌کننده
293 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
چیشده باز چه خبره 🌚 ایشالا که خیره😂❤️‍🩹
دو دقیقه کرم نریز 🌚 نمیشه متاسفانه 🤡
عالی بود 🌚 💙👀
ماهان: اوا مامان🙃 اوا: مامان چییی ماهان: مامان بیمارستانه حالشم اصلا خوب نیست اوا: ماهان چی میگی😭(گریه) ماهان: بیا بیمارستان اوا: با همون حال بد لباس پوشیدم سریع رفتم بیمارستان رسیدم بیمارستان رفتم سمت پذیرش پرستار: بفرمایید خانم اوا: زهرا صادقی کدوم بخشه پرستار: ای سیو اوا: مرسی رفتم پیش ماهان نشسته بود سرشو گرفته بود تو دستاش ماهان: اومدی اکه چیزیش بشه چی🙂 اوا: چیزی نمیشه 🙂 ماهان: تو ناراحت نباش اوا: ماهان چجور میشه ناراحت نباشم مادرمه خب😭💔 ماهان: 🙃 به حامی گفتی اوا: نه الان میگم گوشی رو برداشتم زنگ زدم حامی حامی: جانم؟ اوا: حامی🙂 مامانم بیمارستانه حالشم خوب نیس خودتو برسون حامی: وای میام الان دلارام: اوا اومدی بیاید ابمیوه گرفتم براتون بخورید بهتر شید اوا: من هیچی از گلوم پایین نمیره🙂💔 دلارام سعی داشت دلداریم بده اما من فقط منتظر این بودم که صدای مامانمو بشنوم یک ساعت دو ساعت سه ساعت ساعت ها میگذشتن ماهان،حامی، دلارام،بابام همه جمع شده بودن اما من تنها بودم مامان نبود یدفه صدای دستگاه ها بلند شد همه ی پرستارا و دکترا هجوم بردن به اتاق و من منتظر برگشت مامانم بودم 💔 دکتر اومد بیرون منتظر بودم حرفی بزنه اما هیچی نمیگفت اوا: دکتررر مامانم چیشد خوبهه(داد) دکتر اروم خانم اینجا بیمارستانه اوا: خب یچیزی بگید دکتر:..... ادامه دارد..... نویسنده:🌝 Anita
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&btn=بگو.بانو🤍
یزید های گرامی این ناشناس بی صاحاب و پر کنید بپارتم😒😂
چی بگیم ❤️‍🩹 هرچی دوست دارینن
سلام ❤️‍🩹 سلام
سلام خوبی ❤️‍🩹 سلام بد نیستم تو چطوری
عالی ❤️‍🩹 مرسی
خیلی قشنگ مینویسی ❤️‍🩹 ممنون گل👀
دکتر: متاسفام ما هرکاری تونستیم کردیم تسلیت میگم:)) اوا: چی چی میگیییی(داد و گریه) حامی؛اوا اروم بیمارستانه اوا: حامی چی میگی مامانم دیگه نیست پیشم نیست من چیکار کنم😭💔🙃 دلارام: دروت بگردم اروم باش(بغض) اوا: ولم کنید بزارید برم بمیرم😭😭 حامی؛رفتم دنبال اوا رفته بود تو محوطه نشسته بود نشستم کنارش اروم بغ. لش کردم اوا نکن با خودت اینجوری میکنی اذیت میشم اذیت میشم اینجور ببینمت اوا: حامی شما منو نمیفهمید💔 جز دلارام الان هیشکی منو نمیفهمه ماهان هم میفهمه درک نمیکنید منو😭🙃 حامی: الهی بمیرم برات نکن با خودت(خدانکنههه) اوا: حامی نگو نگو که طاقت یه داغ دیگه ندارم🙂❤️‍🩹 ....... دلارام: اوا رفت بیرون حامی هم رفت دلداریش بده میفهمیدمش میدونستم چی میکشه درد داره نگاهم رفت ماهان سرشو پایین گرفته بود هیچ واکنشی نداشت رفتم سمتش ماهان... ماهان... ماهان ماهان: هوم دلارام: مسدونم چه دردیه🙂 اذیتی خسته ای ناراحتی میدونم ولی اینجور نریز تو خودت ماهان: پس چیکار کنم دلارام: برو یه جایی که کسی نباشه داد بزن فریاد بزن خالی شی گریه بکن کی گفته پسرا نباید گریه کنن با هم بریم باشه؟ ماهان: باش ...... اوا: حامی یعنی الان من مامانمو باید بسپرم به خاک؟ 💔 حامی: جسمش میره زیر خاک ولی همیشه هواتو داره همیشه پیشته غصه نخور اون الان میبینتت ببینه حالت اینجوره ناراحت میشه اوا: حامی من نمیتونم من زندگی بعد اون و نمیتونم تحمل کنم درسته تو هستی دلارام، ماهان، فاطمه هستن ولی من تنهام حامی: ما هستیم کاری میکنیم تنها نباشی اوا: میترسم حامی؛از چی؟ اوا: از اینکه نتونم به خودم قول بدم تنها نیستم یا اینکه دنیا ی بدون مامان و تحمل کنم حامی: میتونی خب اوا: 🙃 ادامه دارد..... نویسنده: 👀Anita