ولی خدایی حامیم گناه داشت اوا رو بیشتر از ارام دوست داشت
👀
اصلاا هم گناه نداشتت🙄🙄🙄🙄🙄
نمیشد منو بیاری تو داستان آوا رو زیر بکنم بجای این که محوش کنی نمیشد🥺
🌝
محو شد متاسفانه😭🙄
واس خودت پارت بنویس زیرش کن به مام خبر بده🤣
من نمیبخشمتون چرا اوا رفت 😢 خیلی خوشحالم که غزل برگشته ❤️😍
🌝
شرمندمم🙄🙄🙄🙄
منم خوشحالم😭👀
ولی هر کاری کنه حامیم نمیتونه اوا و خاطراتش رو فراموش کنه💔😢
🌝
بایددد فراموش کنهههه
مجبوره فراموش کنهه
خودم کاری میکنم فراموش کنههه🙄🤓
اصن حوصله ی اوا رو نداشتم رو مخم بود محوش کردمم🙄✨