eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
231 دنبال‌کننده
304 عکس
104 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
Happy 160 members⭐️🌊
هدایت شده از 𝐬𝐚𝐧𝐚𝐳
345.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ۬۫۬   ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬   ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬   ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬    ۬۫۬۫۬۫۬۫۬    ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬  ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫    ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬     ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫ ۬۫۬    ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬    ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫  ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬   ‌ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬    ۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫࣪۫   ۬۫۬    ۬۫ ‌ چنل میخوای با این وایب?¿🔮🌀 تبریک میگم تو چنل منو پیدا کردی خوشگلم اینجا جمع دخترای پینترستی هست☝️🏻😛☝️🏻 کلی پروف و بیو واسه ترند کردن اکانت ایتا 🤓🛍🕯 ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ sι𝗅𝙺 @zibaterandakant 𐔎𝖾ׄ   ‌ ‌  ‌ ‌ ‌  ‌ ּ ‌ 
_آواااااا نمیدونستم چیشده، فقط سوار ماشینم شدم و رفتم دور و بر رستوران و بگردم، بعد از چند دقیقه موبایلم زنگ خورد _بله بفرمایید!؟ ببخشید از بیمارستان مهر تماس میگیرم یه خانمی رو آوردن اینجا آخرین شماره ای که توی گوشیش افتاده بود شماره شما بود میتونید تشریف بیارید بیمارستان؟ _ب... بله...میتونم بپرسم چه اتفاقی افتاده؟ ~خانمی که آوردن اینجا تصادف کرده بود و الان بیهوش هستن تشریف بیارید اینجا و لطفا اگر مشخصاتی از خانواده ایشون دارید هم به ما بدین تا ما با خانوادشون تماس بگیریم _نه مشخصاتی از خانوادش ندارم ولی دارم میام بیمارستان. ~بسیار خب خدانگهدار _خدانگهدار _زنگ زدم به عموم که اگر شماره ای از پدر و مادر آوا داره بهم بده ولی جواب نداد. _بعد از نیم ساعت رسیدم بیمارستان، وارد شدم از پرسنل پرسیدم اتاق آوا حسینی کجاست اوناهم گفتن اتاقش شمارش63 هست طبقه دوم بخش مراقبت های ویژه. _رفتم بخش مراقبت های ویژه اتاقش رو پیدا کردم ولی نذاشتن وارد بشم _ منم خیلی استرس داشتم همینجوی که داشتم با خودم فمر میکردم باید چیکار کنم دکترش اومد و گفت شما برادرشین؟ _کی به کیه، منم گفتم آره گفت: بیمارتون به هوش اومده و فردا صبح مرخص میشه. _هوففف خیلی ممنون دکتر خواهش میکنم و لطفا به پدر و مادرتون هم لطفا زنگ بزنید و بگید بیان بیمارستان. _چ... چشم. دکتره رفت و من مونده بودم الان چیکار کنم ادامه دارد... نویسنده: غزل
دوتام شب میدم
https://abzarek.ir/service-p/msg/3342606 تو ناشناس بگید ایده بدین برای پارت های بعد😜
ولی اگه رمان از بلک پینک بی تی اس بود بیشتر حمایتت میکردیم ------------------ غزل: متاسفانه فن بلک پینک و بی تی اس نیستم حدیث: متاسفانه
کاش رمان از بی تی اس و بلک پینک بود ------------------ غزل: هعییییی حدیث:منو غزل فن بلک پینک و بی تی اس نیستیم
ترو خداااا از بی تی اس بزار ----------------- غزل: خدایاااااااا حدیث:
برای پارت بعدی بنویس خداحافظ و تمام 😂 ------------------- غزل: خدایا به ممبر های من شفای دو عالم بده.(آمین) 🤣🙏 حدیث: